یادداشتی درباره ارتکاب جنایات ضدانسانی

  • انتشار: ۹ حمل ۱۳۹۹
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 81970

جهان، خصوصا افغانستان در سال ها، ماه ها وروزهای اخیر شاهد جنایات تکاهنده ضدانسانی می باشند. آخرین مورد آن کشتار هندوباوران درکابل بود، که ظاهرا گروه های افراطی مسئولیت آن را بعهده گرفته اند. در این باره دو نکته را می توان یاد داشت کرد:

۱-از موضع و دیدگاه انسانی؛ ارتکاب چنین جنایاتی، تکان دهنده، غیر موجه، نقض کننده حیات بشری و در تضاد با ارزش ها و کرامت انسانی است. بنابراین داستان پردازان چنین جنایاتی در هرسطح، موقف، کشور و موضعی که قرار داشته باشند، در زمره جنایتکاران جنگی محسوب می شوند، و باید مجازات جرم شان را ببینند.

۲-از زاویه عینیت تاریخی و سیاسی؛ متاسفانه ارتکاب چنین جنایاتی بی سابقه نبوده و آخرین هم نخواهد بود. آن چیزی که وقوع چنین جنایاتی را تشدید و غیرانسانی تر می سازد، اینست که همیشه تئوری، زمینه و اجرای ارتکاب چنین جنایت هایی از سوی صاحبان قدرت، ثروت و تئوری پردازان شان و مجریان آن به تناسب شرایط و اقتضای زمان توجیه و اعمال می گردد.

بنابراین وقتی بنام صلح، جنایتکاران و تروریست های شناخته شده در یک تعامل سیاسی براساس منافع-بین امریکا که خود را مدافع آزادی می داند، و دیگر حکومت ها را متهم به نقض حقوق بشر می کند، و گروه طالبان که با اتکا به اسناد دست پرورده خودشان می باشد- بدون توجه به خون ناحق ریخته قربانیان و بی اعتنا به رنج، مصیبت و سوگ بازماندگان قربانیان، از جنایات تبرئه داده شده و از قید رها می شوند، دیگر برای اجرای عدالت و آوردن صلح و داشتن زندگی با کرامت چه جای توقع و امید باقی میماند؟ این درد و ناامیدی زمانی عمق و شدت پیدا می کند که سرنوشت مردم در دست کسانی به گروگان گرفته شده است، که حلقه مزدوری و خیانت به مردم، آشکارا در گوش شان آویزان است.

متاسفانه براساس تجربه تاریخی و شواهد عینی هیچ روزنه ای برای نجات از این وضعیت ناامیدکننده وجود ندارد.

شکور اخلاقی