گزارش یک روزنامه ایرانی از موج بازگشت هزاران مهاجر افغان به کشور

  • انتشار: ۱۸ سرطان ۱۳۹۷
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 44829

بعد از سقوط ارزش پول ایرانی در مقابل دالر آمریکایی، اکنون هزاران تن از مهاجران افغان که در ایران کار می کردند، در حال بازگشت به افغانستان است، عده ای از آنها نیز به دنبال رفتن به ترکیه یا دوبی هستند.

روزنامه قانون چاپ ایران از موج مهاجرت هزاران مهاجر افغان از ایران به افغانستان خبر داده اند. تعدادی از این مهاجران در گفتگو با خبرنگار این روزنامه گفته اند که یک هزار تومان ایرانی برابر با ۹ افغانی شده است و دیگر کار کردن در ایران نمی صرفد.

قسمتی از گزارش میدانی روزنامه قانونی را در زیر می خوانید:

“در ساعت ۱۲ ظهر یکی از گرم ترین روزهای تابستان، اتوبوس اسکانیای نارنجی رنگ به مقصد تایباد مقابل یکی از تعاونی‌های ترمینال جنوب ایستاده است. سیل مهاجرت افغان‌ها از ایران به کشورشان مدت هاست شروع شده و بالا رفتن قیمت دلار و شوک های پی در پی بازار ارز، آن‌ها را از ماندن در ایران منصرف کرده است. کارگرانی که سال ها در ایران آجر روی آجر ساختمان های بلند گذاشتند یا برای ساخت شبکه فاضلاب شهرهای ایران به اعماق زمین فرو رفتند، دیگر میلی برای ماندن در ایران ندارند . بخشی از این مسافران مردانی هستند که سال ها در ایران کار کردند تا ماهانه مبلغی پول را برای همسر و بچه های‌شان به افغانستان و کابل بفرستند. درروزها و شب‌هایی از فکر جنگ و کشته شدن خانواده شان آرام و قرار نداشته اما ایران را ترک نکرده اند.”

“نصیرا… ۶ دختر و دو پسر دارد که همگی در افغانستان هستند. می گوید:« پول ایران دیگر برای ما نمی صرفد، هر چقدر که در ایران کار کنیم، همان قدر را می‌توانیم در افغانستان دربیاوریم. یک هزار تومان ایرانی به پول ما می شود ۹ افغانی. ما اگر در ایران بمانیم همه‌اش برای‌مان ضرر است. کار کنیم و پول نداشته باشیم».نصیرا… ۶ سال پیش تک و تنها به ایران آمده است. بعد از چندماه کارکردن در یک ساختمان با کارفرمایش جروبحث کرده و دستمزدش را نگرفته و رفته بندرعباس. بعد از دو سال دستفروشی دوباره برگشته افغانستان و بعد از چند ماه به تهران آمده است. او می گوید: «دو سال است که سر ساختمان کار می‌کنم. دستمزدم را ماهانه گرفته ام اما حالا دیگر کار کردن در ایران نمی‌صرفد. ما برای خانواده‌های‌مان پول می‌فرستیم اگر قرار باشد همین کار را هم نتوانیم بکنیم و هر روز هم غذای حاضری بخوریم، چه فایده ای دارد؟ ما یک ماه اینجا کار کنیم به ما یک میلیون تومان می دهند که می‌شود هشت هزارتا افغانی. با این پول حتی نمی شود یک ماه در افغانستان زندگی کرد». او روزهایی را به یاد می آورد که در ساختمان های تهران آجر روی آجر می گذاشت و می‌گوید:« در این دو سال چند بار مرگ رفیق‌هایم را دیده ام که از ساختمان افتاده اند پایین و مرده اند، بعضی‌های‌شان هم در چاه افتاده و زیر خاک جان داده‌اند». ”

میان جمعیت افغان‌هایی که کنار اتوبوس تایباد از تعاونی دیگری منتظر ایستاده اند، چند نفر گذرنامه ندارند. راننده اتوبوس قرار است همه را از مرز افغانستان عبور دهد. به چند نفری که گذرنامه ندارند، اجازه ورود به اتوبوس را نمی دهد و می گوید:« شما را مشهد پیاده می کنیم، بروید اداره گذرنامه آنجا کارتان را درست کنید، بعد برگردید افغانستان». یکی از مردها که لباس بلند افغانی پوشیده و صورتش از آفتاب سیاه شده، می‌گوید:« برای آمدن گذرنامه نداشتیم حالا که می‌خواهیم برگردیم باید برویم تمدید کنیم. می‌خواهیم برگردیم وطن‌مان». در ترمینال جنوب در میان هفت تعاونی‌ای که به مقصد تایباد مسافر دارند، ۱۰ تا ۱۵ اتوبوس روانه مرز ایران و افغانستان می شوند که درصد زیادی از آن‌ها افغان ها هستند. رضا راننده یکی از این اتوبوس ها می‌گوید:«الان سیل مهاجرت‌شان کم شده. از دی اتوبوس‌ها پر از افغان بود. عده ای می روند ترکیه و دوبی و عده ای هم برمی گردند افغانستان».

کنار خیابان ولیعصر دور هم نشسته‌اند و یکی یکی فلافل‌ها را از زرورق‌های نقره ای رنگ بیرون می آورند و گاز می زنند. چند دقیقه ای است که سر و صورت‌شان را شسته‌اند و ناهار می‌خورند. شبکه فاضلاب شهری تهران به خیابان ولیعصر رسیده است. کارگرانی که در حفر چاه‌های ایران کار می کنند، همگی افغان هستند. عبدا… سرکارگرشان هم افغان است و می گوید:« من سال ۷۷ به ایران آمدم و آن موقع اینجا برای ما افغان‌ها برای کار کردن بهشت بود. اما حالا ریال ایران ارزشش کم شده و همه بچه ها در این مدت ضرر کرده اند. باید کم کم برویم ترکیه. آنجا به ما احترام می‌گذارند. حتی مردم و خیابان‌هایش هم شادتر از ایران است. ما به ترکیه می‌رویم و شما هم به اروپا بروید».