گروه های مرگ سیا در افغانستان/ امریکا در اصل یک نیروی خبیث ضد آزادی ملی و دموکراسی ست!

  • انتشار: ۶ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 102456

داستان سیاه جوخه های مرگ سازمان اطلاعات مرکزی(سیا) امریکا در افغانستان که به تازگی توسط رسانه «دی اینترسپت» افشا شد به یک الگوی بسیار طولانی از سیاست خارجی امریکا در دهه ۱۹۶۰ بر می گردد.

براساس اعلام اینترسپت، عوامل افغان که به یک واحد شبه نظامی آموزش دیده نخبه سیا معروف به «۰۱» تعلق داشتند در همکاری با نیروهای عملیات های ویژه امریکا و نیروی هوایی کمپاین ترور غیرنظامیان را راه اندازی کردند. این واحد در دسامبر ۲۰۱۸ تاسیس و تا حداقل یک سال ادامه داشت. این واحد عملیات های شبانه را انجام می داد که در آن غیرنظامیان از جمله کودکان کشته می شدند. تنها در یک حمله شبانه که بر یک مدرسه دینی مشهور به مدرسه انجام شد، دوازده کودک کشته شد. استفاده از چنین جوخه های مرگ برای کشتن غیرنظامیان شوکه کننده است اما زمانیکه به تاریخ طولانی استفاده امریکا از این جوخه های مرگ برای نابودی جنبش های شبه نظامی گری در دنیای در حال توسعه نگاهی می اندازیم، هرگز تعجب برانگیز نیست. در واقع، عادلانه ست که بگوییم این یک پروسه عملیاتی استاندارد برای ایالات متحده امریکا می باشد.

ایده استفاده مدرن از جوخه های مرگ به دهه ۱۹۶۰ بر می گردد، زمانیکه جنرال امریکایی «ویلیام پری یاربرو» برای اولین بار با هدف توسعه منافع اقتصادی امریکا تصمیم گرفت از راه خشونت جنبش های اجتماعی درحال رشد را در امریکای لاتین نابود کند، جنبش هایی که در آن زمان در پاسخ به انقلاب کوبا و شورای دوم واتیکان شکل گرفت و بر الهیات آزادی بخش و تعالی فقرا تاکید می کرد.

براساس مقاله ای از «ویلسون سنتر»، ایده جوخه های مرگ حتی به قبل تر از دهه ۱۹۶۰ میلادی بر می گردد. به گفته این مقاله، تجربیات به دست آمده در طول ده ها سال نشان می دهد که امریکا بعد از جنگ ۱۸۹۸ برای نابود کردن استقلال فیلیپینی از این ایده بهره گرفت. برخی اقدامات شاهنشاهی اروپایی مثل بریتانیا در مالایا و فرانسه در الجزایر نیز ریشه در این ایده داشت.

ایده جنرال یاربرو در نهادینه کردن جوخه های مرگ در عصر مدرن از آرزوی وی برای مهار نگرانی های حقوق بشری روبه افزایش نسبت به جامعه بین المللی نشأت می گرفت، چیزی که باعث می شد امریکا و شرکایش از طریق داشتن واحدهای نظامی مخفی و غیررسمی بتوانند یک انکارپذیری قابل قبول در اختیار داشته باشند. به عبارت دیگر و به گفته جنرال یاربرو این واحد های نظامی و غیررسمی نوعی سلاح مخفی یا قاتلان اجاره ای بود که می توانست جنگ کثیف را انجام دهد، چیزی که نیروهای نظامی رایج نمی توانست به طور رسمی آن را انجام دهد. ایالات متحده امریکا برای اولین بار از جوخه های مرگ در کلمبیا بری نابودی یک جنبش در حال پیشرفت که توسط دهاقین، اتحادیه های صنفی و کشیش های کاتولیک آزادی رهبری می شد، استفاده کرد. این جوخه های مرگ تا امروز ادامه یافته است.

ایالات متحده استفاده از جوخه های مرگ در کشورهای امریکای لاتین و از همه مشهورتر در السالوادور ادامه داد. جوخه های مرگ وابسته به امریکا در السالوادور اسقف اعظم اسکار رومرو که توسط پاپ فرانسیس قدیس خوانده شده بود را در سال ۱۹۸۰ ترور کرد. در ادامه و در سال ۱۹۸۹ شش کشیش یهودی را به قتل رساند. این حجم بالا از کشتار روحانیون مذهبی شروع و پایان جنگ داخلی مرگبار سالوادورا را تعیین کرد، جنگی که در آن ۷۵ هزار سالوادوری کشته شد.

امریکا در هندوراس به مدت ده ها سال از جوخه های مرگ برای سرکوب جنبش های چب در حال پیشرفت و آزار کشورهای همسایه مانند نیکاراگوئه و حکومت تحت رهبری ساندنیستا در این کشور استفاده کرد. تی. ج. کولز در این مورد می نویسد امریکا در زمان ریاست جمهوری رنالد ریگان عملیات روانی را علیه چپگراهای داخلی در هندوراس پیاده کرد. تبدیل واحدهای خاص پلیس به جوخه های استخباراتی نظامی به نام واحد ۳۱۶ برای اختطاف، شکنجه و قتل از جمله این عملیات های روانی بود. ایجاد جو مملو از ترس در کارگران، رهبران اتحادیه ها، نخبگان و وکلای حقوق بشر روشی ست برای جلوگیری از به ثمر نشستن ایده های پیشرو برای خدمات صحی مناسب، آموزش رایگان و ارتقاء استانداردهای زندگی.

اگرچه واحد ۳۱۶ در اویل دهه ۱۹۹۰ میلادی متلاشی شد اما امریکا پس از کودتای موفق در هندوراس که با حمایت واشنگتن صورت گرفت یک جوخه مرگ تازه برای سرکوب گروه های چپ ضد کودتا تشکیل داد. همان طور که کولز توضیح می دهد با حمایت مالی فرماندهی جنوب ایالات متحده واحد امنیتی پاسخ ویژه(تایگر) با ۲۵۰ نیرو در نزدیکی لپاتریک تشکیل شد. تایگر توسط «هفتمین گروه ویژه ایالات متحده(گرین برت) آموزش داده می شود و براساس تعریف کالج جنگ ارتش امریکا این واجد یک نیروی پلیس شبه نظامی به شمار می رود. تایگر هنوز هم با حمایت مالی عمده امریکا در هندوراس فعالیت می کند.

امریکا اما هنوز استفاده از جوخه های مرگ در امریکای لاتین را محدود نکرده است. امریکا به عنوان بخشی از «برنامه بدنام ققنوس سیا» از جوخه های مرگ در ویتنام استفاده کرد که طی آن بیست هزار ویتنامی ترور شدند. امریکا بعد از حمله سال ۲۰۰۳ در عراق نیز از جوخه های مرگ تحت عنوان «گزینه سالوادور» استفاده کرد. جوخه های مرگ توسط یک جنرال بازنشسته امریکایی جیم استیل که در دهه ۱۹۸۰ جوخه های مرگ را در السالوادور توسعه داده بود، به عراق آورده شد.

به گزارش گاریدن امریکا در عراق از جوخه های مرگ شیعی علیه جمعیت سنی ها، شبه نظامیان و حامیان آنها و هرکسی که از روی بدشانسی در این مسیر قرار می گرفت استفاده کرد. این یک مبارزه با شورش گری کلاسیک بود. این جن مرگبار تفرقه را از بطری خارج ساخت و پیامدهای هولناکی برای جامعه عراقی به بار آورد و دو سال بعد یعنی در اوج جنگ داخلی ۳ هزار جسد ماهیانه در خیابان های عراق مشاهده می شد که بیشترشان قربانیان بی گناه جنگ فرقه ای بودند.

امریکا در پاره ای از زمان، برای نابودی دولت اسد از «گزینه سالوادور» در سوریه استفاده کرد. امریکا هم اکنون نیز از واحدهای جوخه مرگ در افغانستان استفاده می کند تا پروژه های مرگبار توسعه طلبی خود را به قرن بیست و یکم بکشاند. سازمان استخباراتی مرکزی(سیا) امریکا در افغانستان جوخه های مرگ را تمویل می کند. این پروژه یک اقدام واکنشی برای سرکوب کردن جنبش های مستقل و ضد استعماری به شمار می رود. هدف از این پروژه ایجاد جوامع وابسته اقتصادی بیشتر می باشد.

امریکا برخلاف شعارهای نمادین خود برای گسترش حقوق بشر و دموکراسی در جهان، یک نیروی خبیس علیه آزادی ملی در نقاط مختلف جهان از جمله افغانستان می باشد. ابزاری که امریکا برای تطبیق این پروژه استفاده می کند چیزی جز ایجاد وحشت نیست!

منبع