چین؛ مهره جدید شطرنج صلح افغانستان

  • انتشار: ۱۵ جدی ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: عبدالعلی رضایی
  • شناسه مطلب: 2458

ایمل فیضی؛ سخنگوی حامد کرزی می گوید که در جریان سال‌های گذشته طالبان توسط سازمان استخبارات پاکستان به برخی از کشور‌ها برده شده که یکې آن‌ها چین بوده است.

آقای فیضی با بیان این مطلب که تاکنون هیچ هیاتی از طالبان به تنهایی به چین سفر نکرده، گفت:«همین سفر ماه نوامبر و سفر‌های قبلی طالبان به چین از سوی سازمان استخبارات پاکستان تنظیم گردیده بودند و این سفر‌ها تحت رهبری مسئولین استخباراتی پاکستان صورت گرفته است.»

به گفته وى، حکومت چین همواره حکومت افغانستان (شخص رییس جمهور) را از این سفر‌ها و مذاکرات مطلع ساخته است؛ ولی همیشه شدیدا مخالف مطبوعاتی شدن موضوع این سفر‌ها و مذاکرات بوده است.

فیضی افزود: «هدف این سفر‌ها برای پاکستان امتیازگیری از چین و معامله با آن کشور و برای چین گرفتن تماس و انجام ملاقات‌ها با هیات طالبان به هدف حفظ منافع آن کشور در افغانستان، پاکستان و منطقه بوده است.»

اظهارات آقای فیضی در این زمینه از آنجا اهمیت پیدا می کند که او دیگر دارای سمتی رسمی نیست؛ بنابراین بر اساس یک قاعده معمول، مجبور نیست مواضعی اتخاذ کند که لزوما حاوی حقیقت نباشد؛ اما حد اکثر مصالح، محافظه کاری و مواضع رسمی دولت را پوشش دهد.

عمر دولت پیشین، اکنون منقضی شده و تقویم آن به سر آمده است؛ بنابراین، آقای فیضی پیش از آنکه سخنگوی یک دستگاه رسمی باشد، یک مقام سابق محسوب می شود که اظهار نظرهایش مبتنی بر تجربیات و واقعیت های سیاسی دوران کار رسمی اش، می باشد.

بر این اساس، روی مواضع او بیش از یک سخنگوی رسمی می توان حساب کرد و آن را حاوی حقایقی دانست که انتظار نمی رود یک مقام رسمی دولتی در شرایط کنونی آن را بر زبان براند.

در زمینه وابستگی طالبان به سازمان استخباراتی پاکستان هیچ تردیدی وجود ندارد. وقتی یافته های اطلاعاتی سازمان ها و نهادهای امنیتی کشور بارها نشان داده است که تروریست ها مسلح، مهاجمان انتحاری و حتی کودکان خردسالی که به منظور انجام عملیات تروریستی با کمربندهای انتحاری دستگیر می شوند همه، از سوی سازمان استخباراتی ارتش پاکستان، تعلیم دیده، شست و شوی مغزی داده شده، تجهیز شده و راهی افغانستان گردیده اند، تعجبی ندارد که مدیریت برنامه های سیاسی و فعالیت های صلح طالبان را نیز سازمان آی اس آی بر عهده داشته باشد.

با این حال، چیزی که در سخنان تازه آقای فیضی بیش از همه اهمیت دارد، مقصد و منظوری است که دوطرف چین و پاکستان از این نوع حرکت ها و اقدامات، مراد می کنند.

چین و پاکستان، به صورت سنتی، دوستان استراتژیک بوده اند. چین از کشورهایی است که با پاکستان، وسیع ترین و نزدیک رابطه نظامی را دارد.

از سوی دیگر، چین اخیرا تمایل وافری نشان می دهد که در مسایل افغانستان نیز بیشتر از پیش، فعالیت داشته و سرمایه گذاری سیاسی و امنیتی کند.

اگرچه برای چینی ها، شاید بیش از هر چیزی این جاذبه های بکر و دست نخورده اقتصاد و سرمایه گذاری در افغانستان است که جالب توجه می نماید و طمع رهبران آن کشور را برمی انگیزد؛ اما در رقابت های استراتژیک با ناتو و امریکا نیز چینی ها تمایل دارند، نقش شان را در افغانستان با کاهش نقش غرب، تقویت کنند.

راه ورود به افغانستان از سوی چین نیز از رهگذر پاکستان می گذرد؛ زیرا پاکستان، سلطه و تاثیری انحصاری بر جنگ و صلح در افغانستان دارد و اگر چین می خواهد به هر یک از این دو عرصه، فعال تر و اثرگذارتر قدم بگذارد، این امر می بایست، حمایت و همراهی ضمنی اسلام آباد را نیز به همراه داشته باشد؛ در غیر آن، محکوم به شکست است.

اشرف غنی پس از ریاست جمهوری، ابتدا به عربستان سعودی رفت و سپس در سفری معنادار، راهی چین شد.

ابراز تمایل سیاستمداران پکن به فعالتر شدن چین در زمینه بازی های صلح افغانستان و پادرمیانی میان افغانستان و پاکستان در این باره، به علاوه تفاهم نامه ها و قراردادهایی در خصوص مسایل اقتصادی، از رهاوردهای مهم این سفر بود؛ اما با اظهارات اخیر آقای فیضی، مشخص می شود که این سفر، نقطه آغاز این فعالیت ها نبوده؛ بلکه بازیگری چین در عرصه شطرنج صلح و جنگ افغانستان، مسبوق به سابقه ای طولانی است.

در هرحال، باید منتظر ماند و دید که آیا در بازی بده – بستان اسلام آباد- پکن با کارت صلح افغانستان، چیزی هم عاید کابل می شود یاخیر.