چرا وزارت مهاجرین به عالمی بلخی سپرده شد؟

  • انتشار: ۲۵ جدی ۱۳۹۳
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 2609

خبرگزاری جمهور نوشت:

افغانستان با یک پدیده مهم و همیشه چالش برانگیز به نام “مهاجرت” رو به روست. نا به سامانی که دست کم چهار دهه می شود این سرزمین را رها نکرده و تا مادامی دیگر نیز در بند خویش خواهد گرفت؛ مشکلات امنیتی است که به تعقیب آن، معضل اقتصاد به آن اضافه شده و سیاست کشور را به چالش می کشد و ساختار یک اجتماع سالم را از هم پاشانده و فرهنگ دیرینه ی توده ها را نابود می کند. و تمام این مولفه های ذکر شده دست در دست هم داده اتفاقی شوم چون “مهاجرت” را رقم می زند.

مولفه هایی که بدان اشاره شد؛ شاید علت اساسی مهاجرت در دیگر کشورها به شمار نرود؛ اما بدون هیچ تردیدی، همین موضوعات، انگیزه اساسی مهاجرت را در کشور ما تشکیل می دهد. افغانستان همواره با مشکلات زیادی از این ناحیه رو به رو بوده و “مهاجرت” تنها به زندگی شخصی “مهاجر” و محیطی که او با آن در ارتباط بوده محدود نمی شده و این معضل، تقریبا تمام ساختارهای اساسی کشور ما را با دگرگونی مواجه کرده است.

استفاده سیاسی از “مهاجر” و تحمیل باج های هنگفت و کمرشکن بر دولت افغانستان، حادثه تازه ای نیست و حداقل در سی سال گذشته محسوس بوده است. مساله ی بغرنجی که افغانستان همواره با آن دست و پنجه نرم کرده و با دارا بودن کمترین درایت و توانایی، نتوانسته این مشکل بزرگ را مهار کند.

مهاجرت و مدیریت بحران آفرینی های نو در افغانستان

ما بزرگترین مشکلاتمان را با کشورهای همسایه مان داریم و همواره بزرگترین ضربه ها را از این ناحیه متحمل شده ایم. در جغرافیای سیاسی، تقریبا تمام همسایه های دنیا با هم مشکل دارند و یا در خوشبینانه ترین موارد، دوستانی کاملا محتاط به تحرکات یکدیگر محسوب می گردند. اما افغانستان با همسایگانی درگیر است که عملا ثابت می کنند که با ما دوست نیستند و سیل میلیونی مهاجرین افغان در این کشورها، ابزار مناسبی برای زیر فشار قرار دادن افغانستان به حساب می آید.

با این توصیف؛ ما با معضلی رو به رو هستیم که تمامی ساختارهای جامعه ما را به چالش کشیده و از عوامل مهم بی ثباتی سیاسی و امنیتی در افغانستان به شمار می رود. ما مورد تعرض سیاسی و نظامی قرار می گیریم؛ اما به علت داشتن مهاجرینی میلیونی در یک جغرافیای بیگانه، مشت دشمنان را باید با تضرع و تحمل بپذیریم.
این معضل که بحران آفرین شده؛ تاکنون یا بدان توجهی نشده و یا با کمترین تامل بدان پرداخته شده و از مدیریت درست آن امتناع شده است که اگر چنین نمی بود؛ وضعیت سیاسی کشور ما به مراتب در وضعیت مناسب تر و قابل قبول تری قرار داشت.

وزارت مهاجرین که یک نهاد حکومتی در برابر رفع و حل مساله مهاجرت به شمار می رود؛ ظرف ۱۳ سال فعالیت مستمر خود، هیچ دستاورد ملموسی که جامعه آن را برجسته کند، به خود ندیده و این موضوع به مدیریت ضعیف این نهاد و در راس آن حکومت افغانستان بر می گردد.

اما ظاهرا حکومت جدید افغانستان، این بار تلاش دارد تا به این مساله به شکل جدی تر بپردازد و گویا یکی از راههای حل مشکلات داخلی و البته خارجی افغانستان را، در اهمیت دادن به این موضوع یافته است.

چرا عالمی بلخی به عنوان وزیر مهاجرین انتخاب شد؟

عالمی بلخی پیش از اینکه یک سرباز باشد؛ بسیار قبل تر از اینکه یک دانشمند دینی و حقوقی باشد و پیش از اینکه یک مرد همیشه فعال در طول تاریخ تنش آلود این کشور عرض اندام کند؛ احساس مهاجر بودن در او از همه چیز برجسته تر است. چرا که او به معنای واقعی یک مهاجر با همان دردها و سختی هاست که خودش هیچ گاه به صورت درازمدت در کشوری ماندگار نبوده؛ اما این حس را همواره تجربه کرده است.

بوت های سربازی، کلاشنیکف، کوهها و دره های دشوار گذر، عمامه و چپن روحانیت، سخنرانی هایی که گاهی طنین آن در کوهها می پیچید چون در فضایی باز ایراد می شد؛ نشست هایی که در شرق و غرب برگزار می شد و جایگاهی از او همیشه مشخص بود و خانواده ای در عالم مهاجرت که مدیریت آن به دست پدر پیرش بود.
به رغم اینکه خودش همیشه در افغانستان بود؛ اما درد و جور مهاجرت، همواره بر احساسش سنگینی می کرد؛ چون نزدیک ترین کسانش در عالم مهاجرت بودند.

عالمی بلخی یک سیاست مدار ورزیده است. سیاست مداری که از مهاجرت چیزهای زیادی می داند و در آوان مختلف زندگی اش چه در زندگی سیاسی و چه در حیات شخصی اش با آن همواره درگیر بوده است. بنابراین؛ از عمق این فاجعه خبر دارد و نیاز ندارد کسی کار محول شده را به او تفهیم کند.

او یک مرد مستقل است و چرخش های سیاسی در کشور طی چند دهه گذشته، نشان داد که وی دارای شخصیتی ثابت و بدون تغییر است. او همیشه علاقه مند به شریک شدن در دولت {البته دولت اسلامی} است؛ اما با شرایط مخصوص به خودش.

به رغم شایعاتی که وجود داشت؛ او اولین کسی بود که از تریبون خانه ملت، به اعدام های دسته جمعی افغان ها در ایران اعتراض کرد و این مساله را از نظر حقوقی مورد تدقیق قرار داد. او نشان داد که ممکن است رابطه خوبی با دیگر کشورها داشته باشد؛ اما این رابطه دوستانه در چوکات مصالح سیاسی ــ دیپلوماتیک است و منافع علیای افغانستان برای وی خط سرخی است که قابل گسست نیست.

عالمی بلخی سیاست خارجی را طی چند دهه با اشتراک در نشست های متعدد جهانی پیرامون افغانستان آموخته است و به ویژه در سطح کشورهای منطقه، داناترین فرد در این امور است و این موضوع می تواند برخورد با پدیده مهاجرت را با مدیریتی آگاهانه از سوی وی هم گام کند.

او اهل تسامح و تساهل است؛ اما این روش، رفتار سخت گیرانه وی را در برابر تصمیم هایش متاثر نمی سازد و نه فشارهای داخلی و مغرضانه و نه فشارهای خارجی مخصوصا کشورهای همسایه می تواند وی را دچار سر درگمی کند.

عالمی بلخی از نظر تباری سادات است و این تبار در طول تاریخ چند صد ساله، همواره مورد اعتماد تمامی اقوام و اقشار مختلف افغانستان بوده و مردم از هر قومیت و نژادی، برای سادات اعتبار ویژه ای می بخشیدند. پس او می تواند مانند گذشته نقش یک شخص ملی را داشته باشد و نژاد وی هیچ نگرانی را مبنی بر محدود شدن دیگر اقوام از جانب او بر نخواهد انگیخت.