چرا طرح مبارزه با تروریزم دوستم رد شد؟

  • انتشار: ۳۰ جدی ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: مجتبی کوثری
  • شناسه مطلب: 2722

خبرگزاری اطلس – جنرال مرادعلی مراد؛ فرمانده نیروی زمینی اردوی ملی که به شمال کشور سفر کرده اعلام کرد که طرح جنرال عبدالرشید دوستم؛ معاون اول رئیس جمهوری مبنی بر تشکیل یک واحد ۲۰ هزار نفری برای مبارزه با گروه طالبان قابل قبول نیست.

دوستم قبلا گفته بود که با مشورت رئیس جمهور غنی توسط این تعداد نیرو، ولایت‌های شمالی افغانستان را از گروه‌های شورشی پاکسازی خواهد کرد.

آقای مراد با رد این طرح گفته که هیچ گروهی نظامی را در خارج از ساختار نیروهای امنیتی نمی‌پذیرد.

وی گفته که اردوی ملی افغانستان بهترین واحدها را در ساختار خود دارد که جوابگوی تمام نیازمندی‌های افغانستان است.

او افزود که اگر چنین واحدی هم ساخته شود، باید در ساختار اردوی ملی افغانستان باشد.

ظاهرا این نخستین بار نیست که طرح جنرال دوستم برای نابودی تروریزم و از میان برداشتن طالبان در ولایت های شمالی کشور از سوی مقام های حکومت مرکزی رد می شود.

دوستم پیش از این نیز براساس گزارش ها، طرح مشابهی را در اوایل روی کار آمدن حکومت کرزی و سقوط رژیم طالبان، مطرح کرد؛ اما ظاهرا با اقبال و موافقت اداره کرزی مواجه نشد.

اینکه چه دلیلی برای آن مطرح شد روشن نیست؛ اما نتیجه ای که به دست آمد این بود که طالبان دوباره قدرتمند شدند، به صحنه بازگشتند و به بزرگترین چالش و تهدید در برابر حکومت مرکزی تبدیل شدند.

کارشناسان می گویند به احتمال زیاد در آن زمان، حکومت مورد حمایت غرب کرزی، از افرادی مانند جنرال دوستم که از آنها در ادبیات سیاسی و رسانه ای به عنوان «جنگ سالاران» یاد می شد، بیشتر از طالبانی می ترسید که به سرعت از قدرت ساقط شدند و مثل آب به زمین فرورفتند و هیچ نشانی از آنها پیدا نبود.

واقعیت این است که در آن زمان، ظاهر ماجرا چیزی غیر از این را نشان نمی داد. طالبان بدون مقاومت در برابر موشک های کروز امریکایی، تاج و تخت قدرت را ترک کردند و سران و رهبران و فرماندهان ارشد آن راهی پاکستان و سایر مناطق قبایلی دو سوی سرحد شدند و نیروهای دون پایه و پیاده آن، به سرعت رنگ عوض کرده، به روستاها بازگشته و به تعبیری، تفنگ را پنهان کردند و بیل را برداشتند!

اما برای کسانی مانند دوستم که یک جنرال کارکشته نظامی است ماجرا به همین سادگی نبود. او می دانست که طالبان، جای دوری نرفته اند.

برای او شاید سقوط طالبان، بیشتر به یک عقب نشینی تاکتیکی برای تجدید سازمان و حضوری مؤثرتر و قدرتمندتر از قبل شباهت داشت؛ تا سقوطی کامل، همیشگی و بازگشت ناپذیر.

به همین دلیل، او سعی کرد، کاری کند که طالبان حتی فرصت تجدید سازمان هم پیدا نکنند؛ اما اراده دولت کرزی و حامیان غربی آن، بر این اصل استوار بود که یک دوستم ۲۰ هزار نفری، خطرناک تر از طالبانی است که بیشتر دست ابزار تحقق اهداف بلندمدت آنهاست؛ تا تهدیدی جدی و واقعی در برابر آنان.

کرزی و دوستم در طول سال های حکومت کرزی، بارها رویاروی هم قرار گرفتند. از ماجرا اکبربای تا تشکیل جبهه ملی و اتهاماتی که در خصوص انحصار منابع نفتی شمال بر او وارد شد.

با این حال، این جنرال کارکشته در انتخابات اخیر نشان داد که علاوه بر آنکه یک نظامی خبره است، یک سیاستمدار باهوش هم هست. او در یک بازی پرهزینه اما پیروز، از اردوی مجاهدین فاصله گرفت و به اردوی اشرف غنی پیوست؛ با آنکه می دانست اشرف غنی نیز همان نگاهی را نسبت به او و همگنانش دارد که کرزی داشت.

از مفاد مقاله او در یک روزنامه غربی علیه خود نیز طبعا بی خبر نبود. با همه این احوال، برای دوستم بازگشت به قدرت مهم بود به عنوان فرد شماره دو مملکت و چنین شد.

او با طرح مجدد سرکوب تروریزم در شمال با ایجاد نیروی ۲۰ هزار نفری، بار دیگر چانس خود را برای تحکیم جایگاه سیاسی و نظامی اش در آینده افغانستان و سرکوب خطر طالبان در شمال آزمود؛ اما ظاهرا این بار نیز این طرح بنا به دلیلی، مردود اعلام شد.