چرا سیاست مخفیانه و انکار!

  • انتشار: ۶ قوس ۱۳۹۹
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 99785

در این‌که تحولات خطرناک و سریعی در این چندسال در منطقه رخ داده و در حال رخ دادن است، شکی نیست.

در این‌که قدرت‌های بین‌المللی جز به منافع خویش به هیچ حقوقی بهایی ندادند و نمی‌دهند و حمایت از حقوق بشر و منافع انسان شعاری بیش نبوده و نیست، تردیدی نباید کرد؛ بهترین گواه بر این‌که حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم دروغی بیش نیست و قدرت‌های استعماری جز به منافع خود به هیچ چیزی نمی‌اندیشند، حملات ریاکارانه چندین سال قبل ابرتروریسم یعنی آمریکا به افغانستان است که تحت عنوان مبارزه با تروریسم صورت گرفت در حالی که چندی قبل همین ابرتروریسم با امضاء نمودن توافقنامه صلح با همان جریان تروریستی، آزادی ۵۰۰۰ جلاد و قاتل درجه یک این مردم مظلوم را تضمین و از طریق دستور به دولت کابل عملی نمود تا قاتلان و آدم کشان حرفه‌ای دوباره به میدان جنگ برگشته جان افراد نظامی و ملکی بیشتری را بگیرند.

در این‌که رقابت‌های منطقوی پشت سرهم و به سرعت در حال وقوع بوده و هست و در هرم این رقابت‌ها بیش از هر کشور دیگری دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی قرار دارند، نیز نباید تردیدی روا داشت. حتی برخی کشورهای عربی در قالب رقابت‌های منطقوی و همسو با عربستان سعودی و در راستای مخالفت با ایران، کار را به جایی رسانده‌اند که علنا از تمام داشته‌های اسلامی و ارزشی دسته برداشته برای عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل مسابقه گذاشته اند.

در این میان عربستان سعودی به عنوان مهمترین کشوری که مدعی خدمت به حرمین شریفین است، گرچه بارها سخن از عادی سازی روابط به میان آورده و روابط پنهانی زیاد با رژیم اسرائیل دارد، اما تا هنوز عملا و رسما توافقی نظیر امارات و بحرین، با اسرائیل نداشته و حتی سفر مخفیانه نخست وزیر اسرائیل به عربستان و ملاقات وی با بن سلمان را در عین وقوع تکذیب می‌کند.

حال پرسش اساسی این است که چرا ملاقات مخفیانه و چرا انکار؟

برخی تحلیلگران در پاسخ به پرسش فوق به این باور اند که عربستان و کشورهای همسو با هماهنگی آمریکا و اسرائیل در پی ضربه زدن مخفیانه به تهران و به دنبال اقدامات غافلگیرانه علیه آن می‌باشند.

برخی دیگر بر این باور اند که عربستان با ملاقات‌های مخفیانه در پی برنامه‌ریزی‌های مناسب برای عادی سازی روابط و با انکار و تکذیب، به دنبال مهار خشم روسیه و چین، که روابطی با عربستان دارند، می‌باشد.

گرچه پاسخ‌ها و نگاه‌های ذکر شده مهم است ولی به نظر می‌رسد مهمتر از همه این است که عربستان نگران از دست رفتن موقعیت منطقوی خویش و قرار گرفتنش در باتلاق اسرائیل می‌باشد؛ زیرا عربستان می‌داند که از یک طرف در این چندسال اخیر با همکاری آمریکا چه مشکلاتی را برای منطقه و تهران آفریده است و از طرف دیگر به خاطر سیاست‌های نسنجیده و با روی کار آمدن بایدن چه چیزی را دارد از دست می‌دهد که راه جلوگیری از چنین خساراتی جز رضایت آمریکا و اطاعت بیشتر از آن نیست و برای جلب رضایت آمریکا، باید همسویی بیش از پیش با اسرائیل داشته باشد و از سویی هم درک می‌کند که همسویی علنی و رسمی با اسرائیل، عربستان را دارد در ردیف کشورهای استعماری و حامیان اسرائیل غاصب قرار می‌دهد و این امر روز به روز جنبش‌های ضد استعماری و ضد اسرائیلی را به تهران نزدیک می‌کند و باعث می‌شود که عربستان دیگر نتواند ادعای ام القرای اسلامی نموده نقش منطقوی خویش را افا نماید.

خلاصه سیاست ملاقات مخفیانه و انکار، بیشتر بیانگر نگرانی عربستان از قرار گرفتن علنی در باتلاق اسرائیل و حذف شدن جایگاه منطقوی این کشور است تا اقدام غافلگیرانه علیه تهران یا مهار خشم روسیه و چین.

محمد امین احسانی