چرا با منطق حکمتیار ره به جایی نخواهیم برد؟

  • انتشار: ۲۹ میزان ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 95898
حکمتیار

ظاهرا از حکمتیار و طالبان ابراز برائت می‌کنیم، اما عملا و در استدلال همان حکمتیار و طالبانیم.
حکمتیار چندی پیش از طالبان در خواست همکاری و مشارکت کرد و در یک مصاحبه، علل درخواستش را وجود اشتراکات میان حزب اسلامی و طالبان معرفی نموده مدعی شد که حزب اسلامی و طالبان ارزشها و اهداف مشترک زیادی دارند که می‌توانند با تکیه بر مشترکات نقش مهمی در تحولات سیاسی کشور داشته باشند.

اما آنچه که از همه جالبتر بود، حواله دادن تمام نارسایی‌های حزب اسلامی و طالبان به منطق جبر و اجبار بود. ایشان در پاسخ این سوال مجری که شما چرا کابل را آن همه راکت باران نمودید و طالبان چرا این همه آدم می‌کشند و چرا مسیرها را تخریب می‌کنند؟ به منطق جبر پناه برده گفت: طالبان در حقیقت نمی‌جنگند و جنگجو نیستند بلکه آن‌ها را مجبور به جنگیدن نموده‌اند و منم نیز اهل جنگ نبودم ولی من را مجبور به جنگیدن نمودند. وی در عین پناه بردن به منطق جبر و اجبار، هیچ سند و مدرک محکمی برای ادعای خود نداشت.

متأسفانه همین منطق حکمتیار یعنی پناه بردن به جبر و اجبار، منطق بسیاری از دوستانی است که در گذشته همسو با حکمتیار و طالبان بودند. چندی قبل با برخی از این دوستان وارد گفتگو شدیم و از هر موضعی که می‌پرسیدیم، در جواب می‌فرمودند که مجبور بودند؛ مثلا اگر می‌پرسیدیم چرا با حکمتیار توافق شد؟ جواب می‌دادند که چون دولت ربانی انحصار گرایی داشت، مجبور بودند. اگر سئوال می‌شد که چرا مخفیانه و بدون هماهنگی با شورای مرکزی و شورای عالی نظارت توافق شد و چرا در چارچوب اساسنامه حزب عمل نشد؟ باز می‌فرمودند از سر اجبار بود. اگر می‌گفتیم از این‌که مخفیانه توافق شد و از این‌که همه به خاطر مصالح علیای مردم، در حزب ماندند بگذریم، اما چرا فاجعه ۲۳ سنبله را با همکاری حکمتیار رقم زدند؟ جوابشان همان مجبوریت بود. اگر با پرسشی در مورد کنار آمدن با طالبان و تسلیم نمودن همه‌ی امکانات روبرو می‌شدند، جواب همان بود که بود. وقتی از علل اجبار و مجبوریت می‌پرسیدیم، می‌گفتند بسیاری از افراد شورای مرکزی و شورای عالی نظارت نه تنها قابل اعتماد نبودند که اهل خیانت و معامله بودند. وقتی درخواست سند و مدرک محکم می‌شد، همه طفره رفته به ادبیات توهین و فحش پناه می‌بردند.

بنابراین، از مواضع و ادبیات دوستان به خوبی پیداست که منطقشان همان منطق حکمتیار یعنی پناه بردن به جبر و اجبار و فرار از استدلال‌های مستند است. تا این منطق را رها نکنیم به سامان نخواهیم رسید؛ زیرا منطق جبر و اجبار، منطق مسئولیت ناپذیری و منطق نپذیرفتن اشتباهات است که اصلاحاتی درپی ندارد؛ چون اصلاحات با مسئولیت پذیری و پذیرفتن اشتباه معنا دارد و بدون مسئولیت پذیری و بدون پذیرفتن اشتباهات جایگاه و معنایی ندارد.

خلاصه اگر درپی رهایی هستیم، منطق حکمتیار را باید کنار گذاشت که با آن ره به جایی نخواهیم برد؛ چون منطق وی منطق مسئولیت ناپذیری و دشمن اصلاحات است و اصلاحات با مسئولیت پذیری سنخیت دارد نه با مسئولیت ناپذیری.

محمد امین احسانی