پوپولیست ها علیه دانش

  • انتشار: ۱۲ جدی ۱۳۹۷
  • سرویس: سیاست
  • شناسه مطلب: 51908

چند سال پیش در گلشهر مشهد در مجلس سخنرانی یک روحانی وطنی که صاحب مدرسه و طلبه بود و عنوان آیت اللهی را هم آویزان نامش کرده بودند، شرکت کرده بودم که در ذم و سرزنش کفار و ایادی استکبار افاده می فرمود و می گفت آمریکا یک نوع عینکی تولید کرده است که زیر لباسها را هم می تواند پیش چشم‌ آورد ‌و آدم ها را عریان مادرزاد ببیند! به گفته وی، این عینک را ها قصد دارند به ممالک اسلامی صادر کنند و ازین طریق مسلمین را به فساد و تباهی بکشانند!

به صدق ‌و کذب گفته آن روحانی کاری ندارم فقط غرض این است که ما مردم -از هر قشر و قماش- به درجاتی متفاوت پوپولیست هستیم و ازین راه صاحب نان و عنوان و پست و رانت و ریاست و سیادت و چه بسا صیانت می شویم.

گفته اند خیمه پوپولیسم‌ عمدتا بر دو ستون عوام‌ زندگی و عوام فریبی برپا است و مقاصد خود را در جامه به ظاهر مردم دوستی درمی‌پیچد. پوپولیسم گرچه در عرصه سیاست نمود و ظهور بارزتر دارد اما در هرجا که نشانی از عوام‌زدگی و عوام‌فریبی به نظر برسد پوپولیسم مصداق خود را پیدا می کند. مرحوم مرتضی مطهری که یک روحانی فلسفه دان بود در بیان تحریف عاشورا می گوید مرد‌ صاحب شأنی که دوست نداشت در مجلس عزاداری اش روضه دروغ خوانده شود به روضه خوان سفارش کرده بود که روضه دروغ نخواند، واعظ هم نخواند ولی کسی گریه اش نگرفت. چند روزی بدین منوال گذشت تا اینکه آن مرد متشخص به فکر افتاد که تعزیه بدون گریه دیگر تعزیه نیست و لذا به روضه خوان گفت که‌ حاجی آقا از آن زهر مار ها -یعنی دروغ- کمی قاطی کن!

پوپولیست ها به زبان عامه مردم سخن می گویند و می کوشند نبض فکر آنها را زیر دست بگیرند و مخ شان بزنند و از آنها پلکانی برای رسیدن به بام آمال و امیال خویش بسازند، و این امر در دنیای سیاست به کرات به واقعیت های تاریخی پیوند خورده است.

دو گروه‌ معمولا آتش بیار معرکه پوپولیسم هستند؛ یکی سوداگران کم سواد یا بی ‌سواد، که به زبان و بیان ساده توده‌ها سخن می گویند و ژست همدلانه با آنان اختیار می کنند و سود و سودای شان را ازین رهگذر تامین می کنند، و دیگری باسوادان و نیمه باسوادانی متکبر که در برج‌ عاج تکبر و تفرعن خود نشسته و عالم و آدم را کودن ‌و کور و کودک و نافهم و بی تحلیل می پندارند و با اداء و اطوار خاص و ناز و طنازی و عشوه ی فیلسوف مآبانه به درمانگری درد صعب العلاج جهل و کم مایگی مردم -به زعم خودشان- مبادرت می کنند و سیاهه هایی مغلق و آشفته که محفوف به الفاظ کمتر متداول طبع و طبخ می نمایند تا دین شان را به خلق و خالق ادا کرده باشند.
در این روزها که کم‌کم تنور رقابت های انتخاباتی داغ می شود، برخی در شیپور مردم فریبی می دمند و گویا واقعیت های ناگفته را به آستانه آگاهی مردم نزدیک می کنند!

یکی‌‌ نوشته که سرور‌ دانش فرهنگی‌ ناآشنا‌ با سیاست است ‌و هزاره ها رجل سیاسی ای را می طلبند که پاسخی به نیاز زمان باشد! کاتب، ماجرای علی پور و سفر هزاره جات رییس جمهور‌ و معاونش را تلاشی در جهت کسب رای وانمود ساخته و نتیجه گرفته که کمپاین قبل از موعد و غیر قانونی از بامیان و دایکندی کلید خورده است.
برخی فکر می کنند کلید حل تمامی مشکلات این خاک زیر بغل آنها است و به فراخور سلیقه و منافع گروهی ‌‌‌و‌باندی شان در تحلیل شخصیت افراد دست می برند بدون اینکه سوژه های شان پایه ای در ‌واقعیت یا وزنی در ترازوی منطق داشته باشند!

دانش مرد فرهنگ‌ است و حقوق می داند، اما حافظه جمعی به یاد دارد که قبل از معاونت او، مگر کسی در آسمان سیاست این کشور‌ شق القمر کرده بود که او از انجامش عاجز مانده؟
حملات تروریست ها به اماکن مذهبی و آموزشی هزاره ها‌‌ را مثال زده و دلیل ناکامی دانش ذکر کرده اند، بدون اینکه درنگی‌ روی تغییرات و‌ تحولات داخلی و منطقه ای بکنند!
‎در همینجا باید ‌پرسید آیا تا ده سال پیش گروه‌ داعش با آن قدرت و قساوت در خاورمیانه‌ وجود داشت؟ آیا جنگ سوریه و مداخلات قدرت ها در خاورمیانه و اثرگذاری آن بر
‎جنگ افغانستان را شاهد بودیم؟

اینکه سر مان‌ را زیر برف کنیم‌ و تحولات‌ تنیده درهم منطقه را نادیده بگیریم و سپس نتیجه گیری کنیم که حملات تروریستی بر قوم‌ ‌‌و مناطقی خاص افزایش یافته و قبلا نبود، چیزی جز دیدن متن و ندین زمینه ‌نیست و پر‌‌ پیدا است که اغراض‌ سیاسی برخی در سیمای مردم دوستی عرضه می گردد که بن مایه ای جز عوام فریبی ندارد و مردم به درجه ای از درک تحلیل رسیده اند تا فارغ از القاآت نخ نمای پوپولیستی کارنامه کارگزاران قوم را به داوری بنشینند.

نویسنده: هادی رحیمی زاده