پومپئو در کابل سرنوشت شما را تعین میکند!

  • انتشار: ۵ حمل ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 81751

میگویند تاریخ تکرار نمیشود مگر بشکل مسخره آمیز. ۶ سال بعد از جان کری، وزیر خارجه امریکا مایک پومپئو درکابل میخواهد شهکار سیاسی جان کری، تراژدی “حکومت وحدت ملی” را تکرار کند. بارها نوشته ام که با مذاکره با طالبان و به اصطلاح صلح، امریکا افغانستان را ترک نمیکند. فقط با جمعبندی ۱۸ سال شکست نظامی و سیاسی خود در افغانستان، رهبران کنونی امریکا به این نتیجه رسیده اند که با طالبان و پاکستان بهتر این کشور را درجهت تآمین منافع خود در منطقه اداره خواهند کرد. تلاش کنونی امریکا در این است که همکاری میان متحدین قبلی خود ( دولت افغانستان) و متحدین فردای خود ( طالبان) را که برای موفقیت پلانهایش لازمی است حصول کند.

اما افغانستان طی ۶ سال اخیر دچار تحولات مهمی شده. در بخش تآمین امنیت و اقتصاد به یک کشور ورشکسته تبدیل شد، ضعیف و درمانده. امری که امریکا را بسوی طالبان راند. از نگاه سیاسی حکومت داری اشرف غنی، علیرغم اولیت به شعار و مردم فریبی ( تقرر زنان جوان به پستهای مهم نه بر اساس لیاقت و کاردانی بلکه روی ملحظات دیگر) و افغانستان را در حرف چهار راه انکشاف اقتصادی منطقه ساختن، در عمل نمایش یک قدرت انحصاری، اتوریتر، تبعیضی و قوم گرانه خشن بود. گرچه من معتقد هستم که ریشه های بحران کنونی خیلی قدیمی اند و برمیگردد به ساختار قدرت سیاسی برتری قومی از زمان ایجاد “افغانستان کنونی”، ولی حتا یک آدم بیسواد هم میداند که انتخابات تقلبی ریاست جمهوری منشآ بحران و تحلیف همزمان دو “رئیس جمهور” میباشد.

کشورهای همسایه که ریاست جمهوری غنی را به حق منشآ بی ثباتی و در منطقه خطری برای امنیت خود میدانند با زبان دیپلوماتیک این موضوع را بیان میکنند. بیانیه وزارت خارجه ایران که در این زمینه با وضاحت روی این واقعیت انگشت گذاشته، خشم ارگ را بر انگیخته. وزارت خارجه کابل اینگونه به آن پاسخ داده : “توقع نمی‌رفت که ایران چنین دید سطحی نسبت به قضایا و مسایل افغانستان داشته باشد”. راست میگه، تقلب قابل پیشبینی در انتخابات منشآ واقعی “قضایا ومسایل افغانستان” نیست. علت واقعی حفظ قدرت انحصاری قومی است ( استخدام چند مامور از اقوام دیگر واقعیت را تغیر نمیدهد).

تغیر عمده محصول افتضاح “حکومت وحدت ملی” تسریع در آگاهی بخشهای عمده تاجیک ها، هزاره ها، ازبکها و یک بخش کوچکی از پشتونهای وطن پرست و مخالف مستعمره بودن کشورشان توسط امریکا میباشد. گرچه ترس دارم که پومپئو اراده و قدرت امریکا را به عبدالله تحمیل کند و بازهم با ایجاد بنیادهای غیر قانونی و غیر مشروع “تقسیم قدرت” یک “راه حل موقتی” برای بحران کنونی بیابد. اما مقاومت عبدالله و همراهانش تا اکنون یک جرقه امید را هم خلق نموده و همان رهبران جهادی که مورد نارضایتی مردم واندیشیدن به منافع شخصی خود متهم بودند، به صف اول مقاومت علیه زور طلبی امریکا و اتوریتاریزم و انحصار طلبی تیم اشرف غنی مبدل شده اند.

تا کی خواهند توانست مقاومت کنند ؟ در درون خود دچار اختلافات و تضادهای زیادی اند، نسل جوان که باید طلایه دار یک حرکت عدالت خواهی باشند غیرحاضر، پراگنده و عاری از ایده آل و سخت کوشی برای تحقق آن هستند. همه میترسند که :
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها.

دکتر کریم پاکزاد