پاکستان در شوک؛ پشاور در خون

  • انتشار: ۲۵ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: فیض الله نوری
  • شناسه مطلب: 1952

مقام‌های دولتی پاکستان می‌گویند حداقل ۱۰۴ نفر در یورش نفرات طالبان پاکستان به یک مدرسه در پیشاور در شمال غربی کشور کشته‌ شده‌اند.
این مقام‌ها گفته‌اند که ۸۴ نفر از کشته‌شدگان را دانش‌آموزان این مدرسه تشکیل می‌دهند.
ممنون حسین؛ رئیس‌جمهوری و نواز شریف؛ نخست‌وزیر پاکستان این حمله را محکوم کرده‌اند.

این مدرسه توسط ارتش پاکستان اداره می‌شود. بیشتر کشته‌شدگان را دانش‌آموزان زیر ۱۵ سال تشکیل می‌دهند.
گفته شده که تلفات ناشی از یک انفجار انتحاری بوده و هنگام حمله افراد مسلح طالبان، نزدیک به ۵۰۰ دانش‌آموز در این مدرسه حضور داشتند.
پنج یا شش پیکارجو که اونیفورم نیروهای امنیتی پاکستان را بر تن داشتند، وارد مدرسه شدند و سپس صدای تیراندازی و انفجار در محل شنیده شد.
یک سخنگوی طالبان گفته که این حمله در واکنش به عملیات ارتش پاکستان علیه آنها انجام شده است.
در عملیات اخیر ارتش پاکستان، صدها نفر از اعضای طالبان در مناطق قبایلی کشته شده‌اند.
این شاید در نوع خود خونین ترین حمله ای باشد که طالبان پاکستانی در داخل خاک آن کشور به راه می اندازند.

با این حال، به باور کارشناسان بدون تردید آخرین آن نخواهد بود و پاکستان به دلیل همخانگی با تروریزم، طی ماه ها و سال های آینده، وضعیت بدتر از این را تجربه خواهد کرد.

وقوع این رویداد، برای دولت افغانستان به مثابه یک شاهد روشن و ابزاری نیرومند، این امکان را می دهد که دولتمردان اسلام آباد را متقاعد کند دست از حمایت و توسعه تروریزم بردارند و بازی با آتش به منظور اعمال سلطه خویش بر کشورهای همسایه و منطقه را کنار بگذارند.

پاکستانی ها اگرچه بارها تلاش کرده اند میان طالبان افغانستانی و طالبانی که خطری جدی علیه امنیت ملی پاکستان به حساب می آیند، تفاوت و تفکیک قایل شوند و با این توجیه که تنها با آن دسته از نیروهایی مبارزه خواهند کرد که تهدیدی جدی علیه امنیت داخلی آن کشور به شمار می آیند، به حمایت خود از تروریزم فعال در افغانستان ادامه داده اند؛ اما حمله تازه پشاور نشان داد که تروریزم و جنون خون ریزی و شهوت خشونت پراکنی آن، این مرزبندی ها و محدوده سازی ها را برنمی تابد.
تروریزمی که امروزه پاکستان در آغوش خود می پرورد و از آن به نحو گسترده ای به منظور تامین و توسعه سلطه و هژمونی خود در کشورهای همسایه و منطقه به ویژه افغانستان و یا ضربه زدن به منافع هند استفاده می کند، روزی چندان قدرتمند خواهد شد که حکومت شبه اسلامی مسلط بر اسلام آباد را نیز به چالش خواهد کشید و به منظور آنچه به زعم خود، اعمال «شریعت غرای محمدی» می خواند در برابر دستگاه سیاسی مسلط بر پاکستان نیز خواهد ایستاد.

در انتخابات پارلمانی اخیر پاکستان که بر پایه آن، برای نخستین بار یک اداره منتخب برآمده از آرای مردم، روی کار آمد و به پیروزی حزب مسلم لیگ شاخه نواز و همچنین تحریک انصاف به رهبری عمران خان؛ کریکت باز سابق، منجر شد، سایه تندروهای سنی وابسته به جریان های تروریستی کاملا محسوس بود.

هم نواز شریف و هم عمران خان، با احساس کردن سنگینی سایه عناصر رادیکال و افراطیون خشونت طلب سنی بر فضای سیاسی و انتخاباتی پاکستان، ناگزیر شدند در خصوص مسایلی مانند «جهاد» در افغانستان و همچنین «مصالحه با تحریک طالبان پاکستان» مواضع انعطاف پذیر و محتاطانه ای اتخاذ کنند.

عمران خان رسما از مشروعیت «جهاد» در افغانستان، حمایت کرد و نواز شریف نیز تاکید کرد که در صورت پیروزی، با تحریک طالبان پاکستان وارد گفتگوهای سازنده صلح خواهد شد.

با این حال، رویداد خونین پشاور و همچنین حوادث مشابه دیگر در سراسر پاکستان، نشان داد که تروریزم پاکستانی، به اندازه ای خشن، سازش ناپذیر و غیر قابل انعطاف، تربیت شده است که دیگر حتی نمی تواند به ولی نعمت خود نیز ترحم روا دارد.

به این ترتیب، مهره های مسلط بر دستگاه حاکم پاکستان، در آستانه خروج نیروهای غربی از افغانستان و همچنین نگرانی های رو به توسعه ناشی از خطر تروریزم در جنوب، شرق و مرکز آسیا، ناگزیر اند تن به یک راه حل جامع در ابعاد منطقه ای به منظور مبارزه ریشه ای و فراگیر با تروریزم بدهند که در نتیجه آن، تروریزم از بنیاد تضعیف شود و کشورهای منطقه حول یک محور منطقه ای در حوزه مبارزه با تروریزم، مسئولیت های مشترکی را در این راستا، بر عهده بگیرند؛ چیزی که افغانستان سال هاست به دنبال آن است؛ اما مقام های پاکستانی، تمایلی به آن نشان نداده اند.