وحدت ملی با اداهای تصنعی و فر‌ودست‌نگری نسبت به بخشی از مردمان محقق نمی‌شود

  • انتشار: ۳۰ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 104799

در ولایت من تا حالا هر برادری از اقوام غیرهزاره که در پستی گمارده شده، با خوش‌رویی استقبال و با تقدیر و تشکر بدرقه شده است. این روحیه، نمونه‌ی ‌واضحی است از رواداری اجتماعی و هم‌پذیری قاطبه‌ی مردم هزاره در سراسر افغانستان. کم نداشته‌ایم مقامات غیرهزاره‌ی ملکی و امنیتی که در مناطق مرکزی بدون دردسر ایفای وظیفه کرده‌ و روابطی دوستانه با مردم محل داشته‌اند.

هزاره‌ها در تمامی ولایات ناآرام در واحدهای ارتش مشغول خدمت‌اند و کم‌تر روزی است که جنازه‌ی شهیدی به دهات بامیان و دایکندی و بهسود و شمال غزنی بازگردانده نشود. با وجود این اما واقعیت انکارناپذیر این است که در پست‌های امنیتی، این مردم هنوز نامحرم و غیرخودی محسوب می‌شوند؛ من از کسی که می‌خواهد سخنم را نقض کند مطالبه‌ی دلیل می‌کنم و می‌پرسم: آیا در ۳۴ ولایت افغانستان یک قوماندان امنیه‌ی هزاره‌تبار دارید؟ تنها یزدانی‌نامی در بدخشان بود که او را هم عزل کردند. جز دو نفر در بامیان و دایکندی، در ولایاتی غیر از نقاط مرکزی، احدی را به‌عنوان رییس امنیت ملی می‌شناسید؟

وحدت ملی با اداهای تصنعی و فر‌ودست‌نگری نسبت به بخشی از مردمان محقق نمی‌شود. وقتی سربازان هزاره می‌خواهند و می‌توانند در ماین‌زارهای جنوب و شرق و شمال برزمند و از جان خود بگذرند، افسران و صاحب‌منصبان‌شان هم می‌توانند از پس کار خود برآیند.

حکومت کنونی مانند حکومت گذشته متشکل از تقریبا همه‌ی تیم‌های انتخاباتی است و ارگان‌های ملکی و نظامی بین‌شان تقسیم شده‌اند. و به همین دلیل سیاست‌مداران قوم هم نمی‌توانند برف خود را بالای بام دیگری اندازند و مدعی شوند سهمی از قدرت نصیب نبرده‌اند!
فکر نکنیم این مردم کور و کر و لال‌اند و سیاه را از سفید نمی‌توانند تمیز دهند. اگر به این حقیقت باور ندارید به یاد آورید شهید وحدت ملی را که گفت مردم از ما مسئولین جلوتراند.

هادی رحیمی زاده