هولوکاست (השואה)؛ از افسانه تا واقعیت

  • انتشار: ۱۱ حمل ۱۳۹۸
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • شناسه مطلب: 55882

هولوکاست (השואה)، به زبان عبری (لسان یهودیان) به معنای قربانی کردن یک حیوان نر طبق سنت یهودی است. در سیاست، هولوکاست یا «همه‌سوزی» به  کشتار دسته جمعی و نسل کشی نزدیک به یازده میلیون نفر (بشمول شش میلیون  یهودی) بر پایه نژاد، مذهب و ملیت در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ در اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی، اطلاق می‌شود.

طبق این ادعاها، دوسوم جمعیت یهودیان اروپا، در جریان هولوکاست کشته شدند، در حالی صحبتی از ملیونها انسان دیگری که درین جنگ وحشیانه جان های شان را از دست دادند به میان نمیاید.

مطابق این ادعاها، در ابتدا و در سال ۱۹۳۳ کمپ‌هایی برای شکنجه و کشتن مخالفان سیاسی از جمله کمونیستها و سوسیال دموکرات‌ها توسط نازی‌ها تشکیل شد. پس از مدتی از این کمپها به عنوان اردوگاه کار اجباری یهودیان استفاده می‌شد درسال ۱۹۴۲ دولت آلمان تصمیم به اجرای طرحی موسوم به “راه حل نهایی” گرفت که به موجب آن کمپهایی برای کشتار دسته جمعی یهودیان تأسیس شد.

تاریخ یهودیان

یهودیان همان بنی اسرائیل از نسل یعقوب پیامبر هستند که در سرزمین مصر و فلسطین زندگی میکردند. مهاجرت آنها به اروپا از حرکت آنها به یونان شروع شد. اولین حضور یهودیان در یونان به حدود سال ۳۰۰ قبل از میلاد باز می‌گردد. در امپراطوری روم در قرن اول قبل از میلاد نیز یهودیان زیادی حضور داشتند. در قرون ابتدایی میلادی یهودیان در فرانسه و آلمان حضور داشتند. یهودیان همچنین در دوره بعد از میلاد تا قرن بیستم در کشورهای اسلامی خاورمیانه زندگی میکرده اند.

یهود ستزی اروپاییان

یهودیان سخت کوش اما در عین حال برتری طلب و انحصار طلب هستند. بزرگترین سرمایه داران در طول تاریخ از یهودی ها بوده اند که از راه های حلال و حرام بدست میاوردند. بخاطر همین عادتهای زشت، یهودیان در کشورهای اروپایی مورد تبعیض و فشار قرار گرفتند و اکثرا به لهستان و لیتوانیا فرار کردند.

موج یهود سیتزی در اسپانیا منجر به اخراج یهودیان از اسپانیا در سال ۱۴۹۲ میلادی شد و یهودیان زیادی به لهستان مهاجرت کردند.

در زمان زیگمونت اول یهودیان در لهستان بسیار در راحتی بودند. در این زمان حدود سه چهارم یهودیان تمامی دنیا در لهستان زندگی می‌کردند. یکی از مهمترین دانشمندان یهودی در این زمان موسی ایسرلس بود که در تلمود و کابالا مهارت زیادی داشت.

اولین یهودیان در قرن ۱۰ میلادی به لهستان رسیدند. حضور یهودیان باعث گسترش تجارت با اوکراین و بخارا شد. یکی از این یهودیان که با نام اندولوسی خود ابراهیم ابن یعقوب شناخته می‌شود اولین کسی است که در نوشتارهای خود از لهستان نام برده است. اولین دانشمند یهودی در لهستان یهودا ها کوهن بود.

در زمان اولین جنگ صلیبی تعداد زیادی از یهودیان به لهستان مهاجرت کردند. در این زمان تحت حکمرانی بولسلاو سوم یهودیان در زمینهای تحت حکومت او زندگی می‌کردند. یهودیان اقتصاد لهستان را به طور کامل در اختیار داشتند و حتی بر روی سکه‌های لهستان در این زمان زبان عبری وجود دارد. یهودیان در این زمان طبقه میانی اجتماع بین زمینداران اشرافی و کارگران آنها بودند.

در بین سالهای ۱۰۲۵ میلادی تا ۱۵۶۹ میلادی لهستان راحتترین کشور اروپایی برای یهودیان بود. در این زمان لهستان، «بهشت یهودیان» نامیده می‌شد و تنها کشوری در اروپا بود که حملات علیه یهودیان در آن صورت نمی‌گرفت. بر اساس بعضی تخمینها در قرن ۱۶ میلادی سه چهارم یهودیان دنیا در لهستان زندگی می‌کردند. از قرن ۱۷ به بعد به دلایل مذهبی، لهستان تساهل مذهبی خود را از دست داد. بعد از اینکه در سال ۱۷۹۵ میلادی لهستان تحت کنترل امپراطوری روسیه قرار گرفت قوانین یهودستیزانه یهودی از این کشور وارد لهستان شد. بعد از جنگ جهانی اول لهستان استقلال خود را بازیافت و دوباره به مرکز یهودیان تبدیل شد.

در بین سالهای ۱۸۸۱ تا ۱۸۸۴ میلادی پوگروم‌های ضد یهودی زیادی در لهستان اتفاق افتاد. تزار الکساندر سوم یهودیان را مقصر اتفاقات دانست و قوانین شدیدی علیه آنها وضع کرد.

در بین دو جنگ جهانی یهودستیزی در لهستان شدت یافت. در این زمان ملیگرایان لهستانی یهودیان را سرمنشاء بسیاری مشکلات لهستان می‌دانستند. این یهودستیزی باعث تشدید ملیگرایی یهودی در بین یهودیان و علاقه بیشتر آنها به جنبش صهیونیسم شد. در اواخر دهه ۳۰ درگیریهای بین مسیحیان جنتیل و یهودیان در لهستان شدت گرفت. کلیسای کاتولیک نیز نقش زیادی در تهییج مردم علیه یهودیان داشت. در زمان حمله آلمان به لهستان در سال ۱۹۳۹ یهودستیزی در لهستان به اوج خود رسیده بود.

در ابتدای جنگ جهانی دوم لهستان بین آلمان نازی و شوروی تقسیم شد.

بعد از جنگ جهانی دوم بسیاری از یهودیان باقی‌مانده از لهستان مهاجرت کردند و به اسرائیل و یا قاره آمریکا مهاجرت کردند. بسیاری از یهودیان در این زمان لهستان را برای همیشه ترک کردند. بعد از فروپاشی کمونیسم در سال ۱۹۸۹ وضعیت یهودیان دوباره در لهستان بهبود یافت. یهودیانی که قبل از جنگ جهانی دوم تابعیت لهستانی داشتند اجازه یافتند دوباره تابعیت لهستانی خود را ادامه دهند. امروزه جمعیت یهودیان در لهستان حدود ۲۰۰۰۰ نفر است.

تحت سلطه روسیه

امپراطوری روسیه دارای قوانین ضدیهودی شدیدی بود. در سال ۱۷۷۲ کاترین دوم ملکه امپراطوری روسیه قانونی وضع کرد که زندگی یهودیان را محدود به مناطق خاصی در لهستان و اوکراین کرد. در زمان حکومت تزار نیکولاس اول بسیاری قوانین ضدیهودی جدید اعمال شد. این قوانین آن قدر شدید بودند که یهودیان نام وی راهامان دوم نامیده بودند.

جنگ جهانی دوم

در زمان جنگ جهانی دوم حدود سه میلیون یهودی در لهستان وجود داشتند. در سال ۱۹۳۹ یهودیان سی درصد جمعیت ورشو را تشکیل می‌دادند. بعد از اشغال لهستان به دست آلمان و شوروی، ۶۰ درصد یهودیان لهستان تحت سلطه آلمان و ۴۰ درصد تحت سلطه شوروی بودند. یهودیان زیادی در واقعه هولوکاست در قسمت آلمانی لهستان از بین رفتند.

ادعاهای جنایت گسترده علیه یهود

مایکل برنباوم درباره آلمان نازی می‌نویسد که آلمان چون «حکومتی کشتارمحور» شده بود که همه اعضای حکومت در آن دست  داشتند. کلیساها و وزارت داخله مدارک تولد یهودیان را تامین می‌کردند؛ وزارت مالیه اموال یهودیان را غصب می‌کرد؛ شرکت‌های آلمانی کارگران یهود خود را اخراج می‌کردند و سهام‌هایی را که در دست سهام‌داران یهودی بودند باطل می‌ساختند.» دانشگاه‌ها از پذیرفتن یهودیان سر باز می‌زدند، به آنانی که در حال تحصیل بودند مدرک نمی‌دادند، و استادان دانشگاه یهودی را اخراج می‌کردند؛ ماموران دفاتر ترانسپورت دولتی مسوول تهیه و زمان‌بندی حرکت قطارها به منظور اخراج یهودیان و فرستادنشان به اردوگاه‌ها بودند؛ شرکت‌های داروسازی آلمانی بر روی زندانیان اردوگاه‌ها آزمایش دارویی می‌کردند؛ شرکت‌ها برای بستن قرارداد ساخت کوره‌های آدم‌سوزی رقابت میکردند. هنگامی که زندانیان وارد اردوگاه‌های مرگ می‌شدند، به زور همه دارایی‌های شخصیشان از آن‌ها گرفته و سپس فهرست‌بندی و برچسب زده می‌شدند پیش از آنکه برای به کارگیری دوباره یا بازیافت به آلمان فرستاده شوند.

یهودا بائر، تاریخ‌شناس و نویسنده اسرائیلی می‌نویسد:

انگیزه اصلی [پشت هولوکاست] به شکل کامل ایئولوژیک بود که ریشه در جهان خیالی تصور نازی‌ها داشت؛ جایی که دسیسه‌ای بین‌المللی از سوی یهودیان برای کنترل جهان در تقابل با سودای آریایی قرار داشت. هیچ کشتاری تا به امروز انقدر بر پایه اوهام، افسانه‌ها، بی‌مسمایی، و ایدئولوژی ناکاربردی بنا نشده بود — چیزی که البته با روش‌های عقلانی و کاربردی به انجام کشیده شد.[۷]

ابرهارد یکل، تاریخدان آلمانی در ۱۹۸۶ می‌نویسد که یکی از ویژگی‌ها متمایزکننده هولوکاست آن بود که:

کشتارها به شکل سازمان‌یافته در تقریباً همهٔ مناطق اشغال‌شده توسط آلمان که امروزه ۳۵ کشور اروپایی را تشکیل می‌دهند انجام می‌شدند.[۹] شدیدترین وجه آن‌ها در اروپای مرکزی و شرقی اعمال شدند، جایی که بیش از هفت میلیون یهودی در ۱۹۳۹ در آن زندگی می‌کردند. نزدیک پنج میلیون یهودی در آنجا جان خود را از دست دادند، به همراه سه میلیونی که در لهستان اشغال شده و یک میلیونی که در اتحاد جماهیر شوروی کشته شدند. صدها هزار تن نیز در هلند، فرانسه، بلژیک، یوگوسلاوی، و یونان کشته شدند. پروتوکول وانسی به صراحت مشخص می‌کند که نازی‌ها قصد داشتند «راه حل نهایی برای مشکل یهود» خود را در انگلستان و همهٔ دیگر کشورهای خنثی در اروپا همچون ترکیه، سوئد، پرتغال، و اسپانیا اجرا کنند.[۱۰]

هر کسی که سه یا چهار جد یهودی داشت بی‌استثنا نابود می‌شد. در دیگر کشتارهای تاریخ، مردم می‌توانستند با تغییر دین خود از مرگ برهند، اما این گزینه برای یهودیانی که در اروپای اشغال‌شده بودند موجود نبود.[۱۱] به استثنای آنانی که پدربزرگان و مادربزرگان‌شان تا پیش از ۱۸ ژانویه ۱۸۷۱ از دین برگشته بودند، همه کسانی که دارای تبار یهودی جدید بودند در مناطق زیر کنترل آلمان در اروپا نابود می شدند.[۱۲]

چرا یهود اینقدر مورد تنفر بود؟

به باور یهودا بائر، رائول هیلبرگ، و لوسی داویدوویچ جامعه و فرهنگ آلمان از دوران میانه به بعد با اندیشه‌های ضدیهودی خو گرفته بود و پیوند مستقیمی میان پوگرومهای سده‌های میانی و اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها وجود داشت.[۱۸][۱۹]

نیمه دوم سده ۱۹ میلادی شاهد برآمدن آلمان و اتریش-مجارستان از جنبش فلکیش در نتیجه اندیشه‌های کسانی چون هیوستون استیوارت چمبرلین و پل دو لاگارد بود. این جنبش بر پایه نوعی نژادپرستی شبه‌دانش‌وارانه شکل گرفته بود که یهودیان را نژادی در ستیز همیشگی با نژاد آریایی برای تسلط بر جهان به تصویر می‌کشید.[۲۰] یهودی‌ستیزی ولکیش ریشه در یهودی‌ستیزی مسیحی داشت، ولی تفاوتش با آن در این بود که یهودیان را نه دینی دیگرگون که نژادی متفاوت در نظر می‌گرفت.[۲۱]

در سخنرانی‌ای در برابر رایشتاگ در ۱۸۹۵، هرمان آلوارت رهبر فلکیش یهودیان را «مهاجمان» و «باسیلهای وبا»یی نامید که باید برای مصلحت مردم آلمان «پاکسازی شوند».[۲۲] هاینریش کلاس، رهبر گروه فلکیش آلدویچر فرباند، در کتاب پرفروش خود به نام Wenn ich der Kaiser wär (اگر من قیصر بودم) به سال ۱۹۱۲ درخواست می‌کند تا یهودیان آلمان از شهروندی کنار زده شوند و به جایگاه Fremdenrecht (خارجی و بیگانه) تنزل پیدا کنند.[۲۳] کلاس همچنین خواستار آن شد تا یهودیان آلمان از همه جوانب زندگی در آلمان از جمله داشتن املاک، داشتن دفتر کار، یا مشارکت در روزنامه‌نگاری، بانکداری، و شغل‌های آزاد منع شوند.[۲۳] کلاس یهودی را کسی تعریف کرد که تا روز اعلام امپراتوری آلمان در ۱۸۷۱ عضو دین یهود بوده باشد، یا کمینه یکی از پدربزرگ یا مادربزرگ‌هایش یهودی بوده باشند.[۲۳]

هیتلر و یهودیان

هیتلر به آشکارا درباره بیزاریش از یهودیان سخن می‌گفت. در کتاب خود نبرد من، او سخن از قصد خود برای بیرون راندن یهودیان از عرصه سیاسی، اندیشه‌ای، و فرهنگی آلمان سخن می‌گوید. او البته نمی‌نویسد که می‌خواهد یهودیان را پاکسازی کند، ولی روایت‌ها حاکی از آن هستند که در خلوت لحن آشکارتری پیدا می‌کرد. گفته می‌شود که او حتا در ۱۹۲۲ به سرهنگ یوزف هل می‌گوید:

هنگامی که من به قدرت برسم، نخستین و بااولویت‌ترین کارم از میان بردن یهودیان خواهد بود. بلافاصله پس از ان که تواناییش را به دست آورم، ردیف ردیف چوبه دار — برای نمونه در مارین‌پلاتز مونیخ — تا هر حدی که ترافیک اجازه دهد بر پا خواهم کرد. سپس یهودیان بی هیچ تفاوتی به دار آویخته خواهند شد و تا آن گاهی که [بدنشان] بو بگیرد آن بالا خواهند ماند؛ آنان تا هنگامی که ضوابط بهداشتی اجازه دهند آنجا خواهند ماند. بلافاصله پس از آنکه آن‌ها پایین آورده شدند نوبت ردیف بعدی خواهد بود و این پاکسازی همین طور تا به آخرین یهودی‌ای که در مونیخ هست ادامه خواهد یافت. شهرهای دیگر نیز به همین شکل، دقیقاً به همین شیوه، تا آنکه سراسر خاک آلمان از یهودیان پاک شود.[۳۳]

یهودیان در این رابطه چه میگویند ؟ 

حبیب لِوی نویسنده ی یهودی در کتاب تاریخ یهود ایران در ج۱ صفحه ی ۲۸۱ می گوید :

“… کلیه ی افراد، یهود را مقصر دانسته و خواسته اند از تمام ملت یهود انتقام بکشند و هیتلر منجر به بزرگترین تراژدی خونین تاریخ عصر حاضر گردید .”

ناهوم گلدمن ، رئیس کنگره ی جهانی یهود اعتراف کرده که این رقم را وی تعیین کرده و به کاربرده است بابت اینکه غرامت بیشتری دریافت کنند و مظلوم نمایی بکنند.

تحلیلگران میگویند که تعداد قربانیان جنگ جهانی دوم ۵۰ ملیون نفر بوده است . اگر ما فرض نیز بگیریم که ۶ ملیون یهودی نیز جزء همین قربانیان باشند . آیا ۴۴ ملیون قربانی دیگر انسان نبوده اند ؟ چرا نباید در مورد آنان حرفی زده شود ؟ برای آنها یادبود گرفت ؟ برای مظلومیت آنها کتاب و مقاله و سخنرانی و… تهیه کرد ؟ آنطور که یهودیان میخواهند ، اگر ما ۵۰ ملیون کشته ی این جنگ را فراوش کردیم مشکلی نیست ولی نباید رقم ۶ ملیون یهودی را فراموش کنیم !

در سال ۱۹۳۳ کل یهودیان اروپا در حدود ۵ ملیون و نیم بوده.
اگر یهودیان ساکن در کشور های متفقین و بی طرف و کشورهای اروپایی خارج از جنگ را از این تعداد کسر کنیم . ۲ ملیون و ۵۰۰ هزار نفر باقی می مانند . که از این تعدادفقط ۵۰۰ هزار نفر یهودی در آلمان و لهستان میزیسته اند . چگونه ممکن است که از جمعیت ۵۰۰ هزار نفری ، ۶ ملیونشان کشته شوند ؟
زمانی که افسران حزب نازی را بعد از جنگ جهانی دوم در دادگاه نورنبرگ محاکمه می کردند یکی از موارد اتهام همین کوره ها و اتاق های گازی بود که یهودیان در آن قتل عام می شدند . این درحالی است که تمامی رهبران و افسران نازی می گفتند که چیزی در مورد قتل عام یهودیان در دستور کار ما نبوده است و برای اولین بار بوده که نام آشویتس و تربلینکا را به عنوان زندان و اتاقهای گاز میشنیدند که یهودیان در آن کشته شده اند..

لازم به ذکره که این نکته رو بگم که بنده به هیچ وجه قصد دفاع از هیتلر و یا صحه گذاشتن بر اعمال وی را ندارم . هیلتر هم به اندازه ی خود نژاد پرست و خونریز بوده (مانند صهوینیست ها ) و در این مورد هم نکاتی را ذکر میکنم که اصولا نازیسم و صهیونیسم دارای خصایص و ویژگی های بسیار شبیه به هم هستند .

و اما اردوگاه آشویتس که به عنوان مرگبار ترین نقطه جنگ جهانی دوم توسط یهودیان ذکر شده است، در آمارهای کشتار در این اردوگاه ما ارقام بسیار متفاوت با فواصل فاحشی میبینیم که این خود دلیلی بر غیر مستند بودن اصل ماجراست .
بنا بر گزارش شوروی قربانیان آشویتس۴ میلیون، بنا بر تحقیقات پولیکاف مورخ صهیونیست۲ میلیون . مورخ دیگری به نام هیلبرگ آن را ۱میلیون و ۲۵۰ هزار نفر . موسسه تاریخ معاصر فرانسه آن را حدودا ۱ میلیون .میداند . و…
در صورتی که در قبل اثبات کردیم اصلا در کل ۵۰۰ هزار نفر یهودی در آلمان و لهستان می زیسته اند که تعداد خیلی کمی از آنها در این اردوگاه ها بودند .

پرلزولیگ نماینده ی نیویورک در کنگره جهانی یهود در ۱۲ جون ۱۹۴۶ پا فراتر از این میگذارد و این ادعا را دارد که در طی واقعه ی هالوکاست ۷ میلیون یهودی قربانی شدند .
و اما این کشتار ها به چه صورت بوده است ؟ آنان مدعی هستند که نازی ها ابتدا یهودیان را در اتاق های گاز میریخته اند . بعد از اینکه آنها خفه شدند . جنازه هایشان را در کوره می انداخته اند و می سوزاندند . اما چه دلایلی دارند ؟
هیچ یک از افسران نازی ، رهبران این حزب و… اعترافی بر این مبنا نداشته اند . کسی هم نبوده که بگوید یهودی بوده و رفته در اتاق گاز و زنده مانده و بعد هم رفته در کوره بعد هم زنده مانده و بعد آمده و روایت کرده که اینچنان بوده و …. . آنها چند صحنه فیلم و چندین عکس در اختیار دارند که جنازه های نحیف و لاغر بر روی هم افتاده اند و..(اگه ندیدی من چند سال پیش دیدمش) . علاوه بر آن ساختمان لردوگاه ها نیز برایشان مدرکی برای استناد این افسانه است .

لازم به ذکر است که آشویتسو… اردوگاه بوده اند و نه کشتارگاه یا کوره و اتاق گاز . و در آنجا آوارگان جنگ نگهداری میشده اند . که این افراد هم مسیحی بوده اند هم یهودی و هم مذاهب و ادیان و فرقه های مختلف . (پس فقط یهودی نبوده اند ) . در ثانی یهودیان معتقدند که گازی که در این اتاق ها استفاده میشده گاز زیکلون ب بوده است ==>“Zyclon-B” .
و خیلی جالب است که تحقیقاتی که شیمیدانان انجام داده اند این نتیجه را داده است که اصلا این گاز قابلیت کشتار ندارد . یعنی اصلا خفه کننده نیست ! (یعنی اساسا همش کشک)

جسد ها و کوره ها
در همان اردوگاه ها در آن زمان بنا بر دلایل بسیار زیاد و شواهد تاریخی در آن زمان بیماری تیفوس اپیدمی شده بود . و بسیاری از افراد حاضر در اردوگاه ها به علت ابتلا به تیفوس دارای اجسام نحیف و لاغر شده بودند و سپس مردند . و جالب اینجاست که تنها گاز ضد عفونی کننده ی برای بیماری تیفوس همین گاز “Zyclon-B” است . علاوه بر استفاده از این گاز سوزاندن اجساد نیز راه دیگری برای از بین بردن این ویروس است .
پس بر ما مشخص شد که آن عکس ها و فیلم ها چه بوده . فیلم ها و عکس های اجساد مبتلا به تیفوس بوده است که برای ضد عفونی شدن سوزانده و یا به اتاق گاز برده میشدند .

یعنی هیچ طرح و برنامه ای برای سوزاندن و یا قتل عام یهودیان در نظر نازی ها نبوده است و صرفا این یک انحراف بزرگ تاریخی است که ساخته ی دست خود یهودیان است.

چون واقعه ی هولوکاست نماد مظلومیت یهودی در سطح جهان شناخته شده است . و اساسا برخی از صاحب نظران واقعه هولوکاست را پایه و اساس تشکیل رژیم صهیونیستی و بنیان قوی ای برای به رسمیت شناخته شدن این رژیم بوده .

هیچ کس جزء یهودیان و صهیونیست ها از هولوکاست سود نبردند . زیرا نه تنها در این افسانه ی تاریخی خسارتی متحمل نشده اند و کشته ای ندادند ، بلکه سود سرشاری از این جعل تاریخی به حساب خود ریختند . خود را مظلوم جهان شمردند و دیگر در هر نقطه ای از جهان احساس میکردند که ممکن است منافعشان در خطر باشد فریاد انا الظلوم سر میدادند و جهانیان نیز به خاطر اینکه خودشان مورد اتهام قرار نگیرند نه تنها هیچ خطی بر یهودیان روا نداشتند بلکه آنان را عزیز و سرور خود قرار میداند تا خدایی ناکرده آنان را فاشیست و آنتی سمیتیست نخوانند .

خیلی متنش سنگین و ادبی بود ؟ ببخشید جو منو گرفت. بذارید ساده تر براتونبگم . تنها قشری که از مطرح کردن این افسانه تونست قدرت به دست بگیره همین یهودیان بودند . واژه ی آنتی سمیتیم رو مختص خودشون کردند و هر کجای دنیا که یک یهودی مورد اتهامی قرار میگفت سریعا فریا مظلومیت سر میدادند و پتک آنتی سمیتیسم رو بر سر اونها میکوبیدند . مردم هم به این خاطر که نکنه یک وقت آنها هم در ردیف نازی ها و هیتلر و… شناخته بشند سعی میکردند حتی اگر یهودیان در سطح دنیا مرتکب خلافی میشدند هم کاری به کارشون نداشته باشند.