نیاز ما به احیای کلان هویت “فارسیوان”!

  • انتشار: ۲۵ حوت ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 108705
افغانستان

از تجزیه اقوام به زیرمجموعه های کوچک در شناسنامه های الکترونیک نگران باشیم، حق مان است، اما اگر ندانیم که سهم خود ما در این جنایت فرهنگی و هویتی چه اندازه است، نشانه بلاهت است.

بیست سال قبل یک کلان هویتی بود به نام “فارسیوان”. این هویت، هویت تباری یا بیولوژیک نبود، شامل همه کسانی می شد که به فارسی سخن می گفتند. ما با این هویت چه کردیم؟ چه قدر به این هویت وفادار ماندیم؟ چه قدر برای تعریف عناصرش تلاش نمودیم؟ چه اندازه تیوریزه اش ساختیم و تبلیغ اش کردیم؟

هیچی. بدتر از همه اینکه تا توانستیم در این بیست سال به محله گرایی دامن زدیم، مردم را به پنجشیری و بلخی و بدخشانی و هراتی تقسیم کردیم و به سر همدیگر کوبیدیم. و در ولایت ها نیز حس جدایی را میان ولسوالی ها ترویج نمودیم.
آنچه امروز در شناسنامه های الکترونیک گنجانیده می شود، تجسم همین حس محلگرایانه ما است به علاوه بدخواهی ارگ نشینان. این حس، آخر ما را به سرنوشت سمرقند و بخارا گرفتار خواهد کرد. آن ها نیز مانند ما به قول استاد محمد جان شکوری، دانشمند، محقق و منتقد ادبی نامی تاجیکستان، خود را در چارچوب هویت های محلی تعریف می کردند و پیامدش را نیز دیدند.
فردوسی اگر روزگاری توانست مدنیت ایران را از هجوم فرهنگی – نظامی اعراب نجات دهد، معجزه اش آن بود که کلان هویتی به نام هویت ایرانی تعریف کرد.

اعلامیه های سیاسیون در نکوهش اقدام اداره ملی احصائیه قابل ستایش است، اما کافی نیست. خود ما اقدام کنیم به تعریف هویت فرهنگی ما.

این هویت باید فراگیر باشد، بیولوژیکی نباشد و همه فارسی زبانان افغانستان را شامل شود، محل گرایی در آن جا نداشته باشد، و به جای فصل کردن، مردم را وصل کند.
هاینریش هاینه می گفت: “اندیشه می کوشد مبدل به کردار گردد، کلمه می خواهد شود… اکنون بیا و ببین… کافی است فکر خود را بیان کنی، تا جهان خود به خود شکل بگیرد، زیرا جهان جلوه بیرونی کلمه است و بس.”
شما نیز گردهم بیایید فکر تان را بیان کنید. این فکر مجسم خواهد شد. این فکر، شما را از شر توطئه های اهریمنی که برای تضعیف و سرکوب تان طرح کرده اند، خواهد رهانید.

عبدالشهید ثاقب