نشست استانبول و صلح افغانستان، بررسی طرح صلح غنی از سه زاویه

  • انتشار: ۲۳ حمل ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 110282
اشرف غنی

رئیس جمهور غنی قرار است در نشست استانبول طرح سه مرحله ای خود برای صلح را ارائه کرده حمایت شرکت کنندگان را جلب نماید.
به دنبال نشست مسکو و کنفرانس قلب آسیا که در دوشنبه پایتخت تاجیکستان برگزار شد، نشست استانبول نیز قرار است این ماه با تمرکز گسترده روی صلح افغانستان در ترکیه برگزار گردد. رئیس جمهور غنی قرار است طرح سه مرحله یی خود که در کنفرانس دوشنبه ارائه کرده بود را تکرار کند و تمام تلاش خود را به خرج دهد تا حمایت شرکت کنندگان نشست استانبول را به دست آورد.

طرح سه مرحله ای که غنی در نشست قلب آسیا در دوشنبه ارائه کرد در تضاد با پیشنهاد امریکا برای صلح افغانستان که در آن بر تشکیل حکومت موقت تاکید شده، می باشد. در هسته اصلی طرح غنی برای صلح که کاملا خودخواهانه و جاه طلبانه به نظر می رسد بر یک افغانستان «دموکراتیک، متحد، بی طرف و متصل و مستقل» تاکید شده است. به گزارش رویترز، در مرحله اول، می بایست روی یک راه حل سیاسی و به دنبال آن یک آتش بس با نظارت بین المللی توافق صورت گیرد. در مرحله دوم، برگزاری انتخابات زودهنگام، تشکیل دولت صلح و مقدمات حرکت به سوی یک سیستم سیاسی تازه باید اتفاق بیفتد. در مرحله سوم طرح غنی برای صلح تدوین یک قانون اساسی تازه، ادغام مجدد مهاجرین و عودت کنندگان و توسعه و حرکت به سوی پیشرفت افغانستان مطرح شده است. در کنفرانس قلب آسیا در تاجیکستان، وزرای خارجه پانزده کشور حضور داشتند، این کنفرانس توسط هفده کشور و دوازده سازمان منطقه ای و بین المللی حمایت می شود و هدف آن پیش برد یک باره پروسه صلح افغانستان می باشد، پروسه صلحی که به دلیل امتناع طالبان به تمکین از قانون اساسی افغانستان و طرح غنی مبنی بر انتخابات زودهنگام به بن بست خورده است.

جو بایدن برخلاف دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین امریکا، به چند جانبه گرایی و اتخاذ دیدگاه فراگیر و همه شمول اعتقاد دارد و متعهد است دنیا را با ایالات متحده امریکا همراه سازد نه اینکه دنیا بدون امریکا باشد. از اینرو، امریکا در نشست استانبول تلاش می کند سازمان ملل و دیگر سهامداران را به صحنه بکشاند. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه امریکا، در صحبت با سی ان ان گفته است: امریکا تلاش های دیپلماتیک خود را افزایش داده تا دیدگاه هایی را با دولت افغانستان و طالبان شریک سازد و دو طرف را در نشست استانبول که در هفته های پیشرو در ترکیه برگزار می شود، گردهم جمع کند. به گفته وزیر امور خارجه امریکا سازمان ملل متحد در گردهم آوردن طرف های درگیر در افغانستان در نشست استانبول نقش برجسته ای خواهد داشت و از تمام همسایگان و دیگر کشورهایی که در افغانستان منفعت و نفوذ دارند دعوت شده عملا در این نشست حضور پیدا کنند.

از دریچه خرد و تدبیر اگر نگاه شود تفاوت دیدگاه ترامپ و بایدن در برخورد با موانع و چالش ها که به وضوع در پروسه صلح افغانستان به چشم می خورد، به خوبی آشکار است: بایدن برخلاف دونالد ترامپ یک دیدگاه چند جانبه(چند ذی نفع) در مورد افغانستان را دنبال می کند. دولت بایدن نیک می داند که طرح سه مرحله ای غنی برای صلح افغانستان از سوی طالبان رد می شود و در صورت ناکامی ایالات متحده امریکا در خروج کامل نیروهایش از افغانستان تا اول ماه می سال جاری میلادی، طالبان حملات خود علیه نیروهای امریکایی و خارجی در افغانستان را از سر خواهند گرفت. دولت بایدن با علم به این پیامدهای منفی تلاش می کند از کانال های دیپلماتیک و سیاسی حمایت دیگر سهامداران از جمله روسیه، ترکیه، ایران، پاکستان، هند و همسایگان آسیای مرکزی افغانستان را به دست آورده به نوعی از افزایش خشونت ها جلوگیری نماید.

تفاوت نشست استانبول با نشست روسیه و کنفرانس دوشنبه و موفقیت یا شکست آن به میزان جدیت و تعهد شرکت کنندگان در پرکردن خلأ در موقعیت های مختلف و تمرکز روی آینده افغانستانی هایی که از سال ۱۹۷۳ تاکنون از خشونت و جنگ رنج برده اند، بستگی دارد. شرکت کنندگان در نشست استانبول می بایست بر سه اصل ضروری «انعطاف پذیری، تدبیر و درایت در دولت داری» توجه داشته باشند تا آینده افغانستان متفاوت از گذشته و حال رقم بخورد. اما باید منتظر بود و دید در نشست استانبول چندین طرح از سوی شرکت کنندگان ارائه خواهد شد یا در جریان نشست تنها طرح غنی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تا این لحظه به نظر می رسد طرح سه مرحله ای غنی تنها ابتکار دارای ساختار باشد که از سه زاویه مختلف می توان آن را ارزیابی نمود:
یک: این تنها دولت کابل نیست که برای ماندن در قدرت سهم دارد بلکه نیروهای دیگری نیست وجود دارد که نمی خواهند بعد از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان فضا را در اختیار طالبان قرار دهند تا فرصت از خلأ ایجاد شده بیشترین استفاده را به نفع خود بکنند. حتی ممکن است طرح غنی تایید ضمنی امریکا را به دست آورد چراکه امریکا نمی تواند به طور واضح از دولت کابل حمایت کند اما به طور حتم از برنامه ای که بتواند از طریق گفت و گو و پروسه سیاسی صلح را به افغانستان بیاورد حمایت خواهد کرد. ایده این است که در نشست استانبول، طالبان دور نگه داشته شود و موضع سازش ناپذیر و غیردموکراتیک این گروه به عنوان یک مانع اصلی مطرح شود.

دو: طرح صلح غنی برای صلح با فراز و نشیب هایی که دارد تلاش می کند از طریق راه های سیاسی و صلح آمیز، شرایط را در افغانستان عادی بسازد. رسیدن به افغانستانی «متحد و یکپارچه، مستقل، دموکراتیک، بی طرف و متصل» در ذات خود عیبی ندارد به شرطی که اراده سیاسی لازم توسط سهامداران مرتبط با جنگ و صلح افغانستان برای یک آتش بس تحت نظارت، انتخابات زودهنگام و ساختار تازه برای قانون اساسی افغانستان نشان داده شود تا این کشور پس از دهه ها جنگ و خشونت یک انتقال قدرت آرام را شاهد باشد. رئیس جمهور غنی اما پیش از این به نامه آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه امریکا، مبنی بر تشکیل یک دولت موقت با حضور نمایندگان طالبان پاسخ مثبت نداده است. بزرگترین چالش در طرح صلح غنی متقاعد ساختن طالبان به پذیرش این طرح می باشد چون بدون حمایت طالبان چنین ابتکاری موفق نخواهد بود. اگر مسئولیت یک راه حل سیاسی جامع برای صلح به دوش طالبان و امریکاست، به همین نسبت دولت کابل و دیگر نیروهای سیاسی موجود در افغانستان نیز باید احساس مسئولیت کنند. سهامداران خارجی نیز در راستای موفقیت نشست استانبول یک دغدغه کلان به حساب می آید. غنی در تشریح طرح صلح خود هرگز نگفت چگونه قرار است اعتماد و اعتماد به نفس بین سهامداران مختلف در افغانستان قرار است ایجاد شود. مذاکرات بین الافغانی تا این لحظه پیشرفت عمده یی نداشته و طالبان و دیگر سهامداران افغان روی مکانیزم صلح و ثبات به توافق نرسیده اند، بنابراین تصور هرگونه پیشرفت عمده سخت و دشوار است.

سوم: این به حکومت افغانستان بستگی دارد که بخواهد نظرات دیگر شرکت کنندگان در نشست استانبول را در طرح سه مرحله یی غنی بگنجاند. از سویی دیگر هنوز واکنش پاکستان به طرح غنی ارائه نشده، اینکه اسلام آباد با این طرح مخالفت می کند یا موافقت! شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان، طی سخنانی در کنفرانس قلب آسیا روشن ساخت که هرگونه توافق روی صلح افغانستان در آینده می بایست بر اساس توافق دوحه صورت گیرد.

برداشت امریکا این است که بدون حمایت طالبان و پاکستان هرگونه طرح صلح در مورد افغانستان عملی نخواهد شد. این طرز فکر و برداشت امریکا خلاف واقعیت است. اگر برخی از سهامداران در پروسه صلح افغانستان همچنان مثل گذشته پاکستان را به حمایت از طالبان متهم کنند، اشتباه کرده اند چرا که اسلام آباد برخلاف گذشته به دلیل پیامدهای منفی چنین سیاستی دیگر تمایلی به حمایت از طالبان ندارد. ضعف اساسی طالبان که اتفاقا نقطه قوت مخالفان آنها به حساب می آید، تنفر از پیروی از یک مسیر قانونی و سیاسی برای رسیدن به قدرت می باشد. جلوگیری از یک خونریزی و خشونت دیگر در افغانستان مستلزم این است که سازمان ملل کنترل کشور که از سوی شورای امنیت مجاز شمرده می شود را به دست گیرد و این مسأله در نشست استانبول مورد حمایت قرار گیرد.

منبع