مهدویت و پایان تاریخ

  • انتشار: ۱۸ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: سید حسین واعظ زاده پارسا
  • شناسه مطلب: 1730

شاید به دلیل اهمیت و فراگیری موضوع بحث، باب مستقل تحت عنوان «پایان تاریخ» در میان دانشمندان شرق و غرب پدید آمده و تا کنون ده ها عنوان کتاب و صدها مقاله علمی در باره «پایان تاریخ» نگاشته شده بیانگر اهمیت مسئله است. هرچند مسئله «پایان تاریخ» یا «آخر الزمان» ریشه در اعتقادات پیروان ادیان آسمانی- یهود، مسیحیت و اسلام- دارد، ولی ازبعد برون دینی آن نیز مسئله در ابعاد وسیعی مورد کنکاش قرار گرفته است. از میان دانشمندان غربی کسانی که به مسئله آخر الزمان و پایان تاریخ توجه خاص نموده اند می توان به ساموئل هانتینگتون استاد دانشگاه هاروارد، فرانسیس فوکویاما؛ پژوهشگر موسسه مطالعاتی غیر انتفاعی «رندا»[2]، زبگینیو برژینسکی؛ مشاور کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا و …نام برد. مسئله آخر زمان چنانکه در میان دانشمندن شرق با دو اقبال و دیدگاه مواجه است، در غرب نیز هردو دیدگاه طرفدارانی دارد.

خواستگاه و زمینه های پیدایش نظریه پایان تاریخ

در دنیای غرب تئوری پایان تاریخ به انحای گوناگون مطرح است. یکی پایان تاریخ تمدن غرب به رویکرد سیاسی مطرح است مانند آنچه «اشپنگلر» فیلسوف معاصر مطرح کرده. وی که معتقد به ادواری بودن تاریخ است، معتقد است که تمدن غرب بعد از قرنها ترقی قوس نزول پیموده و رو به اضمحلال خواهد رفت. البته چنانکه اشاره شد این دیدگاه اشپنگلر بیشتر با یک روی کرد سیاسی ارایه شده. برخی نیز از پایان تاریخ در دنیای غرب به لحاظ اخلاقی سخن گفته اند و باور دارند که نظام اخلاقی در غرب مورد ایلغار قرار گرفته و چپاول اخلاقی به اوج خود رسیده و اینک وقت آن است که این دوره تاریک اخلاقی درغرب پایان پذیرفته و عصری جدید آغاز خواهد شد و انسان غربی اندک اندک به همان فطرت خدایی خویش باز خواهد گشت.

در اینجا ذکر این نکته بی مناسبت نخواهد بود که، علیرغم اعترافات واقع نگرانه دانشمندان غربی مبنی بر رو به سقوط بودن تمدن غربی خصوصا از نظر نظام اخلاقی و بازگشت ملت هایشان به آنچه که اسلام از اول بر آن تاکید فراوان داشته است، هنوز این تئوری یا بهتر بگویم این روحیه به شدت مورد تاکید قرار می گیرد که هوبت های شرقی و اسلامی در حال ذوب شدن و فرو رفتن در کام تمدن غربی و جهانی سازی غرب و آمریکا است و دیگر هیچ اهرمی سد راه آن نخواهد شد و این سرنوشت محتوم ملت ها و جوامع اسلامی و شرقی است، شرقی ها ومسلمانان تنها کاری می توانند این است سعی کنند تا از این قافله پرشتاب عقب نمانند و هر طور شده خود را با آنچه در غرب به عنوان ارزش و بایسته های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتا اعتقادی مطرح است عیار سازند. در این باب کشور های اندونیزی و مالیزی مثالی خوبی است.

برخورد تمدنها

ساموئل هانتینگتون استاد دانشگاه هاروارد، تئورسین برخورد تمدنها است. این دیدگاه مبتنی بر یک سری فرضیه های است که خود از استحکام کافی برخوردار نمی باشند که فعلا به این بعد قضیه کاری نداریم. تئوری برخورد تمدنها از آنجا ناشی می شود که هانتینگتون تمدن اسلام و تمدن غرب را دارای دو ماهیت متضاد و آشتی ناپذیر می پندارد. درحالیکه به اعتراف کتله ی دیگر از دانشمندان غربی که انصاف قضاوت کرده اند، تمدن اسلامی مادر تمدن مغرب زمین است و غربی ها درساختن تمدن شاگرد مسلمانان هستند. منتهی تمدن غرب درمرور زمان رو به انحراف و تباهی رفته و سر از اومانیزم، خدا انکاری، خداگریزی، خداستیزی، غیبت خدا و حتا مرگ خدا بدر آورده است. هرچند دیدگاه هانتینگتون در قالب قضیه موجبه جزئیه قابل قبول است؛ به این معنی که میان تمدن اسلامی و تمدن غرب از نقطه ی که تمدن غرب زاویه باز کرد و خصوص در بعد اخلاقی رو به تاریکی و نا کجا آباد رفت، تضاد پدید آمد و این مباینت سبب بر خورد این دو تمدن خواهد شد، اما اینکه وی جنگهای چند قرن اخیر را که احیانا بین خود مسلمانان یا بین خود غربی ها رخ داده است، جنگ بین تمدنی و برخورد دو تمدن انگاشته است، پذیرفتنی نیست.

پایان تاریخ

نظریه پایان تاریخ بیشتر رویکرد حکومتی و جامعه شناختی دارد. به نظر فرانسس فوکویاما؛ پژوهشگر موسسه مطالعاتی «راند» که بنیانگزار این تئوری است، مهم ترین شاخصه ای پایان تاریخ تحقق جامعه ای است که در آن انسان به مهم ترین و اساسی ترین نیازمندی هایش دست یابد وی این مدل جامعه بهترین و واپسین نوع جامعه بشری می داند. فوکویاما جامعه لبرال دموکراسی را مصداق جامعه آنچنانی دانسته و باور دارد که در میان انواع مدلهای موجود، لبرال دموکراسی ایده آل همه ی آدمها است و تمامی جامعه های کهن و پسین ناگزیر در لبرال دموکراسی هضم خواهد شد. وی شکست کمونیزم را نتیجه مورد اقبال قرار گرفتن جامعه لبرال دموکراسی در شرق میداند. او معدقد است که بشرامروزی به حدی از بالندگی فکری رسيده است که قادر نیست جهان کاملا دیگرگونی را از آنچه که اکنون هست تصور کند، زیرا نظم حاکم بر جامعه فعلی بشر طوری است که دیگر امیدی به تغییر یا بهتر شدن آن وجود ندارد. نتیجه این که فوکویاما حاکمیت مطلق نظام لبرال دموکرسی بر جهان را پایان تاریخ میداند. اما دو پدیده اجتماعی که بدون اجازه هماهنگی پروفیسور فوکویاما اتفاق افتاد که گفته های ایشان به خیال پردازی شبیه تر بوده تا یک نظریه سیاسی- اجتماعی؛ یکی روگردانی جوامع غربی از حکومت های لبرال دموکرات درقالب نوعی خود آگاهی فطری که سالانه دست کم ده ها نفر به دین اسلام می گیروند. دیگری موج بیداری اسلامی و خیزش های ملتهای خاور میانه است که حد اقل معنویت طلبی و اسلام گرایی را اگر مهم ترین عامل آن ندانیم، بدون شک یکی از عوامل مهم این امواج خروشان بیداری دانست.

دیدگاه اسلامی در مرود پایان تاریخ که بعدا بیان خواهد شد، یک وجه مشابهت با تئوری فوکویاما پیدا خواهدکرد و آن این که هردو نسبت به پایان تاریخ خوشبین بوده و پایان تاریخ را توام با سعادت و خوشبختی انسان میداند اما این کجا و آن کجا!

مهدویت و پایان تاریخ

هرچند مهدویت به معنی خاص آن از ویژگی های اعتقادات مذهب حقه ی شیعه اثنا عشری است ولی اعتقاد به وجود منجی در آخر الزمان نه تنها مختص شیعه نیست که تمام ادیان آسمانی به تحوی اعتقاد راسخ به وجود منجی درآخر زمان دارد و این باور ریشه در آموزه های دینی آنان دارد. پیروان همه ادیان معتقدند که در واپسین بگاه تاریخ بشر به بهترین اسلوب زندگی جمعی دست خواهد یافت که در واقع فصلی نوینی در تاریخ حیات نوعی اش به شمار می رود. انسانهای پایان تاریخ اجتماعی را تشکیل می دهد که هرآنچه باید باشد در آن یافت می شود و هر آنچه نباید باشد از آن جامعه رخت بر می بندد. حال این جامعه چه اسمش «مدینه فاضله» چه «آرمانشهر» چه «اورشلیم» چه «اتوپیا» یا «حکومت صالحان» تفاوتی از حیث وجود ندارد بلکه ریشه تمامی این باور ها یک چیز است و آن ظهور منجی است در آخز زمان آن هم درست در شرایطی که بشر در برابر طوفان های سهمگین بد اخلاقی ها، ستم ها، آزادی های لجام گسیخته فردی و… که هرکدام به سهم خود انسان مدرن را رنج می دهد، تاقت ایستادگی را از کف داده باشد و چشم براه یک منجی بزرگ نشسته است.

طبق معتقدات شیعه دوازده امامی قبل از قیامت کبری که در آن در واقع طومار هستی در هم پیچیده می شود، یک قیامت صغری برپا می شود که سبب سرو سامان گرفتن انسان ها و حاکمیت عدالت بر روی زمین می گردد و اسم دیگر آن ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) منجی حقیقی انسان و انسانیت و پاسبان و پاسدار و مجری واقعی شریعت الهی بر رو کره زمین می باشد.

 

قرآن و پایان تاریخ

از آنجای که قرآن کریم بزرگترین و جامع ترین نظام زندگی را برای بشریت پیش بینی کرده است؛ لذا هر آنچه که برای رسیدن انسان به اوج قله سعادت و هدایت بدو یاری رساند به خدمت گرفته و بدان اشاره رفته است؛ مانند مباحث تاریخی، قصه های پند آموز، حیات خزندگان، زندگی موجودات غول پیکر، پدیده های طبیعی و در یک کلام از بسیط ترین مسایل گرفته تا غامض ترین مباحث علمی هرآنچه که در رسیدن انسان به بلندای قله انسانیت و خوشبختی واقعی کمک می کند می رساند سخن رفته است.

یکی از مسائلی که همواره موجب تفکر و تعمق انسان گردیده مسئله پایان این زندگی دنیایی یا جهان پس ازاین جهان است. در قرآن کریم به تکرار به این موضوع اشاره شده که زندگی این جهانی با همه زرق وبرق و تجملاتی که بخود گرفته است یا خواهد گرفت، روزی به پایان خود خواهدرسید و همه چیز به سمت هلاکت و نابودی پیش می رود. قرآن کریم این مسئله را درچند مرحله بیان میکند؛ ابتدا از دایره این سنت تکوینی را کوچکتر گرفته و نابودی و هلاکت را به اصطلاح همان شتری می داند که بر در هر زیروحی زانو خواهد زد(کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون؛هر نفسى (طعم ناگوار) مرگ را خواهد چشيد، و پس از مرگ شما را به سوى ما باز گردانده می شوید)[3] سپس شعاع دائره را وسیع تر کرده و آن هلاکت و نابودی را شامل تمام موجودات روی زمین میداند(کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذولجلال و الاکرام؛ هر كه روى زمين است دستخوش مرگ و فناست و زنده ابدى ذات خداى با جلال و عظمت توست)[4] درمرحله بعدی شعاع دائره این سنت تکوینی الهی چنان وسیع می شود که هیچ موجودی- اعم از زیروح وغیر زیروح و هرآنچه غیر ذات خداوند- را فروگزار نکرده است (کل شیئ هالک الا وجهه له الحکم و الیه ترجعون؛ هرمجودی جز ذات خداوند هلاک خواهد شد)[5]

بنابراین اینکه از نظر قرآن کریم تاریخ(زندگی این جهانی) را پایانی هست، شکی درش نیست. اما به ارتباط نحوه این پایان و اینکه آخرالزمان قبل از وقوعش دارای چه علائمی است، قرآن کریم بطورکلی علائمی را بیان کرده است. در این مورد می توان آیات ذیل را مستمسک قرار داد:
«ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارضه یرثها عبادی الصالحون؛ و ما بعد از تورات در زبور (داود) نوشتيم كه البته بندگان نيكوكار من ملك زمين را وارث و متصرف خواهند ش»[6]

«قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا ان الارض لله یریثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین؛موسى به قوم خود گفت: از خدا يارى خواهيد و صبر كنيد كه زمين ملك خداست، آن را به هر كس از بندگان خود خواهد به ميراث دهد، و حسن عاقبت مخصوص اهل تقواست»[7]

«تلک من انباء الغیب نوحیها الیک ما کنت تعلمها انته و لا قومک من قبل هذا فاصبر ان العاقبه للمتقین؛اين (حكايت نوح) از اخبار غيب است كه به تو وحى مى‏كنيم و پيش از آنكه ما به تو وحى كنيم تو و قومت هيچ از آن آگاه نبوديد، پس تو در طاعت حق راه صبر پيش گير كه عاقبت نيكو اهل تقوا راس»[8]

«تلکه الدار الآخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین؛ما اين دار (بهشت ابدى) آخرت را براى آنان كه در زمين اراده علوّ و فساد و سركشى ندارند مخصوص مى‏گردانيم و حسن عاقبت خاص پرهيزكاران اس»[9]

«وأمر اهلک بالصلاه واصطبر علیها لا نسئلک رزقا نحن نرزقک والعاقبه للتقوی؛ تو اهل بيت خود را به نماز و طاعت خدا امر كن و خود نيز بر نماز و ذكر حق صبور باش، ما از تو روزى (كسى را) نمى‏طلبيم بلكه ما به تو (و ديگران) روزى مى‏دهيم، و عاقبت نيكو مخصوص (اهل) پرهيزكارى و تقواست»[10]

در این زمنیه و حول این مفهوم آیاتی زیادی وجود دارد که ذکر همه ی آنها مجالی بیشتری می طلبد. از ایات فوق چند نکته به خوبی بر می آید؛ یکی اینکه این دنیا و زندگی این جهان را سر انجامی است قطعی و جزء سنت های تکوینی و تغییر نا پذیر الهی می باشد. نکته دیگر این که قبل از آنکه دنیا به آخر برسد بشریت دارای زندگی سعات بخش و شده و به آرامش می رسد. نکته ای اخیر این که در پایان عمر دنیا پرهیزکاران و بنده گان صالح خدا همه کاره کره زمین می شود. بنابر این می توان گفت که قرآن کریم نه تنها پایان تاریخ را تاییدمی کند بلکه آن را ختم به خیر دانسته و با دید خوشبینانه بدان نگرسته است.

روایات اسلامی در باره مهدویت

شیخ لطف الله صافی روایاتی که را از طریق اهل سنه و اهل تشیع در باره ظهور منجی درآخر زمان و این که اسم مبارک ایشان مهدی موعود است، جمع آوری کرده که تعداد این احادیث به 6277 حدیث می رسد.[11] در روایات اسلامی اعم طریق شیعه و سنی بطور مفصل از آخر الزمان سخن به میان آمده است. به عنوان مثال این حدیث مشهور که از ده ها طریق از اهل سنت و شیعیان نقل شده:« لو لم يبق من الدنيا إلا يوم واحد لطول الله ذلک اليوم حتي يخرج رجل من أهل بيتي يملا الارض عدلا کما ملئت ظلما وجورا؛[12] اگراز دنیا جز یک روز باقی نماند آن روز راخداوند به قدری طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من ظهورنموده و جهان را چنان از لبریز از دادگری نماید آنگونه که از ستم گری و جفا کاری پرشده باشد.

عن أبي محمد هارون بن موسي التلعکبري، عن أبي علي الرازي، عن ابن أبي دارم، عن علي بن العباس السندي المقانعي، عن محمد بن هاشم القيسي، عن سهل بن تمام البصري، عن عمران القطان، عن قتادة، عن أبي نضرة، عن جابر بن عبد الله الانصاري قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: المهدي يخرج في آخر الزمان؛[13] از ابو محمد هارون بن موسی تلعکبری از ابوعلی رازی او ابن ابی دارم او از علی ابن عباس سندی مقانعی او از محمدبن هاشم قیسی او از سهل بن تمام بصری او از عمران قطان اواز قتاده او از ابی نضره او ازجابر بن عبد الله انصاری رازی اواز که گفت: رسول خدا فرمود: «مهدی در آخر زمان ظهورخواهدکرد.

عن محمد ابن اسحق المقری، عن المقانعي، عن بکار بن أحمد، عن الحسن بن الحسين، عن تليد عن أبي الجحاف ،عن خالد بن عبد الملک، عن مطر الوراق، عن الناجي يعني أبا الصديق، عن أبي سعيد، قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: إبشروا بالمهدي – قال: ثلاثا – يخرج علي حين اختلاف من الناس و زلزال شديد يملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما وجورا، يملا (قلوب) عباده عبادة و يسعهم عدله؛ [14] محمد ابن اسحاق مقری از مقانعی او از بکار بن احمد او از حسن ابن حسین او از تلید او از ابی جحاف او از خالد بن عبد الملک او از مطر وراق او از ناجی یعنی ابا صدیق او از ابا سعید روایت کرده که رسول مکرم خدا (ص) سه مرتبه فرمود: مردم را به ظهور مهدی بشارت دهید، آن هنگامی ظهورخواهدکرد که مردم دچار اختلاف شدید گشته و(زندگی شان دچار) تزلزل و ناپایداری شدید گردد، زمین را پر از عدل و داد کند آنگونه که مملو ازظلم و جور شده است.

در این باب نیز روایات اسلامی به حدی متواتر و متکثر است که ذکر همه آنها خود چندین جلد کتاب قطور را تشکیل می دهد، روایات در باب ظهور مهدی موعود و هم چنان در مورد نام و مشخصات، تاریخ و نحوه ولادت آن حضرت و حکومت جهان گسترش و این که چگونه جهان را پراز عدل و داد خواهد کرد، صد ها حدیث از ده ها طریق فرقه های اسلامی رسیده و مسئله را در میان مسلمانان چنان روشن ساخته که تمام پیروان مذاهب پنجگانه اسلامی آنرا با اعتقاد راسخ باور دارند.

 


پانوشت:

[1] – اشاره به نظریه مشهور جارلز داروین ( تنازع بقای و بقای اصلح)
[2] – این موسسه یکی از مراکز فوق العاده مهم برای تقویت نیروهای مسلح آمریکا در زمینه های پژوهشی و مشاوره در سال 1948 تاسیس شد.
[3] سوره عنکبوت آیه 57
[4] سوره الرحمن آیه 26
[5] سوره قصص آیه 88
[6] – سوره انبیاء آیه 105
[7] – سوره اعراف آیه 128
[8] – سوره هود آیه 49
[9] – سوره قصص آیه 83
[10] – سوره طه آیه 132
[11] – صافی، لطف الله، منتخب الاثر فی امام ثانی عشر، مرکز کتاب، تهران 1385
[12] – محمد ابن حسن، شیخ طوسی، الغیبه، موسسه معارف اسلامی، ص 180
[13] همان ص 178
[14] – همان ص 179