مدارا و زندگی

  • انتشار: ۲۸ میزان ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 95766

با نگاهی به محیط و اطراف مان، به سادگی متوجه می شویم که اقوام مختلف با دیدگاه ها و آیین ها متفاوت در پیرامون ما حضور دارند؛ در جامعه متکثر، نمی توان از همزیستی امتناع کرد، زیرا به مقتضای عقل و اخلاق، همه حق زندگی دارند. مدارا در چنین جوامعی کارساز است؛ به این بیان که تمرین مدارا و کار گرفتن از آن به ما یاد میدهد که از تنها خودمان و هم کیش مان را نه بینیم بلکه به همه رنگ ها و آیین ها احترام بگذاریم.

۱ – مفهم مدارا

مدارا به معنای حسن خلق و حسن معاشرت است و هم چنان به معنای نرمخویی و دفع شر نیز آمده است . بین معنای لغوی و اصطلاحی مدارا، فرقی نیست در اصطلاح نیز مدارا همان رفتار توام با نرمخویی و ملاطفت در برابر دیگران است و از وظایف اخلاقی یک انسان، رفتار درست در مقابل هم نوع اوست.
مدارا می تواند مفاهیم و مقاصد مختلفی داشته باشد یکی این است که منظور از مدارا، تسلیم و رضا در برابر دیگران باشد، بدون هیچ عملکرد دیگری که اسم این را می شود رواداری گذاشت.
دومین نگرش ممکن، بی اعتنایی و بی اختیار و بی درد سر و بی خطر نسبت به دیگران است.
سومین نگرش نتیجه نوعی خویشتن داری اخلاقی است نوعی به رسمیت شناختن اخلاقی آن که دیگران حقوقی دارند حتی اگر از آن حقوق به شیوه های ناپسندی استفاده کنند
چهارمین نگرش، بیانگر گشودگی در برابر دیگران؛ کنجکاوی؛ شاید حتی اشتیاقی توام با احترام به شنیدن و آموختن از آنان است.
آخرین نقطه پیوستاری صحه گذاری پرشور و شوق بر تفاوت است که تصدیقی زیباشناختی خواهد بود اگر تفاوت را به منزله بازنمودی ازگستردگی و گونه گونی آفرینش کردگار یا جهان طبیعت بشماریم یا تصدیقی کارکردی خواهد بود اگر تفاوت را بسان براهین چند فرهنگه نگر لیبرالی، شرط لازم و رشد و آگاهی انگاریم که برای افراد آدمی چه مرد و چه زن گزینش هایی را میسر می سازد که به خودمختاری آنان ارزش و معنا می بخشد .

۲ – مدارا در شعر

مدارا و تسامح با مردم، به جای خشونت و نفرت، یک اصل انسانی و فرامذهبی است؛ مدارا کردن با اقشار مختلف جامعه، می تواند خشونت ها، نفرت ها و اصطکاک ها را مهار نماید. شاعران مسلمان، نیز با طبع شعری که داشتند، از مدارا و توصیه به آن پرداختند؛ شعر مشهوری از حافظ که در افواه و السنه خلایق است، مدارا را به بهترین وجه آن به شعر در آورده است: «آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است: با دوستان مروت با دشمنان مدارا». حافظ با توجه به کسب سعادت دنیوی و اخروی، مخاطبانش را به مدارا توصیه کرده است. نظامی گنجوی، مدارا کردن را هنر آدمی دانسته است «خردمند را چون مدارا کنی – هنرهای خویش آشکارا کنی». در جای دیگر ایشان گفته است که مدارا، نشان مهرورزی درونی است هرگاه باطن آدمی به شفقت متمایل شود، محصول آن مدارا خواهد بود. «درونی که مهر آشکارا کند – مدارا فزون از مدارا کند». مولانای بلخ، در طی شعری، به مخاطبانش می فهماند که اگر یک وقتی در دام سیاست های نادانان گرفتار آمدید، به حکم عقل باید صبر کنید و مدارا پیشه نمایید «با سیاست های جاهل صبر کن – خود مدارا کن به عقل من لدُن». جای دیگری، می گوید مدارا کردن با دشمن، به این معناست که شما آهسته آهسته دل دشمن را به دست می آورید و زمانی می رسد که دشمن تان با شما دوست خواهد شد «با مخالف، او مدارایی کند – در دل او خویش را جایی کند». ناصر خسرو که از خشونت و نفرت که علیه او در بلخ صورت گرفت و به دره یمگان تبعید گردید، راجع به عامه مردم، راهی جز مدارا نمی بیند: «با عامه که جان را خدای گوید – ای پیر چه روی است جز مدارا». بیدل، آن شاعر آیینه ها، مدارا کردن با دشمنان را علامت بزرگی دانسته و تشبیه به فواره آب کرده است؛ همان طور که آب با تمام اوج که در هنگام فواره کردن می گیرد، ولی بازهم به طرف زمین میآید «منزلت خواهی مدارا کن که در فواره آب – اوج دارد آن قدر کز خود تنزل می کند» ولی بیدل با تمام توصیف که از مدارا دارد، از عواقب امر نیز هشدار می دهد که نباید مدارا کردن با دشمنان، انسان را از نقشه آنان غافل بسازد «به افسون مدارا از کج اندیشان مشو ایمن»…

۳ – مدارا در الهیات

با این که در متون دینی انبوهی از توصیه ها وارد شده است و رفتار پیامبر و ائمه علیهم السلام نیز ثابت کرده است که آنان به تفاوت ها و اختلافات جامعه، احترام می گذاشتند، اما در جهان امروز، از سخت ترین مداراها، مدارای دینی و مذهبی است؛ سخت است برای یک مسلمان که اختلاف دیدگاه را بپذیرد و یا با فرد مخالف آیین خودش ارتباط برقرار کند؛ در جهان غرب، شاید امروز ساده ترین کار، مدارای دینی است غیر از این که در زمینه های دیگری نیز بهتر عملکرده است…

۳ -۱ مدارا سرمایه حکمت

شاید نتوان ادعا کرد که انسان حکیم، بدون کدام دلیل شخصیتی، حکمت به دست آورده است؛ بلکه می‌توان گفت نظر به روایات و تاریخ، حکیمان و دانشمندان، دارای ویژگی های خاصی بودند از جمله این که با مردم و جامعه مدارا داشتند؛ حکمت بدون مدارا، اسمش حکمت نخواهد بود. لذا در غرر الحکم از امام علی علیه السلام نقل شده است که «رأس الحکمه، مداراه الناس» سرمایه حکمت، مدارا کردن با مردم است. در غرر الحکم نیز آمده است امام علی فرمود «عنوان العقل مداراه الناس» مدارا کردن با مردم، نشان و علامت تعقل است. به این بیان که افراد مداراجو انسان های هستند که از عقلانیت کار می گیرند و برعکس، سخت گیری و تعصب، نشان خامی و بی عقلی است «سخت گیری و تعصب خامی است – تا جنینی کار خون آشامی است» به تعبیر مولانا، انسان اگر پخته و عاقل شد، دیگر تعصب ها را کنار می گذارد و به تفاوت ها رسمیت می بخشد.

۳-۲ مدارا موجب سلامتی دین و دنیا

از نظر دنیوی که مشخص است؛ انسان مدارایی با ملایمت و ملاطفت که دارد، با اقشار مختلف مردم از ملایمت و نرمخویی کار می گیرد و کسی برای او دشمن نیست اما کسی که زشت خو و تند رو باشد، می تواند با همین رفتارش، صدها دشمن برای خود درست کند؛ از طرف دیگر، تاثیر رفتار انسان در این دنیا – چه خوب یا بد – سرنوشت آخرت او را نیز معین می کند. امکان دارد کسی به سبب خشونت، کاری انجام دهد که هم دنیای او را بر باد دهد هم آخرتش را. اما انسان مسلمانی که رفتار توام با ملاطفت و مدارا در جامعه دارد، هم می تواند رفتار رفقای هم کیش خود را تغییر دهد و هم اگر با افراد غیر مسلمان ارتباط دارد می تواند با رفتار خودش، قلوب آنان را نیز به دست آورد. پیامبر اسلام نماد مدارا و رفتار درست اجتماعی بود که همین مدارا و اخلاق خوب آن حضرت اگر نبودی، نمی توانست در دل مردم جای بگیرد و اسلام هم بیشتر به سبب اخلاق او پیشرفت کرد تا شمشیر علی و مال خدیجه… لذا حضرت علی با تجربه که از دوران پیامبر دارد می فرماید، «سلامه الدین و الدنیا فی مداراه الناس».

۳-۳ مدارا فرمان الهی

چنانکه گفته شد، پیامبر گرامی اسلام، دارای اخلاق عظیم و نماد مدارا با مردم بود چه با مسلمانان و غیر مسلمانان و مسلم است که مدارا با مردم را از خداوند آموخته بود؛ چنانکه در سوره آل عمران آیه ۱۵۹ خداوند می فرماید، «فبما رحمه من الله لنت ولوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»… به این بیان که مدارای پیامبر، نوعی امر خدا و رحمت او برای پیامبر بوده است و خداوند در آیه فوق تذکر می دهد که اگر با مردم این چنین با نرمی رفتار نمی کردی، مردم از دور و اطرافت پراکنده می شدند… این به این معناست که یک انسان مسلمان همانطوری که به انجام واجبات دینی اهتمام می ورزد و از انجام منهیات پرهیز می کند باید در امور مدارا کردن با مردم نیز مثل پیامبر رفتار نماید و انسان مسلمان باید نشان و علایمی از پیامبر را داشته باشد و گرنه ایمان و اعتقادش زیر سوال خواهد رفت… از زسول خدا نقل شده است که فرمود: «امرنی ربی بمداراه الناس کما امرنی بأداء الفرایض» در این فرمایش از پیامبر، مدارا کردن با مردم با انجام فرایض، در عدل هم قرار داده شده است.

۴ – نهادهای ترویج کننده مدارا

۴-۱ خانواده

خانواده به عنوان بنیان گذار اجتماع، والدین به طور اخص اگر درک نمایند که در جامعه چندفرهنگی و چندگانگی وجود دارد و برای زیست بهتر باید به چندگانگی رسمیت ببخشند؛ کافی است که با همین طرز فکر، آن را به فرزندان شان نیز منتقل نمایند و والدین با احترام به تفاوت ها، می توانند عملا تعلیم دهند.

۴-۲ نهادهای آموزش و پرورش

کودکان از روزی که در مهد کودک می روند یا در مدارس/مکاتب به عیان می بینند که از انواع مختلف اقشار جامعه با آنها در یک کلاس جمع شده اند و دارند درس می خوانند و این در ضمیر ناخودآگاه شاگرد می ماند و اگر رفتار متناقض از طرف نهادهای آموزشی یا معلم صورت نگیرد، با مرور زمان کم، احترام به تفاوت ها را یاد می گیرد؛ زیرا آنچه را عملا در کلاس دیده است که مسئول یا مدیر آموزش با همه دانش آموزان بلا استثنا، رفتار یکسان داشته است؛ به علاوه این که به شاگردان از نظر عملی یاد داده است که مدارا نوعی زندگی است و به دیگران نیز فرصت میدهد که از حقوق شهروندی بهره مند گردند یا جوامع مهاجر پذیر خصوصا این مهم زیادتر مورد توجه خواهد بود.

۴-۳ حکومت

حکومت ها معمولا برای جلوگیری از انارشیزم، هرکاری که لازم باشد را انجام میدهد و بقای حکومت و نظام سیاسی بر این است که اختلافات مذهبی و قومی و سمتی را مهار نماید و مهار اختلافات می تواند به انواع مختلفی صورت گیرد یکی این است که با زور نوک تفنگ چنین کاری انجام دهد که افراد خاصی از قوم خاص در راس حکومت نشسته است و برای دیگران حق ابراز نظر نمی دهند و اگر اعتراضی صورت گیرد، سرکوب می کنند؛ یا مهار اصطکاک ها توسط به رسمیت شناختن اقلیت هاست و احترام گذاشتن به حقوق آنهاست؛ شاید در جهان امروز، مسایل مثل حذف و طرد یک ملیت از یک جغرافیا، کار ناپسند و مورد اعتراض جامعه جهانی است، ولی راهی نمی ماند که باید با همه افراد و ملیت های یک جامعه مدارا صورت گیرد. مدارا به همان معنایی که ذکر شد به معنای به رسمیت شناختن حقوق آنها نه صرف رواداری…

حکومت ها، خانواده ها و نخبگان جامعه باید ترویج مدارا را فراموش نکنند تا جهانی را شاهد باشیم که پر از مدارا و همزیستی سالم باشد و خبری از جنگ و جدال و اسلحه و انسان کشی در میان نباشد.

علی‌ظفر یوسفی