محقق و خلیلی؛ تعامل یا تقابل؟؟

  • انتشار: ۲۵ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104465

سیاستمداران افغانستانی، زمانی که به سفر خارجی می روند، معمولاً با دو نوع از جلسات روبرو هستند.

در جلسات رسمی که معمولا اعضای هیات همراه و گاهی اصحاب مطبوعات و رسانه هم در آن حضور دارند، پیرامون مسایل مشخصی، صحبت هایی کلیشه ای انجام میشود و گزارش‌های رسانه ای نیز غالبا از همین گپ و گفت ها منتشر می گردد.

اما اصلی ترین گپ ها، در جلسات غیر رسمی و غالبا خصوصی و دور از چشم همگی (حتی اعضای هیات همراه) زده میشود.

این جلسات، نوعا با کسانی انجام می‌شود که از سوی میزبان، مستقیما در حوزه افغانستان مسئولیت دارند و امکانات مربوط به افغانستان و نیز اختیار تصمیم گیری ها، به آنها واگذار شده است.

آنچه که در ‌جربان جلسات رسمی می‌گذرد، خیلی حائز اهمیت نیست. چرا که لابی گری ها و زد و بندها و آنچه که مسیر حرکتی سیاستمداران را روشن میکند، معمولا در گفتگوهای پشت پرده و‌ پنهانی صورت می‌گیرد.

استاد محمد کریم خلیلی نیز این روزها، در یک سفر رسمی در اسلام آباد است.
او هرروز از ملاقات‌های رسمی خود با مقامات پاکستانی عکس ها و ویدیوهایی منتشر می کند.
در ملاقات های رسمی، از ضرورت به میان آمدن صلح صحبت میشود و ادعا می‌شود که امنیت و صلح افغانستان، برای کل منطقه مفید است. این را هم پاکستانی ها و هم استاد خلیلی متفقا اعلام میکنند.

اما واقعیت این است که همه میدانیم پاکستان، آنچنان که می گوید، در ادعاهای خود صادق نیست و اگر هم به دنبال صلح در افغانستان باشد، آن را مطابق با شرایطی میخواهد که منافع پاکستان در آن باشد.

آنچه که از این سفر، به رسانه ها گفته میشود، آن چیزهایی نیستند که هدف اصلی سفر آقای خلیلی و هر سفر مشابه دیگری را تشکیل می دهند.

گپ های اصلی سفر، در جلسات محرمانه و خصوصی زده میشود و چون اطلاعات دقیقی از آن جلسات به بیرون درز نمیکند، گمانه زنی ها، با اتکا به برخی داده ها میتواند بخشی از برنامه های سفر را رونمایی کند.

آقای خلیلی، با پاکستان از گذشته های خیلی دور، ارتباط وثیق و تنگاتنگی داشته است (از زمان حضور شهید مزاری دبیر کل فقید حزب وحدت در کابل) و این ارتباط تا این زمان نیز کم و بیش حفظ گردیده است.

اما سفر او به‌ پاکستان، در شرایطی که از یکسو مذاکرات صلح در دوحه در جریان است و از سوی دیگر، سخن از ایجاد حکومت موقت است، معنا دار می باشد.

اسدالله سعادتی که معاون دکتر عبدالله در شورای عالی مصالحه است، بیش از آنکه یک شخصیت مستقل سیاسی به حساب بیاید، عنوان نمایندگی استاد خلیلی در آن شورا را دارد و فی الواقع، حافظ منافع ایشان در شوراست.
به نظر می رسد که آقای سعادتی، در همسویی کامل با دکتر عبدالله، به شدت از ایده ایجاد حکومت موقت پشتیبانی میکند.
اگر بپذیریم که او به نمایندگی از استاد خلیلی، با عبدالله همسویی می‌کند، میتوان اینگونه نتیجه گرفت که آقای خلیلی، از اصلی ترین حامیان طرح حکومت موقت است و سفر او به پاکستان نیز می‌تواند در راستای ایجاد هماهنگی با پاکستان تلقی شود.
پاکستان، با قوت تمام از طالبان حمایت می‌کند.
ایده ایجاد حکومت موقت هم در راستای فراهم آوری مقدمات حضور طالبان در قدرت است.

اینک باید پرسید که آیا خلیلی، در مذاکرات پشت پرده خود با پاکستانی‌ها و به ویژه با مقامات امنیتی این کشور، به دنبال رسیدن به یک مکانیزم انتقال قدرت به نفع طالبان در افغانستان است؟
دانستن پاسخ این پرسش، احتمالا زمان زیادی را در بر نخواهد گرفت.

پاکستان تا کنون برای تطبیق اهداف خود در افغانستان، تلاشی برای تعامل با حکومت افغانستان به خرج نداده، بلکه همیشه در صدد بوده تا با افراد و چهره های سیاسی، خارج از چهارچوب رسمی حکومت وارد تعامل شود.
به همین دلیل، مثلا با حکمتیار هم که فعلا نه سر پیاز است و نه ته آن، مذاکره می‌کند و با عبدالله هم نه به عنوان بخشی از حکومت افغانستان، بلکه به عنوان یک چهره سیاسی مطرح و حتی اپوزیسیون، وارد تعامل می‌شود.

به همین دلیل، اساسا صداقت پاکستان در خصوص مسایل افغانستان را مدام میتوان با تردید و اما اگر دنبال کرد و سفر استاد خلیلی به اسلام آباد نیز از این امر مستثنا نیست.

اما از سوی دیگر، محمد محقق، در سمت مشاور، در کنار غنی ایستاد، او به اعتراض هایی که از سوی هوادارانش در خصوص قبول چنین پستی -که از نظر آنها دور از شأن آقای محقق است- اینگونه پاسخ داد که برای حفظ جمهوریت، این پست را پذیرفته و حاضر شده است از غنی حمایت کند.
این سخن محقق به این معناست که اشرف غنی، در حال یارگیری برای مقابله با طالبان ‌و نیز مخالفت با طرح حکومت موقت است و آقای محقق نیز پذیرفته که در قمار حکومت موقت و جمهوریت، طرف غنی بایستد.

تا اینجا کاملا واضح است که سنگر گیری طرفداران حکومت موقت و کسانی که خواهان حفظ نظام موجود هستند، در حال شکل گیری است.

خوب حالا باید پرسید که اگر فاصله میان دیدگاه های محقق و خلیلی تا این اندازه زیاد است که یکی به دنبال حکومت موقت است و دیگری به دنبال حفظ جمهوریت، این دو و بقیه کسانی که در جلسات تصمیم گیری اخیر و‌ به عنوان رهبران جامعه شرکت میکنند و همگی هم با یکدیگر اختلاف نظر جدی دارند، با چه مکانیزمی می خواهند به یک اجماع نظر برسند؟
آنها حول چه موضوعی می توانند با هم توافق داشته باشند که بر اساس آن، منافع هزاره ها و‌ شیعیان را در در تحولات آتی حفظ کنند؟

سید احمد موسوی مبلغ