مادرانی که پسرانی آسمانی آوردند/ ویژگیهای مادران ائمه(ع)

  • انتشار: ۳ سنبله ۱۳۹۴
  • سرویس: دین و اندیشه
  • شناسه مطلب: 8664

متن پیش رو به قلم زهیر توکلی و در آستانه میلاد ثامن الحجج، علی ابن موسی الرضا(ع) پیش روی شما قرار گرفته است؛

در مناقب ابن شهرآشوب، از هشام ابن احمد نقل شده است: ابوالحسن اول، امام کاظم علیه السلام پرسید: آیا سراغ داری که کسی از مغرب آمده باشد؟ گفتم: نه. فرمود: چرا؛ مردی از اهل مغرب به مدینه آمده است. ما را نزد او ببر. او بر مرکب نشست و من نیز بر مرکب نشستم و رهسپار شدیم تا بدان مرد رسیدیم. من از او خواستم کنیزانش را که برای فروش آورده است، ببینیم. او هفت کنیز را آورد و ابوالحسن علیه السلام هر یک را که می دید، می فرمود: مرا به او نیازی نیست. سپس فرمود: دیگری هم هست؟ (نقل به مضمون از نگارنده این سطور) گفت: نه؛ جز یک کنیز بیمار. فرمود: چه اشکال دارد او را هم بیاوری؟ (نقل به مضمون) اما آن برده فروش نپذیرفت.

امام علیه السلام از حضور او رفت. فردا مرا بار دیگر فرستاد و فرمود: از او بپرس برای آن کنیز چقدر می خواهی. اگر گفت فلان مقدار، بگو به همین بها او را گرفتم. آن مرد مرا گفت: این کنیز از آن تو باشد اما مرا از این بیاگاهان که آن مرد که دیروز با تو بود، که بود؟ گفتم: مردی از بنی هاشم بود. گفت: تو را از این خبر می دهم که این کنیز را از مغرب دور خریده ام. در راه زنی از اهل کتاب مرا دید و از من پرسید: این کنیز که با خود، داری چیست؟ گفتم: او را برای خود خریده ام. گفت: این کنیز نباید نزد چون تویی باشد. این کنیز باید نزد برترین مردمان زمین باشد. نزد او زمانی اندک نمی ماند مگر این که پسری به دنیا می آورد که در خاور و باختر چون او زاده نشده است.

همین کنیز بود که امام رضا علیه السلام را به دنیا آورد. (با اندکی تغییر در نثر به نقل از: مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، حسین صابری، انتشارات علمی و فرهنگی، جلد ۶، صفحه ۳۴۴۶) این روایت در منابع معتبر پیش از ابن شهرآشوب نیز آمده است چنان که محقق محترم کتاب، نشانی آن را در کتاب هایی چون اصول کافی شیخ کلینی، عیون اخبار الرضا علیه السلام اثر شیخ صدوق و الاختصاص شیخ مفید یافته است و در پاورقی کتاب ارجاع داده است.

نام مادر حضرت رضا علیه السلام در منابع، «سکن از اهالی نوبه» (نوبه جایی یا قومی است در سودان)، «خیزران از اهل رس» (رس جایی بوده است در یمامه در شبه جزیره عربستان و به قولی سکونتگاه قوم ثمود بوده است در همان شبه جزیره)، «نجمه»، «صقر»، «اروی» و «ام البنین» آمده است و گفته اند که چون حضرت رضا علیه السلام را به دنیا آورد، او را طاهره نامیدند. (همان منبع، جلد ۶، صفحه ۳۴۵۸).

خبر این کنیز، از برخی جهات، شبیه خبر پیوستن معجزه آسای حضرت نرگس مادر آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) به اهلبیت و سفر او در قالب یک اسارت خودخواسته از روم به بغداد است. کار خدا هرچه باشد شبیه کار ما آدمیزادها نیست. نوه قیصر روم کجا و بیت نبوت در سامرا کجا؟ «سکن از اهالی نوبه»، خریداری شده از «مغرب دور» (به قول آن برده فروش مغربی) کجا و کوچه بنی هاشم در مدینه کجا؟ آن دختر بزرگوار چه شد که کنیز شد و چه ها بر سرش رفت تا آن زمان که به خانه امام موسی ابن جعفر علیه السلام درآمد؟ هیچ کس نمی داند.

فقط این را می شود فهمید که مادران چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین برگزیده زنان عصر خود بوده اند بلاشک. چرا؟ چون خداوند، ابا دارد از این که چهارده نور ازلی را که مستقیما از نور خودش مشتق کرده است، در هر کالبدی فرود بیاورد بلکه پاکترین و والاترین مردان و زنان هر عصری را مفتخر کرده است و آنان را به این شرافت، ممتاز داشته است که پدر و مادر عزیزترین بنده اش باشند. دیروز سه شنبه در مدرسه داشتم برای بچه ها درباره این بیت استاد شهریار سخن می گفتم:

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

گفتم این یعنی هرکه مولا علی علیه السلام را نشناسد و زیر بار این شناخت نرود و اولویت آن حضرت را بر خود نپذیرد، خدا را نشناخته است. در ادامه افزودم: عکسش هم درست است یعنی هرکه خدا را به یگانگی و یکتایی  بشناسد و او را یعنی خالقش را و پروردگار و صاحب اختیارش را از صمیم دل دوست داشته باشد و مهر بورزد، محال است که خدا او را با امام علی علیه السلام همراه نکند. بعد مثال زدم. فکر می کنید چه کسی را مثال زدم؟ حدس بزنید. آری؛ حدستان درست است. او حضرت صدیقه بی بی نرگس سلام الله علیها بود. گفتم: ببینید چقدر ذات این دختر پاکیزه بوده است و چه روح زیبایی داشته و خدا خاطرش را چقدرمی خواسته است. گفتم: این دختر نازپرورد، در بحبوحه تجمل افسانه ای و اشرافیت باستانی امپراطوری مسیحی رم شرقی می زیسته است، در مرکز توجهات قیصر به عنوان نوه پسری و نورچشمی اش؛ و اما  او در خلوتش با خدا چه حالی داشته است و چه و چه ها بین او و خدا رفته است که در خواب به سراغش آمده اند.

فکر کنید یک آدم جدیدالاسلامی را که می گوید من مسیحی بودم و امام زمان شما را خواب دیدم و در خواب عاشقش شدم و این عشق آن چنان بیقرارم کرد که روز و شب فقط ذهنم پیش آن خواب بود و پیش آن که در خوابش دیده بودم. گفتم: فرض کنید حضرت زهرای مرضیه به خواب یک مسیحی بیاید و او را به نظر عنایت و نفس قدسی اش وارد اسلام کند. آن هم چه اسلامی؟ نه مثل من و امثال من به خاطر ترس از دوزخ و طمع بهشت و نه مثل آن رندترهایش به خاطر کمال نفس و رسیدن به مقامات انسانیت بلکه او در خواب پیش حضرت بی بی صدیقه طاهره شهیده، ابراز بیقراری می کند برای ملاقاتی دوباره در خواب با آقا امام حسن عسکری علیه السلام و زبان حالش این بیت حافظ است:

چون من خیال رویت جانا به خواب بینم

کز خواب می نبیند چشمم به جز خیالی

و گله کند که چرا پسرت دیگر به خواب من نمی آید؟ و چون پاسخ  می شنود که تو باید موحد شوی تا او به خوابت بیاید، همان جا در خواب می گوید: اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله. او تازه این کلمات مقدس را از میان دو لب مبارک و مطهر حضرت سیده نساء العالمین می شنود و شنیدن از او همان و باز شدن درها و برداشته شدن حجابها تا عرش الهی همان. این اسلام آوردن، یعنی دین عاشقان و محتاجان حضرت دوست. زبان حالش این است: «من به هر دینی که تو باشی بر همان دینم. من آن خدایی را که تو بنده اش هستی می پرستم. خدای من خدای من نیست، خدای تو خدای من است» (برای تفصیل ماجرا مراجعه کنید به منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، اثر آقای استاد حاج شیخ لطف الله صافب گلپایگانی، جلد ۴، صفحه ۱۱۱)

یک بار دیگر هم گرم گرفتم و سر کلاس به بچه ها گفتم: مادر آقا امیرالمومنین علی علیه السلام از حضرت مریم عذرا سلام الله علیها بالاتر است. گفتند: چرا؟ گفتم: وقتی درد زادن آن بانوی گرامی  را گرفت، از بیت المقدس بیرون رفت. آن «مکان شرقی» به قول قرآن و آن نخل خشکیده کجا بود که عیسای پیامبر علیه السلام را پای آن به دنیا آورد؟ «و اذکر فی الکتاب مریم اذ انتبذت من اهلها مکانا شرقیا: و یاد کن در کتاب مریم را آن گاه که فاصله گرفت و کناری گزید از خانواده اش در مکان شرقی» دوستان من! عزیزان! ایتام آل محمد! آن «مکان شرقی» و آن نخل خشکیده، در سرزمین کربلا بود.

«حضرت مریم از دمشق خارج شد تا به کربلا رسید و در محلی که قبر امام حسین علیه السلام است، حضرت عیسی علیه السلام را به دنیا آورد و همان شب برگشت» (حضرت امام زین العابدین علی ابن الحسین علیه السلام، نقل از ابوحمزه ثمالی، تهذیب الاحکام شیخ طوسی، جلد ۶، صفحه ۷۳) اما حضرت بی بی فاطمه بنت اسد صلوات الله علیها فقط برای درددل به خانه خدا مشرف شد و از خدا خواست که درد زادن را بر او آسان و هموار فرماید که ناگهان دیوار کعبه شکافت و آن بانوی گرامی را به درون خانه خدا خواندند. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟

مادر آقا امام رضا علیه السلام کنیز بود. بیاییم یک بار نام های شیرین و آرامبخش مادران چهارده معصوم را مرور کنیم:

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله: بی بی آمنه بنت وهب سلام الله علیها

حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام: بی بی فاطمه بنت اسد سلام الله علیها

حضرت فاطمه زهرا سیده نساء العالمین: بی بی خدیجه کبرا بنت خویلد

حسنین سلام الله علیهما: حضرت زهرای مرضیه صلوات الله و سلامه علیها

حضرت علی ابن الحسین علیه السلام: بی بی شهربانو دختر یزدگرد یا قدر متیقن، یکی از دختران خاندان شاهی ایران که اسیر شده بود ولی مولا علی علیه السلام مانع فروش او و سایر اسرای خاندان شاهی ایران به عنوان کنیز و غلام شدند و آن بانوی طاهر مطهر، خود، مخیر شد که مردی را برای شوهری اش انتخاب کند و او مستقیم به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام  اشاره کرد. در روایت کلینی از امام محمد باقر علیه السلام این دختر اسیر این گونه توصیف شده است: «لمّا اقدمت بنت یزدجرد علی عمر اشرف لها عذاری المدینه و اشرق المسجد بضوئها لمّا دخلته، هنگامی که دختر یزدگرد را بر عمر وارد کردند، دوشیزگان مدینه برای تماشایش آمدند و مسجد از نورش روشن شد وقتی وارد مسجد شد» (کافی، جلد ۱، صفحه ۴۶۷)

شگفتا شگفت! نکند او هم در خواب امام حسین علیه السلام را زیارت کرده بود؟ (برای تفصیل ماجرا به کتاب دانشنامه امام حسین علیه السلام، اثر آقای محمدی ری شهری با همکاری جمعی از فضلای قم، جلد اول، صفحه ۲۵۹ مراجعه کنید: باب «همسران آن حضرت». قول به مادری بی بی شهربانو برای امام سجاد علیه السلام قولی است کهن که در قدمت روایتش تردیدی نیست و کسانی مثل کلینی در کافی، شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا علیه السلام و طبری آملی در دلایل الامامه آن را قابل قبول دانسته اند)

حضرت امام محمد باقر علیه السلام: بی بی فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: بی بی فاطمه دختر قاسم و نوه محمد ابن ابوبکر یکی از چهار حواری امیرالمومنین علی علیه السلام و کسی که مولا علی علیه السلام در حقش فرمود: محمد پسر من است از صلب ابوبکر

حضرت امام موسی ابن جعفر: بی بی حمیده کنیز اهل بربر (شمال الجزایر) و به روایتی اهل اندلس

حضرت امام رضا علیه السلام: بی بی سکن کنیزی اهل نوبه در مغرب

حضرت امام محمد تقی علیه السلام: بی بی «دُرّه» کنیز اهل «مریس» و به روایتی سبیکه از اهل «نوبه»

حضرت امام هادی علیه السلام: بی بی سمانه کنیز اهل مغرب

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام: بی بی «حدیث» (ایشان هم کنیز بوده اند)

حضرت امام زمان ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف: بی بی نرگس کنیز رومی

چنان که می بینیم، از دوازده امام، هفت تنشان مادری غیرعرب و از عجم آن هم غالبا از آفریقا داشته اند. مادرانشان کنیز بوده اند و از جایی در ناکجا آمده اند بلکه خداوند انتخابشان کرده است و آورده است تا بیت وحی و آستان خانه نبوت. این بیکسی و آوارگی، این موقعیت فرودست اجتماعی، این گمنامی برای آن دخترانی که از نگاه آسمانیان، ممتازترین دختران روی زمین بودند، برای وسیع شدن روحشان و بالا رفتن ظرفیتشان و آماده شدنشان برای ورود به خانواده ای است که صاحب بزرگترین مصیبتهای تاریخند بلکه درفش مصیبت را یکه به دوش کشیده اند تا اسوه حق نوردان و رهپویان و سرگشتگان راه حق باشند.

مادر امام معصومی که وارث مصایب انبیا و اولیاست باید هم این همه مصیبت بکشد تا به همسنخی و همجنسی کامل با این خانواده برسد. یاد آن حدیثی می افتم که در الامالی شیخ صدوق آمده است؛ رسول الله صلی الله علیه و آله خطاب به مولا علی علیه السلام می فرماید: خدا مستضعفان و فقرا را برای دوستی تو برگزیده است(نقل به مضمون)   یاد اقبال لاهوری به خیر باد که گفت:

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما