فجر سلیمانی؛ چرا ایرانیان سلیمانی را دوست دارند؟

  • انتشار: ۲۴ دلو ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 77675

دیروز ۲۲ دلو یا بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود؛ انقلابی که به اعتراف دوست و دشمن، بزرگ ترین تحول در قرن بیستم به شمار می رود و با انقلاب فرانسه و روسیه مقایسه می گردد. تفاوت انقلاب ایران با دو انقلاب بزرگ دنیا در این است که عنصر معنویت و به گفته اسکاچپول، کارکرد ایدئولوژی در آن برجسته بود؛ به همین دلیل کارشناسان جهان نتوانستند زمان وقوع انقلاب را در ایران پیش بینی کنند و به زعم خود جلو آن را بگیرند.

امسال نیز جهان و آمریکا جشن ۴۱ سالگی انقلاب اسلامی را نظاره کردند؛ با این تفاوت که فجر سلیمانی و تداوم راه او، کنش استراتژیک راه پیمایان را نشان می داد. البته قبلا جان بولتون گفته بود که مردم ایران جشن ۴۰ سالگی انقلاب خود را نخواهد دید. به هر تقدیر، اکنون پرسش اصلی این است که رمز ماندگاری سردار سلیمانی چیست؟

چرا ایرانیان بر تداوم راه او و انتقام سخت کماکان تاکید دارند؟

به نظر می رسد سردار سلیمانی تنها یک فرمانده چیره دست نبود که با دوگل در فرانسه یا ناپلیون و چگوارا به عنوان سمبل مبارزه با آمریکا مقایسه شود. او یک سیاست ورز خلاق بود که گفتمان مقاومت را با محوریت جمهوری اسلامی به عنوان شیفت پارادایم در غرب آسیا مطرح و جهانی کرد. دال ارشد گفتمان مقاومت، بیرون راندن آمریکا از منطقه و باز تولید تمدن نوین اسلامی است. گفتمان مقاومت اکنون در شماری از کشورهای منطقه به عنوان گفتمان غالب مطرح است؛ زیرا به تعبیر لاکلا و موف از شرایط قابلیت اعتبار و قابلیت دست رسی برخوردار شده است که معیار اصلی برای تفوق و غلبه یک گفتمان محسوب می شود.

فرمانده سلیمانی حوزه عملیاتی مقاومت را از شام تا یمن و از عراق تا افغانستان تعریف کرده و دشمنان مقاومت را دچار سرگردانی استراتژیک ساخته بود.

در واقع او نقشه های دشمنان ایران را در عراق و سوریه و لبنان و یمن یک تنه به هم ریخت و به محور مقاومت، شخصیت و هویت بخشید. برای نخستین بار است که نفوذ ایران از جلگه هند تا باب المندب و از شرق مدیترانه تا خزر به آسانی مشاهده پذیر است و ایران بزرگ ترین و تاثیرگذار ترین قدرت منطقه ای به شمار می رود. افزون بر این، سلیمانی طراح و مجری عملیات های محور مقاومت علیه گروه های تکفیری بود؛ از او به عنوان قهرمان ضد داعش یاد می شود. گروه سفاک که مقدمه تجزیه منطقه به نفع اسراییل بود. از این رو با پایان خلافت داعش، تهدیدات جدید وارد سپهر سیاسی اسراییل شد و تل اویو در محاصره استراتژیک مقاومت قرار گرفت.

به این ترتیب، قاسم سلیمانی در گسترش جغرافیای مقاومت و ایجاد انسجام و یک پارچگی در درون محور مقاومت نقش کلیدی داشت. او در عین زمان، اشراف ژرف و دقیق بر تحولات سیاسی منطقه داشت؛ به همین دلیل آقای روحانی رئیس جمهور ایران در سخنرانی دیروز خود از او به عنوان یک دیپلمات خبره یاد کرد.

در پایان می توان گفت هرچند وجه نمادین ترور سردار سلیمانی برای ایرانیان و گروه های مقاومت سنگین است زیرا هم ایران و هم جبهه مقاومت، شخصیت برجسته و چهره بین المللی مقاومت را از دست داده اند، اما به نظر می رسد محور مقاومت راه را گم نخواهد کرد و ” شهید” سلیمانی به مراتب ذی نفوذتر ، نمادین تر، قوی تر و محبوب تر از ” سردار” سلیمانی است.

دکتر عبدالطیف نظری