طرح یک مهره سوخته

  • انتشار: ۵ عقرب ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 96155
حکمتیار

جایی خواندم که یک استاد علم سیاست گفته بود فرق بین یک مدیر و‌ کارگزار خوب و یک سیاست‌ورز خوب این است که مدیر خوب کار را درست انجام می‌دهد و سیاست‌ورز خوب کارِ درست انجام می‌دهد.

با این ملاک می‌توان حکمت‌یار را شوم‌ترین حنجره‌ای توصیف کرد که در طول عمر سیاسی‌اش جز ‌واگرایی ملی پژواکی برنیاورده است. شکست‌های پی‌در‌پی هنوز در کام وی تلخی می‌کند و به همین علت هرگاه که زبان می‌گشاید در کلمه‌کلمه‌ی سخنان‌اش عقده‌ی حقارت فوران می‌کند. هر روزه مرزبانان استقلال و تمامیت ارضی این خاک ‌و گروه‌گروه کودک و زن افغان توسط مزد‌وران پاکستانی و عرب و آسیای‌میانه‌ای در خون می‌غلطند، دریغ از حکمت‌یار که باری حرفی به تسلی مادران و پدران و فرزندان داغدار بزند اما محض خوشنودی ISI از تطهیر و تبرئه‌ی آدم‌کشان پاکستانی ابا نمی‌ورزد.

طرح حکومت موقت از سوی حکمت‌یار در راستای تحت‌الشعاع قرار دادن جمهوریت‌طلبی ملت افغانستان درانداخته‌ می‌شود آن هم دقیقا پس از بازگشت از پیش پاکستانی‌ها! این مرد همیشه ناکام سیاسی گویا فراموش کرده است که نزد گردانندگان اصلی سیاست خارجی پاکستان ارزش یک مهره‌ی سوخته را هم ندارد. چه این‌که در صورت مساعد بودن شرایط برای تطبیق سناریوی پاکستان در کشور ما، این طالبان‌اند که مجری منویات پاکستان قرار می‌گیرند همان‌سان که در سال ۷۳ جای او را گرفتند. پریشان‌گویی‌های تازه‌ی حکمت‌یار بیشتر وصف حال آشفته‌ی خود او هست تا بیان واقعیتی که مردم به آن وقعی بگذارند.

هادی رحیمی زاده