صعود و سقوط یکشبه!

  • انتشار: ۲۹ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104670

اول از همه قبل از اینکه سوء تفاهم شود باید عرض کنم که بنده هیچ مخالفتی با بانو جلیل و قشر زن ندارم تبصره من متمرکز بر ظرفیت ها و تجربه هاست و متن و سوال ذیل با توجه به این مهم نگاشته شده است!

همه میدانید که بخش نظامی وزارت امور داخله در اختیار نظامیان است و این را هم میدانیم که نظامیان خصوصا افسران آکادمی، کالج ها و کورس های مختلف تعلیمی/ مسلکی نظامی را آموخته و طی سالها خدمت و کسب تجربیات مختلف قدم به قدم رشد میکنند تا به رتبه و مقام جنرالی میرسند یک جنرال حداقل باید ۱۵ تا ۲۰ سال تجربه در عرصه نظامی داشته باشد و از قدمه افسر پایین رتبه(بریدمن) شروع و قدم به قدم ترفیع کند تا به جنرالی برسد در طی این مراحل ترفیعات و درجات، مسئولیت گوناگونی به افسران سپرده و با وظایف مختلفی که در هر قدمه نظامی برایشان محول میشود کسب تجربیات گوناگون برایشان میسر و زمانیکه به رتبه جنرالی میرسند عملا توانایی پیشبرد وظایف اوپراتیفی و استراتیژیکی نظامی را دارا میباشند آنها قادرند یک جبهه یک لوا تا یک ارتش را رهبری کنند، انواع و اقسام پلان گذاریها و راهبردهای نظامی را ترتیب کنند و در عقبه خطوط محاربه یا سوق و اداره نظامی در حد جزوتام های متوسط تا کلان به رهبری قوت ها و یا معاونت رهبران جنگ در بخش های گوناگون نظامی با توجه به اندوخته های نظامی خود بپردازند
حال سوال!

درست است که خانم جلیل یک بانوی باسواد بوده/ است اما چنانچه میدانیم وی هیچگونه تحصیلات نظامی نداشتند ودر عین حال بستی که ایشان در آن بست بعنوان یک مقام تکیه زده بودند بست دگرجنرالی ست یعنی یک قدمه پایین تر از ارشدترین مقام جنرالی(سترجنرال) !_ رسیدن به بست دگر جنرالی چنانچه یادآورشدم به هزاران تجربیات، سالها زحمت کشی و قدم به قدم کسب رتب نیاز دارد سوال مشخص این است که کسانی مثل خانم جلیل با کدام ارزیابی و به چه دلیلی در چنین بست هایی انتخاب و توظیف میشوند؟

علی رضایی