سه کلید در بحران سیاسی پاکستان و طالبان!

  • انتشار: ۳۱ حمل ۱۴۰۱
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 129736

سوال؛ همه قبول داریم که طالبان دست پرورده پاکستان بوده و مورد حمایت آن کشور است. پس این بازیها چیست که طالبان ادای استقلال در می آورد و پاکستان نیز کاردار طالبان را احضار میکند و خواستار توقف حملات تروریستها از خاک افغانستان به پاکستان می شود؟
اول؛ باید دید پاکستان در افغانستان چه می خواهد این نکته کلیدی است. پاکستان نمی خواهد در افغانستان دولتی باشد که ارتش داشته باشد و پلیس داشته باشد، انتخابات باشد و مردم در حال پیشرفت باشند. برای این کار پاکستان نیاز به کارت بازی دارد و طالبان کارت بازی پاکستان بود. لذا توانست با حمایت طالبان و به قدرت رساندن آن در افغانستان دولت را در افغانستان ساقط کرد، ارتش و پلیس را منحل نموده و تمام نهادهای قانونی مثل پارلمان و فعالیت احزاب سیاسی را تعطیل نموده است. پس پاکستان با کارت بازی اش در افغانستان به تمام اهدافش رسیده است و الان افغانستان فاقد دولت قانونی و نهادهای امنیتی مستقل و قانونی است در یک کلام انارشیزم و بی قانونی و استبداد و جهل حاکم شده است.
دوم؛ طالبان نیز به عنوان یک گروه سیاسی و نظامی وقتی به قدرت رسید، به دنبال کارت بازی در منطقه است تا بتواند از همسایگان امتیاز گرفته و به حکومت خود ادامه دهد. زیرا در سیاست هیچ چیز دایمی وجود ندارد فرصتها امروز است و فردا نیست لذا کارت بازی طالبان روابط این گروه با جریانهای تروریستی و هراس افگن منطقه است. لذا طالبان پایگاههای برای ترویستها در نوارهای مرزی ایجاد کرده و آنها را در آنجاها مستقر کرده است تا در شرق از پین و در شمال از روسیه و در غرب از ایران و در جنوب از پاکستان و هند امتیاز بگیرد.
پاکستان توقعش آن بود که گروه طالبان، تحریک طالبان پاکستانی را تسلیم پاکستان سازد این توقع به رغم تلاش طالبان محقق نشد و عمران خان نیز سقوط کرد لذا طالبان پاکستان خواست زور خود را به ارتش پاکستان نشان دهد و آن کشتن ۷ نظامی آن کشور بود. لذا پاکستان از این امر عصبانی است و بر طالبان با حملاتی در داخل کشور فشار وارد میکند که به توقع پاکستان عمل کند و الا روزگارش سیاه تر خواهد شد.
طالبان اما هیچ قدرت واکنش ندارد و هیچ ابزاری نیز برای دفاع ندارد این چیزی است که پاکستان می خواست در افغانستان وجود داشته باشد. دولت ضعیف دست نشانده فاقد مشرعیت که قدرت هیچ واکنشی را در مقابل پاکستان نداشته باشد.
سوم؛ طالبان بعد از به قدرت رسیدن نیازمند شناسایی رسمی از سوی دولتهای همسایه و قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا بود. در این راستا تعهداتی نیز به آمریکا نموده بود. از دیگر سوی، جریانهایی در داخل طالبان با تمام کشورهای همسایه نیز تعهداتی داشتند لذا همسایگان در برابر قدرت یافتن طالبان در افغانستان یا سکوت کردند و یا رسماً به طالبان کمک کردند. حال طالبان در میان این همه تضادهای سیاسی گیر افتاده نه توقع پاکستان را برآورده می تواند چون با توقع هند در تضاد است و نه توقع ایران را برآورده می تواند چون با منافع عربستان در تضاد است و نه توقع آمریکا، روسیه و چین را برآورده می تواند زیرا منافع این کشورها همه متضاد است.
راه حل طالبان این است که از کارت خود که روابط با هراس افگنی است برعلیه این کشورها استفاده کند لذا می بینید که هیچ کشوری به طالبان اعتماد کرده نتوانستند و این گروه را به رسمیت نشناخته اند و در مقابل آن موضع مخالف قاطع هم نگرفته اند زیرا هنوز جریانهایی در داخل طالبان دارند که وابسته به این کشورها هست مثلا ملابرادر مهره آمریکاست و تلاش دارد با آمریکا باشد و حقانی مهره پاکستان است!

احمدی رشاد

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.