زنان سعودی در مصیبت بسر می برند

  • انتشار: ۱۸ سرطان ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 27442
برای لحظه ای کوتاه چنین تصور کنید که شما و گروه دیگری از زنان در میان شعله های بر افروخته آتش گرفتار شده و در زیر یورش قهارانه توده های ضخیمی از دود متراکم در آستانه خفگی و مرگ قرار گرفته اید.

همه راه های امید را بر روی خود بسته می یابید و فریاد رسی برای ناله ها و آرام بخشی برای قلب تپنده خویش که از شدت ضربان در حال شکافتن قفسه سینه شما می باشد نمی یابید. در این میانه ناگاه صدای آژیر وسایل امدادی بارقه امیدی را در قلب شما برمی انگیزاند و به نجات از آن مخمصه سخت امیدوار می گردید ولی چیزی نمی گذرد که متوجه می شوید گروهی از مردان مذهبی که خود را مامور امر به معروف و نهی از منکر معرفی می نمایند میان شعله های سوزان آتش و ماموران امداد و نجات حائل گردیده¬اند و با استناد به آیات قرآنی و احادیث نبوی چنین استدلال می کنند که زنان و دختران گرفتار در آتش جزو محارم ماموران امداد و نجات نمی باشند و در چنین هنگامه هولناکی برای زنان گرفتار در آتش چه چاره ای جز سوختن و تبدیل به کومه¬ای از ذغال گشتن متصور است؟؟!!

 

آنچه گفته شد ممکن است برای شما به عنوان زنانی که در جهان آزاد زندگی می کنند کابوسی سیاه و مخوف باشد که در نهایت به هنگام سپیده دم رخت از گیتی بربندد ولی واقعیت آن است این موضوع داستانی خیالی نمی باشد و عملا در سال ۲۰۰۲ در کشوری که همگی اکنون آن را به عنوان عربستان سعودی می شناسند به وقوع پیوسته است و از همین رو در این مقاله و مقالات بعدی در پی طرح این پرسش می باشیم که به راستی این سخت گیری ددمنشانه و سبعانه بر ضد زن عربستانی ریشه در چه عوامل و انگیزه هایی دارد؟ و چرا حکومت عربستان از اعطای ساده ترین حقوق به زنان عربستانی واهمه دارد؟

 

دیده بان حقوق بشر در ۲۱ آوریل ۲۰۰۸ گزارشی مهم تحت عنوان: “زنانی که تا ابد در مرحله طفولیت باقی می مانند” منتشر نمود. در این گزارش بر این نکته تاکید شده بود که دولت عربستان سعودی کارنامه ای به غایت سیاه در ارتباط با حقوق زنان از خود بر جای گذاشته است.

 

در محکومیت نظام ولی امر که منجر به سیطره و استیلای مردان سعودی بر زنان گردیده است سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارش دیگری با عنوان: “انسانی که در صندوق زندگی می کند، زن و نظام ولایت مرد در عربستان” خواستار فعال سازی تلاش های جهانی جهت لغو نظام ولی امر در عربستان گردیده است. این سازمان همچنین جهت جلب توجه افکار عمومی به موضوع زنان عربستان ویدیوهایی را در صفحات تویتر و یوتیوب نیز منتشر ساخت. در یکی از این ویدیوها با شِکوِه ی یک پزشک زن عربستانی مواجه می شویم که به رغم دعوت یک دانشگاه معتبر اروپایی جهت ارائه ی یک سخنرانی علمی، به دلیل مخالفت پسر کوچک خود که مشغول بازی های کودکانه رایانه ای می باشد از این سفر باز می ماند. در ویدیوی دیگری نیز یک زن عربستانی زندانی لب به سخن می گشاید و پرده از دردی عظیم برمی دارد: چندین سال بعد از پایان دوران محکومیت او همچنان باید در زندان باقی بماند؛ چرا که خانواده و ولی امر او را عار و ننگ خاندان خود تلقی می کنند و از تحویل گرفتن وی از زندان خودداری می نمایند.

 

این مشکلات و چالش ها که بسیاری از آن ها بعد از سال ۱۹۸۱ پدید آمدند فعالان زن عربستانی را بر آن داشت که فعالیت های خود را تشدید بخشند که نتیجه آن پیدایش جنبش زنان در سال ۱۹۹۰ و همزمان با جنگ دوم خلیج بود. در این سال دهها تن از زنان و دختران سعودی در اقدامی هماهنگ اقدام به رانندگی درخیابان های عربستان نمودند و خواستار احیای حقوق از دست رفته خود گردیدند. با این وجود عناصر تندرو وهابی و سروری همین مقدار آزادی را نیز برای زنان عربستانی تحمل ننمودند و ضمن سرکوب این جنبش با نشر بیانیه هایی در مساجد و بدنام کردن این زنان شوهران آنان را متهم به اتهامات سخیفی مانند «دیوث کیست» نمودند. با این همه آنان غافل از این واقعیت بودند که زن سعودی تصمیم قطعی خود برای خروج از پیله پیرامونی خویش را اتخاذ نموده بود.

 

بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان مسائل عربستان مشکل زن سعودی را در فرهنگ مردسالارانه و خشونت گرای مردان سعودی جستجو می کنند این در حالی است که ما به عنوان نگارنده این مقاله در پی آن هستیم که این مشکل را از زاویه ای دیگر علت یابی نماییم. به باور ما مشکل اصلی زن سعودی نه فرهنگ خشونت زای مرد سعودی، بلکه شیوع فرهنگ تسلیم در نزد این زنان است. با کمال تاسف بسیاری از زنان سعودی از آگاهی لازم و بایسته به حقوق خود بی بهره اند و همه مشکلات و درد و رنج های پیش آمده برای خود را به قضا و قدر الهی حواله می نمایند و آن را خواسته خداوند می دانند که راه گریزی از آن پیش روی آنان وجود ندارد. بر همین اساس ضروری به نظر می رسد که ابتدا زن عربستانی از حقوق خود آگاهی یابد تا از این رهگذر قادر گردد مردانی را در آغوش خود پرورش دهد که زن را موجودی انسانی و دارای حقوق کامل محسوب نمایند.

 

اهمیت این نکته آن دم دوچندان می گردد که بدانیم که اکثریت قریب به اتفاق مخالفین حقوق زنان در آغوش مادرانی پرورش یافته اند که خود را انسان های نابالغ و کودک صفت محسوب می نموده اند و از همین رو شگفت آور نیست اگر کلام ما از نقب زدن به دهلیز تاریک اندیشه این افراد ناتوان گردد. از دیگر سو ما بر این باوریم که مادران تسلیم در برابر ظلم به شکلی طبیعی ملتی پرورش خواهند داد که خود را مستحق هر نوع بیداد ضحاک وشان و بیدادگران خواهند دانست بی آنکه لب به اعتراض بگشاید.
به یاری خداوند در سلسله مقالات بعدی موضوع حقوق زنان را مورد بررسی بیشتری قرار خواهیم داد