روند صلح و بازیگران میدان!

  • انتشار: ۲۴ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104405

در فاز دوم مذاکرات دوحه، احتمال ایجاد حکومت موقت تقویت شده است.
برخی از مذاکره کنندگان نیز بعید دانسته اند که طالبان در نظام کنونی ادغام شوند بلکه آنان خواهان تشکیل حکومتی به رهبری و محوریت خودشان یا حداقل احراز بخش غالب و مهم قدرت هستند.

تردیدی نیست که بازگشت طالبان به قدرت به صورت انحصاری و یا گرفتن بخش مهم قدرت با ختم دموکراسی و ارزش های مدنی همراه خواهد بود. طالبان دیدگاه خود و شیوهٔ اداره، نظام و حکومت خاص خودرا دارند و همان را اعمال می کنند.

در این صورت، آیا صلح و ثبات در کشور حاکم خواهد شد؟

آیا مردم افغانستان از نعمت امنیت و آرامی و زندگی انسانی برخوردار خواهند شد؟ مقامات پاکستانی معتقدند افغانستان بیش از آزادی و ارزش های مدنی به صلح و ثبات نیاز دارد، دموکراسی در فصای جنگ و مرگ و کشتار و بیکاری و فقر چه به درد می خورد؟

شاید کسانی باشند با این دیدگاه همدلی نشان دهند اما خیلی های دیگر معتقدند بدون آزادی و ارزش های مدنی و مشارکت عادلانهٔ اقوام در ساختار قدرت و حقوق زنان و حقوق شهروندی، زندگی معنایی نخواهد داشت و امنیت و آرامی در جامعهٔ بدون این ارزش ها به آرامش سیاه گورستان ماننده است، در چنین فضایی شهروندان به گونهٔ دیگری قربانی می شوند.

بدین خاطر است که جامعه و نیروهای سیاسی کشور به دو دستهٔ جمهوری خواهان و موقت طلبان تقسیم شده اند. در این میان آیا می توان قدر مشترکی یافت که هر دو منظور بر آورده شود؟ یعنی هم صلح و ثبات به وجود آید و هم ارزش های آزادی و حقوق شهروندی پامال نشود؟

این امر بستگی به انعطاف دو جانب از یک سو و فشار کشورهای حامی روند صلح بر هر دو طرف از جانب دیگر دارد.

فعلا آنچه به نظر می رسد تلاش حد اقل سه گرایش در ارتباط با صلح است: تلاش اول از سوی کسانیست که در محور قدرت کنونی قرار دارند و همهٔ سرمایه و ثروت و صلاحیت و عزل و نصب در اختیارشان است و به چیزی جز بقای قدرت و حفظ جایگاهشان نمی اندیشند و بدین خاطر، هر روز به طریقی بر سر راه صلح سنگ می اندازند، از جمهوریت و ارزش های مدنی و آزادی بیان و قانون اساسی سخن می زنند، یارگیری های تکتیکی می کنند و با بازی های روزمره با صلح نیز بازی می کننداما آنچه که در این میان ناپدید است، عنصر و گوهر صداقت است.

گرایش دوم، کسانی هستند که در حاشیه مانده اند، مورد بی مهری قرار گرفته اند، انحصار طلبی، تبعیض و بی عدالتی و تعصب حاکم، فغانشان را در آورده و نا امنی و مرگ و کشتار و فقر و بیکاری نیز مزید بر علت شده است، اینان برای نجات از وضعیت فاجعه بار کنونی، گرفتن سهمی از قدرت و یافتن جایگاه در نظام آینده تشکیل حکومت موقت را نسخهٔ نهایی می دانند.
گرایش سوم عموم کسانی اند که وضعیت موجودرا غیر قابل تحمل و ادامهٔ آن را جز فاجعه و ویرانی و بربادی کشور نمی دانند و به همین خاطر، همهٔ تلاش خودرا صادقانه پای صلح گذاشته اند بدون آن که به جایگاه و منافع شخصی خود در آینده فکر کنند.

حال، باید دید کدام بک از این گرایش ها موفق خواهند شد تا ملت و اجماع ملی راباخود همراه ساخته، راهی به معبد خواسته های خود باز کنند. .

سید آقا حسین فاضل سانچارکی