دیکتاتور نقابدار

  • انتشار: ۸ سنبله ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 119717

سقوط حکومت اشرف غنی، فرصت جدید را برای افغانستان فراهم کرده است. غنی یک چهره متعصب، فاسد و مامور چندگانگی و چند پارگی افغانستان بود. در دوره حاکمیت او طرح تفرقه قومی بنیان گذاشته شد و ضدیت با زبان پارسی در ادارات دولتی به یک رویه تبدیل شد. تلاش غنی این بود تا هزاره ها و تاجیکان را به ۵۰ قوم فرعی تقسیم بندی و تجزیه کند و به این ترتیب، هر دو گروه را از معادلات سیاست کلان کشور حذف کند.

او یک دیکتاتور، نژادپرست، مزدور بیگانه و فاشیست به تمام معنا بود که در زیر پوشش دموکراسی خود را پنهان کرده بود. غنی را می توان یک دیکتاتور نقابدار نامید. او همزمان با ارزش های اسلامی نیز ناسازگار بود و از این منظر، تعارض بنیادین با کنشگران جهادی داشت. اقوام افغانستان در دوره حاکمیت نامشروع غنی، به جای همگرایی به سوی واگرایی و به جای تعامل به طرف تقابل سوق یافتند.

اکنون که غنی با دار و دسته دزد و فاسدش از کشور گریخته اند، فرصت پی ریزی افغانستان جدید فراهم آمده است. افغانستان نو بدون چالش نیست؛ لیکن باید به آینده امیدوار بود؛ تلاش همه ما باید معطوف به تشکیل نظام اسلامی فراگیر و افغانستان شمول باشد؛ نظامی که امنیت، عدالت و مشارکت، کلید واژه های اصلی آن باشد و از طیف های مختلف اجتماعی و هویتی افغانستان نمایندگی کند.

بار دیگر از نخبگان کشور میخواهم که کشور را ترک نکنند. بمانند، مطالبه گری کنند و گفتمان تولید نمایند. طالبان واقعیت گریزناپذیر این سرزمین هستند همان گونه که ما بخشی از واقعیت غیر قابل کتمان این جغرافیا هستیم.
پایدار باد افغانستان واحد و آزاد.

دکتر عبداللطیف نظری

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *