خشت اول گر نهد معمار کج/ تا به تهران می رود دیوار کج!!!

  • انتشار: ۱۷ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • شناسه مطلب: 1716

سفر معاون دوم رئیس اجرایی کشور به تهران، در رسانه های داخلی کشور انعکاس گسترده و قابل توجهی نداشت.

شاید عدم توجه رسانه های کشور به این سفر، به دلیل خبرهای مربوط به کنفرانس لندن، تغییر و تبدیل ها در مناصب دولتی و نیز برخی اتفاقات دیگر روی داده باشد و به همین دلیل هم، حواشی مهم این سفر نیز مورد دقت قرار نگرفته است. اما این غفلت، در حقیقت از اهمیت این سفر نمی کاهد.

محمد محقق در حالی به تهران رفته که مهمترین مبحث مورد توجه او، رسیدگی به وضعیت مبهم هزاران مهاجری است که گفته می شود دولت جمهوری اسلامی ایران قصد دارد آن ها از ایران اخراج نماید.

این سفر، برای تعیین تکلیف مهاجرینی است که مقامات جمهوری اسلامی ایران می گویند فاقد مدرک اقامتی معتبر هستند و یا اینکه مهلت های داده شده به آنها به پایان رسیده، به دلیل حجم قابل توجه آنها حائز اهمیت است.

حتی اگر این مهاجرین، علاقمند و متقاضی بازگشت به کشور باشند، دولت افغانستان نه به لحاظ امکانات اداری و گمرکی و نه به لحاظ ظرفیت های لازم، هرگز آمادگی پذیرش آن حجم گسترده مهاجرین را ندارد.

از سوی دیگر، گفته می شود که معاون دوم رئیس اجرایی و در مجموع تیم اصلاحات و همگرایی، ارتباط نزدیک و خوبی با جمهوری اسلامی ایران دارند و انتظار می رود که سفر محمد محقق به تهران، تاثیرات مثبتی بر وضعیت مهاجرین افغانستانی در ایران داشته باشد.

پس از گذشت دو روز از این سفر، نه رسانه ای افغانستانی و نه رسانه های ایرانی، از نتایج این سفر و نه از مشروح برنامه های معاون رئیس اجرایی سخنی نگفته اند. به عبارت دیگر، تا کنون معلوم نیست که هیات مذکور توانسته به اهداف سفر دست یابد یا نه؟ اما نکته قابل تاملی در این سفر وجود داشت و آن، استقبال معاون وزیر خارجه ایران از معاون رئیس اجرایی کشور بود.

هرچند که سمتی تحت عنوان رئیس اجرایی در قانون اساسی دیده نشده، اما ظاهرا توافقات صورت گرفته توسط سران حکومت وحدت ملی به این گونه است که به لحاظ حقوقی، جایگاه معاونین رئیس اجرایی، بالاتر از وزرای کابینه است.

عرف دیپلماتیک، ایجاب می گرد که فردی هم وزن با معاون رئیس اجرایی (به لحاظ سمت رسمی دولتی) به استقبال محمد محقق برود. حداقل انتظار این بود که وزیر خارجه ایران، متکفل استقبال از معاون رئیس اجرایی شود. اما چنین نشد.

بی توجهی به مقامات رسمی کشورمان در سفر های خارجی که نشان از نگاه از بالا به پایین میزبانها دارد، ثمره کم توجهی شخص رئیس جمهور و پایین آوردن شخصیت ملی افغانستان توسط ایشان است.

در سفر رسمی رئیس جمهور به پاکستان، به جای اینکه رئیس جمهور یا صدر اعظم پاکستان به استقبال وی و هیات همراهش بیاید، مشاور صدر اعظم این مسئولیت را عهده دار شد و رئیس جمهور نیز بر این کار خلاف عرف دیپپلماتیک، خرده ای نگرفت.

همین بی توجهی باعث شده است که سایر کشورها نیز روشی مشابهی را در پیش بگیرند و این روند، رفته رفته جایگاه مقامات کشورمان را در میان رهبران سیاسی جهان تنزل خواهد بخشید.

انتظار می رود دولت اشرف غنی، در کنار این که به مسائل سیاسی و مدیریتی کشور توجه دارد، به مسائل بیرونی و جایگاه افغانستان نیز توجه بیشتری داشته باشد.

به نظر من، نمی توان در رابطه با این نحوه برخورد مقامات ایرانی با معاون رئیس اجرایی به آنها انتقادی کرد. چرا که رئیس جمهور خود ما خشت این رویه را کج نهاده و رویه کم توجهی به مقامات کشورمان را تایید کرده است و هم اکنون نیز خود وی باید به این روند خاتمه دهد.