حکومت موقت صلح، برنامه دولت بایدن برای افغانستان/ اگر واسطه به جای امریکا سازمان ملل باشد، احتمال موفقیت زیاد است

  • انتشار: ۱۸ حوت ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 108166

جزئیات تازه ای درباره چگونگی آماده شدن ایالات متحده امریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان بدون اینکه این کشور را در هرج و مرج رها کند به بیرون درز کرد ه است.

یکی از مشکلات همیشگی «ختم جنگ های بی پایان» این است که ایالات متحده امریکا به جای پرداختن واقعی به مشکلاتی که جنگ را زیر سوال برده همواره تلاش کرده انجام چیزی را متوقف سازد. مثال مهم برای این گفته افغانستان است: بسیاری به بایدن توصیه کرده اند تا اول ماه می سال جاری میلادی، ضرب العجل تعیین شده در توافق نامه صلح ایالات متحده امریکا با طالبان که در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ در دوحه به امضا رسید، نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج کند.

آمیتای اتزیونی از چهره های سرشناس سیاسی و امنیتی امریکا در این مورد می نویسد: «ترس ناشی از ایجاد اهداف و منافع مشترک دولت تحت کنترل طالبان با گروه تروریستی القاعده که همچنان توسط طالبان پناه داده شده اند، چه می شود؟ باور کردن این گزارشات سخت است.» ویلیام روگر، معاون رئیس در انستیتوت چارلز کخ کهنه سرباز جنگ افغانستان، نیز خاطرنشان می کند:«پیامدهای هولناک در مورد حقوق بشر و در رأس همه حقوق زنان در دولت تحت سلطه طالبان چه می شود؟ دو دهه گذشته به ما یاد داده است اصلاح سیاست و جامعه افغان با بیرون نگه داشتن طالبان فراتر از توانایی های مفروض ما قرار دارد.» این موضوعی ست که چپ و راست باید روی آن توافق کنند.

توافق دوحه زمینه گفت و گوی مستقیم بین طالبان و دولت افغانستان را فراهم نمود تا در مورد آتش بس و دولت انتقالی مذاکره کنند. این گفت و گوها هم اکنون به بن بست خورده و در کنار افزایش ترورهای هدفمند شخصیت های برجسته افغانی سبب ایجاد این ترس که امریکا قبل از رسیدن به راه حل افغانستان را ترک می کند، شده است. اجماع «جنگ های بی پایان» مدعی ست خروج امریکا از افغانستان باعث می شود دولت کابل نگاه جدی تری به مذاکرات داشته باشد. این در حالی ست که طرفداران جنگ در سیاست خارجی امریکا به شمول گروه مطالعات افغانستان کنگره در گزارشی غیرقابل قبول تاکید می کنند اگر ایالات متحده امریکا علاوه بر ماندن در افغانستان توان نیروهای خود در این کشور را افزایش دهد، به شکل گیری یک دولت مستقل، دموکراتیک با حاکمیت ملی بالا در افغانستان کمک کرده است. در این صورت، تهدیدات تروریستی علیه غرب رفع می گردد.

مطمئن هستم که دولت بایدن چاره ای برای خارج شدن از فرمول ساده لوحانه ماندن یا رفتن سنجیده است. گفته شده زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در سفر اخیرش به کابل به رهبران افغان ساختار را پیشنهاد داده تا براساس آن و در نشستی با حضور دولت های منطقه یک دولت موقت با طالبان را تشکیل دهد، چیزی شبیه کنفرانس بن در سال ۲۰۰۱ میلادی که بر مبنای آن دولت انتقالی در افغانستان به وجود آمد. روزنامه دری زبان هشت صبح در سوم مارچ، متن کامل پیشنهاد زلمی خلیلزاد را منتشر نمود. در همان روز خود زلمی خلیلزاد در رشته تویتی هایی از مشورت های سازنده با دولت و اعضای جامعه مدنی در کابل خبر داد. وزارت امور خارجه امریکا اما از تایید طرح پیشنهادی خلیلزاد خودداری نمود و تاکید کرد خلیلزاد با هر دو طرف مذاکراتی داشته است و امریکا نمی خواهد هیچ طرحی را دیکته کند.

برنامه دولت بایدن که در روزنامه هشت صبح نشر شد یک ساختار صریح برای تشکیل دولت انتقالی صلح بین دولت افغانستان و طالبان را پیشنهاد می دهد. این برنامه اما دستور العمل های مشخصی برای دولت غنی و طالبان بیان نکرده تا پیش نویس قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات را نظارت نماید. دولت جدید می بایست یک کمیسیون حقیقت و آشتی ایجاد کند و برای نظارت بر ادغام جنگجویان طالبان، مهاجرین، کنترل مواد مخدر و موارد مشابه نیز سیستمی تاسیس نماید. یک شورای عالی از فقه اسلامی به همراه اعضایی که از سوی هر دو طرف منصوب می شوند، موظفند راهنمایی های دینی لازم برای قانونگذاری را ارائه دهند. جزئیات واقعی این برنامه به احتمال زیاد در جلسه پیشرو با کشورهای منطقه مشخص خواهد شد.

گزارش، اگر درست باشد، تاکید می کند از اشتباهات یک نفر می توان درس گرفت اما تنها پس از تکرار چندین باره یک اشتباه. در اوایل سال ۲۰۰۳ میلادی، اخضر ابراهیمی، نماینده سازمان ملل که ریاست کنفرانس بن را بر عهده داشت، پیشنهاد داد کنفرانس بن ۲ برای شریک ساختن طالبان که در کنفرانس بن ۱ نادیده گرفته شده بودند، برگزار شود. دولت بوش با حمله به عراق، افغانستان را به فراموشی سپرد اما باراک اوباما در مشورت با جنرال های نظامی امریکا با هدف دست برتر نظامی یافتن مذاکره با طالبان را آغاز کرد، چیزی که هرگز حاصل نشد. مقاماتی که راه حل منطقه ای را پیشنهاد دادند چندان مورد توجه قرار نگرفتند: بارنت رابین، کارشناس ارشد منطقه و عضو پیشین تیم افغانستان-پاکستان ریچارد هالبروک، یکی از مقاماتی بود که در به راه حل منقطه ای معتقد بود. در امور خارجی، وی بر خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در چارچوب یک استراتژی هماهنگ شده منطقه ای تاکید می کرد، استراتژی که بر هم ترازی منطقه ای بین امریکا و قدرت های منطقه ای شامل هند، روسیه، چین و ایران تاکید می کرد. بارنت تاکید کرد هر یک از این همایسگان منافع خاص خود را دارد و یک افغانستان امن به نفع تک تکه آنهاست. برخی از همسایگان از جمله پاکستان هیچگاه به دنبال افغانستان امن نیستند مگر اینکه مطمئن شوند اهداف آنها برآورده شده است: این مساله در دهه ۱۹۸۹ و پس از حمله خروج اتحاد جماهیر شوروی سابق از افغانستان افتاد.

اکنون در مورد پروسه صلح افغانستان و طرح پیشنهادی دولت بایدن برای ایجاد یک دولت موقت صلح، سوالاتی مطرح است. سوال اول این است که آیا دولت غنی و طالبان اصلا حاضر می شوند در کنفرانسی شبیه کنفرانس بن با یکدیگر بنشینند. دولت غنی که با خروج امریکایی ها از افغانستان به شدت شوکه می شود به احتمال زیاد نمی تواند مشکل خاصی ایجاد کند. طالبان اما با خروج امریکایی ها به این باور می رسند که می توانند به پیروزی نظامی برسند. رابین که چندین دهه تجربه با طالبان بودن را دارد اما امیدوار است که طالبان به میز مذاکره بیایند. وی می گوید:«چیزی که مردم در مورد طالبان نمی دانند این است که این گروه فقط نمی خواهد برنده شود بلکه به احترام و به رسمیت شناخته شدن نیز فکر می کند. رابین خاطرنشان می کند مذاکره کنندگان طالبان بر اضافه شدن یک ماده تازه در توافق نامه صلح دوحه اصرار دارند، اینکه ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی افغانستان تعهد خود به روابط مثبت از جمله همکاری های اقتصادی را ادامه دهند.

اگر دو طرف به نشست و مذاکره رضایت دهند، باید تحت سرپرستی سازمان ملل این کار را انجام دهند. یکی از دلایلی که کنفرانس بن در مورد افغانستان موفق از آب درآمد این بود که توسط سازمان ملل برگزار شد. برعکس دوباره سازماندهی عراق که تماما توسط ایالات متحده امریکا صورت گرفت. سازمان ملل می تواند یک واسطه خوب باشد، واشنگتن نمی تواند این نقش را به خوبی ایفا کند. چیزی که از همه مهمتر است برگزاری نشست در ترکیه به عنوان یک کشور بزرگ اسلامی که در هیچ طرف جنگ دخالت ندارد، می باشد. این خود نشان دهنده درس هایی ست که از گذشته گرفته شده است.

البته نباید فراموش کرد این ایده که همسایگان افغانستان و امریکا به نوعی برای متقاعده ساختن طرف های درگیر جنگ به زمین گذاشتن سلاح هایشان، منافع و صداهایشان را هماهنگ می کنند، به نظر خیالی می رسد. واشنگتن و تهران نیز برای نشستن دور میز مذاکره مشابه مشکلاتی در مورد توافق روی برخی موضوعات خواهند داشت. بیایید تصور کنیم طالبان و دولت پای میز مذاکره نشستند و رژیم حاکم که توسط لویه جرگه تایید می شود به نوعی از درون این نشست بیرون آمد. افغانستان تازه چگونه خواهد بود؟ آیا افغانستان پسا صلح هم برای امریکایی هایی که سرانجام باید جنگ بیست ساله را به پایان برسانند و هم برای خود افغان ها خوب خواهد بود؟ آیا این افغانستان بهتر از حالتی خواهد بود که امریکا بدون چنین توافقی بین حکومت افغانستان و طالبان این کشور را ترک می کرد؟

منبع