حکمتیار چرا ناراحت است

  • انتشار: ۱۷ حوت ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 108085

جنگ بهاری در راه است، جنگی که تعیین کننده تر از هر جنگ بهاری خواهد بود. این جنگ هم چنان بین شمال و جنوب است، جنگی تمام عیار هم در جبهه ها، هم در پشت میزها و هم در سطح گفتمان و تسخیر اذهان. نماینده این جنگها هم مشخص است: طالبان از جنوب نمایندگی می کند، دوستم، محقق، ربانی، قانونی، قیصاری، عطا محمد نور . و… از شمال. ارتش جنوب متشکل و متحد است، ارتش شمال تا کنون پراکنده، اما، در حال شکل گیری است. اشرف غنی که تقریبا از جنوب امیدش قطع شده، برای اولین بار می خواهد با مهره های شمال بازی تاج و تخت را انجام دهد. سر نوشت او معلوم است: یا ارگ یا مرگ. شمالیها نیز سرنوشت شان به همت شان بستگی دارد: یا همت بلند دارند و از غنی و امگاناتش برای اهداف جمعی خود استفاده کنند. یا حقارت پیشه کنند و به لقمه نانی نقد، سرنوشت آینده را بفروشند.
اما آنکه این وسط هم از “کوج میرو مانده و هم از گل کشت کردو” او جناب حکمتیار است. او نه جنوبی است نه شمالی. نه اهل شهر است، نه اهل کوه. نه می داند، که مخالف است و نه موافق. نه دوستش معلوم است نه دشمنش. نمی داند که بجنگد و نمی داند که صلح کند. نه زدنی است، نه مدنی.

با وجود طالبان، حکمتیار در جنوب پایگاهی ندارد. با پایین شدن از کوه، دیگر کسی از او حساب نمی برد. شمالیها دیگر با حکمتیار سنخیتی ندارند. ارگ او را مهره سوخته می پندارد. حکمتیار در هرحال یک بازنده است. چه جنوب ببرد چه شمال، چه طالب ببرد، چه ارگ. او از کوه بریده و در شهر بیگانه است. او یک بازنده برای تمام فصول است، هم فصل جنگ و هم فصل صلح. او چون غریقی است که به هر حشیش چنگ می زند، تا زنده بماند، اما سودی ندارد.
خدا هیچ رهبری را به سرنوشت حکمتیار دچار نکند. خسر الدنیا و الآخره

علیرضا شریفی