حاشیه‌های یک قتل

  • انتشار: ۱۹ ثور ۱۳۹۶
  • سرویس: سیاست
  • شناسه مطلب: 22052

حوالی ساعت 8 صبح پریروز یعنی یکشنبه 17 ثور، مشاور مطبوعاتی دفتر والی قندهار در حوزه نهم امنیتی این شهر در منطقه «جوی‌نو» یا «لوی ویاله» توسط افراد مسلح هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. این شخص «عبدالغفور پیروز» نام داشت و 32 ساله بود. او از یکسال بدینسو به عنوان مشاور مطبوعاتی دفتر والی قندهار فعالیت می‌کرد.

ساعاتی پس از قتل این مقام دولتی، مثل همیشه گمانه‌زنی‌های بی‌حاصل درباره اختلافات داخلی بین مسئولان ولایت قندهار و عبدالرازق فرمانده پولیس این ولایت، بالا گرفت. اگر طالبان دیروز در خصوص قتل عبدالغفور بیانیه صادر نمی‌کردند، این گمانه‌زنی شاید تا ارگ ریاست جمهوری هم می‌رسید.

البته طالبان معمولاً وقتی دست به ترور مقامات دولتی و شخصیت‌های قومی می‌زنند، مسئولیت آن را نمی‌پذیرند تا از یکطرف مقامات دولتی را نسبت به یکدیگر بدگمان کنند و از طرف دیگر، مورد نفرت اقوام قرار نگیرند. اما این بار خلاف معمول، بیانیه صادر کردند و مسئولیت قتل عبدالغفور را به عهده گرفتند.

این که چرا مشاور مطبوعاتی دفتر والی قندهار، برای طالبان تا این اندازه مهم بود که برای قتل او، اعلامیه منتشر کنند؟ نکاتی را به عرض می‌رسانم.

مرحوم پیروز علاوه بر تحصیلات عصری، در مدارس دینی پاکستان هم درس خوانده بود. او علاوه به زبان پشتو که زبان مادری اش بود، به زبان‌های فارسی، عربی، اردو و انگلیسی نیز صحبت می‌کرد. پیروز، جزء فعالان فرهنگی جامعه پشتون بود که ده‌ها کتاب ترجمه و 3 کتاب نیز تألیف کرده بود. او همواره در سخنرانی‌هایش، از نگاه دینی استدلال می‌کرد که جنگ جاری در افغانستان مشروعیت ندارد و طالبان از نام دین، استفاده ابزاری می‌کنند. پیروز، خلاف اکثر علمای ارگ ریاست جمهوری، آدم نترسی بود و هر آنچه را که درست تشخیص می‌داد، بر زبان نیز جاری می‌کرد.

در بیانیه طالبان نیز به همین نکته اشاره گردیده و تصریح شده است که او «جهاد جاری در کشور را یک عمل ناروا قلمداد می‌کرد.» طالبان در حقیقت، از گفتمان دینی نسبت به گلوله بیشتر وحشت دارند. به همین خاطر در بیانیه این گروه، به سایر علما نیز که از دیدگاه دینی رفتار طالبان را غیرمشروع می‌دانند، هشدار داده شده است. همان تهدیدی که بیشتر علما از ترس جان خود، در برابر فعالیت‌های تروریستی در افغانستان سکوت اختیار کرده اند.

یک نکته دیگر را نیز باید اضافه کنم که طالبان پس از سقوط حاکمیت شان، واحدهای شهری را برای ترور مخالفان خود ایجاد کردند که حتی شامل ترور طالبان انشعابی نیز می‌شود. مثلاً «ملاعبدالصمد خاکسار» عضو ارشد اداره اطلاعات دوره طالبان در سال 1384 در منطقه «چوک شهیدان» شهر قندهار توسط همین واحدها ترور شد. این واحدها، متشکل از زبده‌ترین نیروهای طالبان است که تاکنون کمتر موردی اتفاق افتاده که آنان در هنگام عملیات، دستگیر یا کشته شوند.

بر اساس پاورپوینت و گرافی که نزد نگارنده از ارقام ترورهای شهری در قندهار موجود است، از 15 سال بدینسو، بیش از 2500 تن از شخصیت‌های قومی و دینی قندهار به شیوه ترورهای شهری جان خود را از دست داده اند. البته بخشی از این ترورها انگیزه مالی داشته و بخش دیگر به خاطر خصومت‌های ذات‌البینی صورت گرفته اما بخش عمده آن توسط جوخه‌های ترور طالبان انجام شده است. این جوخه‌ها، بازوی پر توان طالبان به شمار می‌روند که دولت افغانستان فاقد چنین ابتکاری است. البته دولت افغانستان به خصوص اداره امنیت ملی این کشور نیز از این نکته غافل نیست اما برای ایجاد جوخه‌های قتل‌های هدفمندانه، دست و بالش بسته است. در حقیقت همان ستون پنجم که در تمام سطوح دولت افغانستان ریشه دوانده، نمی‌گذارد که سازمان اطلاعات افغانستان دست به قتل‌های هدفمندانه بزند. البته مواردی هم که اداره امنیت ملی افغانستان اقدام به ترور سران مخالف خود کرده، به دور از چشم همان ستون پنجم انجام شده است.

محمد مرادی