جنگ در افغانستان: ناتو از بیست سال جنگ چه آموخته است؟

  • انتشار: ۲۱ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104010

جنگ در افغانستان به نظر می رسد به پایان برسد. ناتو که از ابتدای عملیات ها در افغانستان حضور داشته از تجربیاتش چه آموخته است؟

طولانی ترین جنگ امریکا بیست سالگی خود را پشت سر گذاشت و جو بایدن به عنوان رئیس جمهور منتخب امریکا در اولین دستور کاری و رسمی خود باید راهی برای افغانستان بیابد و نقشه راه نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) را مشخص سازد.

طالبان و القاعده دیگر در صدر لیست تهدیدات امنیت ملی امریکا قرار ندارند و مقامات ناتو هم به صراحت گفته اند که منافع کلان تر دیگری دارند. در گزارش فشرده چهل صفحه ای استراتژی تازه متحدین برای ۲۰۳۰ تنها شش بار از افغانستان نام برده شده است.

جنگ در افغانستان مأموریتی ست که موفقیت یا شکست ناتو در آن، زمانی وابسته به نظر می رسید. در روزهای اول، جنگ نه تنها تولد دوباره متحدیدن بعد از جنگ سرد به شمار می رفت که تکامل آن در قرن بیست و یکم قملداد می شد.

براساس گزارش، استراتژی امنیتی تازه ناتو تحت تاثیر رقابت قدرت های بزرگ قرار خواهد گرفت و حکومت های استبدادی خوکامه ای مانند چین و روسیه که سیاست خارجی «تجدید نظر طلبانه دارند به دنبال گسترش قدرت و نفوذ خود می باشند.

نانو در حالیکه برای دهه بعدی آماده می شود که تجربه اش در افغانستان و درس هایی که در این کشور فرا گرفته می تواند به مدیریت چالش ها و مشکلاتش به سمت و سویی بهتر یا بدتر کمک کند. کارشناسان می گویند مساله توجه یا عدم توجه ناتو به تجربیاتش در افغانستان مهم می باشد.

همکاری و مشارکت عملیاتی

با حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، این کشور به اولین ماموریت بزرگ ناتو تبدیل شد و برای اولین بار در تاریخ، متحدین ناتو به ماده پنجم پیمان که می گوید «حمله به یکی از اعضا در حقیقت حمله به تمام اعضا ست» استناد کردند. نیروهای بین المللی کمک به امنیت(آیساف) به رهبری ناتو در ادامه با اضافه شدن نیروهایی از پنجاه کشور غیر عضو ناتو تشکیل شد.

در سال های اول جنگ، یک جُک(فکاهی) در میان نیروهای نظامی امریکایی رایج شده بود که می گفت «آیساف» بیانگر جمله «من جنگ امریکایی ها را می بینم!» یا «در پایگاه های کمکی(پایگاه های به شدت حفاظت شده و امن) حمام آفتاب می گیرم» می باشد. این انتقاد متوجه آن دسته از کشورهای عضو آیساف می شد که با توسل به برخی محدودیت های اخطار گونه، برای حفاظت از نیروهای نظامی خود آنها را از انجام عملیات های شبانه و اعزام به مناطقی از افغانستان که جنگ شدیدتری جریان داشت، معاف می کرد و در نتیجه نیروهای امریکایی و دیگر نیروهای جنگی باید بار سنگین تری را بر دوش می کشیدند.

ایان لسر، مدیر اجرایی صندوق مارشال آلمان در بروکسل، اما می گوید این همکاری تجربه یک پیشرفت بود. این اخطارها و ملاحظات در برخی موارد مانع توانایی آیساف در انجام عملیات ها می شد اما بلاخره عملیات هایی صورت می گرفت و از بعد عادت های همکاری و استفاده از امکانات نظامی مشترک، هر روزه این نیروها در معرض آزمایش قرار می گرفت.

به طور همزمان این تجربه نیروهای نظامی بسیاری از کشورهای عضو ناتو را دگرگون نمود. آلمان طی چند سال ۹۰ هزار نیروی نظامی به افغانستان اعزام کرده است. مارکوس کایم، عضو ارشد موسسه آلمانی امور امنیتی و بین المللی در برلین، می گوید هیچ جنرال آلمانی را نمی توانید پیدا کنید که تجربه نظامی و جنگ در افغانستان را نداشته باشد. در مورد نسلی از سربازان ایتالیا، اسپانیا، هلند و کانادا نیز داستانی مشابه اتفاق افتاده است.

آنتونی کوردزمن، متخصص امور دفاعی در مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل، می گوید همکاری در زمینه استخبارات و برنامه ریزی ماموریت ها بین نیروهای عضو افزایش یافت و استفاده از سیستم های پیشرفته ای که بسیاری از کشورهای عضو در زمان صلح به آن دسترسی نداشتند، ممکن شد و توانایی های متحدین افزایش یافت.

از سویی هم متحدین غیر عضو ناتو به شمول استرالیا و کره جنوبی فرصت شرکت در جنگ افغانستان را یافتند و از خود تمجید نمودند.

داکترکایم می گوید:«اگر به دخالت های نظامی ناتو فکر کنیم، باید بپذیریم که این درگیری ها مختص سی کشور عضو ناتو نبوده است و به عنوان یک سکوی بزرگ تر، دیگر سازمان ها و همکاران غیرناتو نیز در آنها دخالت شرکت داشته اند.»

وی تاکید می کند ناتو به همکار نیاز دارد چون نمی تواند در تغییرات سیاسی که مشاهده می کنیم، در حاشیه باشد.
داکتر لسر نیز می گوید گزارش استراتژیک و امنیتی ناتو برای ۲۰۳۰ بر تبدیل پیمان بر یک «اتحاد سیاسی تر» تاکید می کند، جائیکه تمام نگرانی های امنیتی اصلی مورد بحث قرار گیرد. از این نقطه نظر، منطقه آسیا-پسفیک به ویژه چین مورد تاکید است. مبنای شناخت این است که آنچه در امنیت یورو-آتلانتیک ذکر شده به طور فزاینده ای گسترش یافته است.

کار درست قابل انجام برای ناتو

رقابت قدرت های بزرگ و سطوح متفاوت ناامیدی نسبت به پایان ماموریت ها به این معنی ست که اشتها و تمایل به انجام ماموریت نظامی یک بار دیگر خیلی زود میان متحدین تفاوت خواهد کرد.

داکتر کامی می افزاید این با سوالِ «آیا کشورهای عضو ناتو خود را در افغانستان موفق تصور می کنند» شروع می شود. اینکه آیا، افغانستان ارزش تمام تلاش ها و خون های ریخته شده را داشته است؟ بیشتر مردم پاسخ خواهند داد ارزشش را نداشته است!

داکتر کور دزمن می افزاید ناتو با آن سلاح های پیشرفته خود اگرچه القاعده را به ظاهر نابود کرد اما نتوانست طالبان را شکست بدهد، طالبانی که به عنوان یک نیروی جنگی، هیچگاه یک تهدید بسیار پیچیده به حساب نمی آمد. در بخش ملت سازی نیز علی رغم صرف هزینه های هنگفت، دستاوردهای ناچیزی به دست آمد.

خود تعریف موفقیت، فرهنگ های استراتژیک متفاوتی در بین اعضای ناتو را منعکس می سازد. کارشناسان می گویند امریکا عمیقا از مفهوم برنده نشدن احساس نارضایتی می کند در حالیکه بسیاری از اعضای عضو ناتو همین که توانستند همبستگی خود را نشان داده در صحنه حاضر باشند و همکاری کنند کافی ست.

داکتر لسر تاکید می کند: حضور بسیاری از کشورهای عضو ناتو در افغانستان در حقیقت بخشی از هزینه بیمه نامه بود که می بایست طی زمان پرداخت شود. افغانستان از دید کشورهای عضو ناتو یک بهایی بود که باید پرداخت می شد، کار درستی که کشورهای عضو ناتو باید انجام می دادند تا به نوعی جبران تضمین هایی که از سوی پیمان نسبت به تهدیدات بزرگ تر موجود به آنها داده شده بود را کرده باشند.

گزارش استراتژی تازه امنیتی ناتو برای سال ۲۰۳۰ می افزاید کشورهای ناتو با درنظرداشت تجربه خود در افغانستان در صدور دموکراسی احتیاط بیشتری به خرج می دهند. براساس این استراتژی ناتو اما نباید اجازه فرسایش دموکراسی را بدهد.

دلایل و هزینه های فساد

کلونل بازنشسته جان آگوگلیا، مدیر پیشین «حفاظت صلح ارتش امریکا» و «انستیتوت عملیات پایدار و مرکز آموزش مبارزه با تروریزم» در کابل می گوید برای مبارزه با فساد ناتو باید درس های کلیدی از افغانستان بگیرد، اثرات مخرب فساد و روش هایی که امریکا و متحدینش در ناتو ممکن است ناخواسته این اثرات را گسترش داده باشند می تواند یکی از این دروس باشد.
سرازیر شدن مبالغ کلان دلارهای غربی به افغانستان بعد از سال ۲۰۰۱ زمینه تقلب و فساد گسترده را ایجاد کرد. این در حالی ست که باید یاد بگیریم که چگونه پول را به یک محیط وارد کنیم، به چه کسی بدهیم و مکانیزم نظارت بسازیم.

کارولینا مک لاچلان، افسر پلیس در شفافیت بین الملل در لندن، می گوید:« فساد مشروعیت حکومت افغانستان را زیر سوال برد، موثر بودن آن را کاهش داد و در میان شهروندان افغان نارضایتی ایجاد نمود. سبب شد طالبان به راحتی بتوانند عضو گیری کنند. فساد مانع دست یابی ناتو به اهداف کلیدی ماموریت از اهداف امنیتی گرفته تا حکومت داری موثر شد.»
کلونل آگوگلیا همچنین تاکید می کند همانند تقویت برخی از جمهوری های پیشین اتحاد جماهیر شوروی برای مقاومت در برابر نفوذ و گسترش دموکراتیک روسیه، در افغانستان نیز ممکن است با افرادی سروکار داشته باشیم که قاتل یا فاسد هستند. همین طور افرادی که به دنبال اصلاحات می باشند. در مورد درک محدودیت های قدرت چیزهای زیادی آموخته ایم، اینکه چگونه به بهترین نحو آن را شکل دهی، چه طور چیزی را که قدرتش را داری به دست آوری و این همیشه زیبا به نظر نمی رسد.

وی می افزاید:«رقابت قدرت های بزرگ را می بینید که از طریق پیروزی ها و شکست هایشان در میادین جنگ صورت می گیرد. بنابراین اگر ناچارید به جنگ بروید، آن روز مال توست!»

منبع