جلسات سران هزاره صرفا قومى است و با ایدئولوژى شیعى همخوان نیست

  • انتشار: ۴ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 105018

از میان انبوه اتفاقات پر سرعت سیاسى افغانستان، یکى هم جلساتى است که سران قومى و سیاسى، جهت ایجاد همگرایى در وضعیت کنونى برگزار مى کنند.
متاسفانه جلسات اخیر، دو تناقض آشکار با اهداف اعلامى خود دارد. نخست اینکه نه تنها جامع نیست، بلکه با رویکرد مانع گرایانه، از حضور دیگر گروه هاى قومى جامعه شیعیان افغانستان جلوگیرى مى شود.

دوم اینکه صرفا قومى است و با شعار ارزشى مبتنى بر ایدئولوژى شیعى خود همخوان نمى باشد. شاید از همین جهت است که دچار تناقض نخست شده و از ساختار ارزشى درون شیعى، بریده و صرفا با چتر قومیت، فراتر از این ساختار و صرفا تا حد عصبیت قومی قدم مى گذارد.
بارى در دوسال گذشته یکى از مشاوران رئیس جمهورى، تشکلى را با رویکرد شیعیان غیر هزاره ایجاد کرد که در دعوت هاى مکررى که از بنده شد، به شدت با رویکرد قومى در داخل جامعه تشیع مخالفت کردم و همراه نشدم و نقد جدى در این زمینه در صفحه فیس بوکم نیز نگاشتم.
حالا عکس آن قضیه در حال رخ دادن است. متاسفانه رویکرد قومى – هزارگى، حتى خارج از ساختار تشیع که از گذشته هاى دور در سیاست اعمالى مبتنى بر حذف دیگران، استوار بود در روزهاى اخیر اعلانى تر شده و به طرف تئوریزه شدن رفته است.

مبتکران این رویکرد که در دامان وحدت شیعى و در درون ساختار هاى سیاسى – مذهبى دهه هاى شصت و هفتاد، پرورش یافتند اکنون حتى به آرمان حزب نخستین خود که تنها دلیل تشکیل آن جبران استضعاف تاریخى همه گروه هاى شامل در جامعه تشیع بود نیز وفادار نیستند.

این جریان، نه تنها سبب تقویت مومنین و مستضعفان نمى شود بلکه با رویارو کردن اقوام، شرعا و عرفا ما را تقسیم پذیر تر ساخته و حتى با سنجه واقع گرایى قدرت محور، در فضایى که حقوق مذهبى ما در مذاکرات صلح انکار مى شود، خبط بزرگى مى کند.

همیشه نگاه محتاطانه به شخصیت ها، جریان ها و کارگزاران جهادى چهاردهه اخیر داشته ام و معتقدم که همه این جریان هاى قومى و حزبى مختلف که بارها در درون جامعه تشیع با هم جنگیده اند انحراف از معیار داشته اند و هیچ کسى را از این میان نمى توان برائت داد یا براى خلق یک جریان بسیج کننده، کاملا مورد اعتماد دانست.

شاید لازم است که جریان ارزش مدار متشکل از کسانى که بر محور باورهاى دینى جامعه ما اشتراک نظر دارند، وارد میدان شود و در این وضعیت حساس، نگاهى نو و ارزش محور را مطرح سازند و این فضا را از چنگ افراطیون قومى ( در دو سوى ماجرا ) درآورند.
نگاهى که تجلى آرمان هاى مشترک بوده، براى حق بایستد و جانب هیچ ناحقى را براساس معیار ارزش هاى مرجع دینى نگیرد و مردم را از شگرد هاى این کج روشان آگاه نماید.
راه دومى هم این است که همین جریان به راه افتاده به باور هاى وحدت بخش همه بازگردد و در این فضا همه نیروها براى دفاع از کرامت و عدالت و حقوق خود در روند صلح، با آرمان بسیج کننده مشترک وارد میدان شوند.

به جای توجه و تمرکز قومی، بهتر است برای ایجاد مجمع عالی تصمیم گیری شیعیان افغانستان، متشکل از همه نیروهای علمی، مذهبی، سیاسی و قومی تلاش شود. جامعه شیعیان افغانستان بایستی در راه همدلی ملی، اخوت اسلامی و تقریب همه مذاهب کشور کوشا باشد. ما نیازمند ایجاد یک مرجع و مرکز کنترل رفتار و سنجش عقلانی تصامیم سیاسی و اجتماعی هستیم تا منافع و هویت کلان تر ما قربانی اهداف قومی، حزبی و شخصی نشود و جریان های نفرت زا را در سطح قومی و ملی مهار نماید.

شجاع حسین محسنی