جایگاه افغانستان در چشم‌انداز استراتژیک شانگهای

  • انتشار: ۲۶ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: سید علی راحل
  • شناسه مطلب: 1956

عبدالله عبدالله؛ رییس اجرایی روز یکشنبه، در راس هیاتی بلندرتبه، کابل را به مقصد آستانه؛ پایتخت قزاقستان ترک کرد. هدف از این سفر، شرکت در نشست نخست وزیران کشورهای عضو شانگهای عنوان شده است.

گفته می شود آقای عبدالله در حاشیه این نشست با شماری از نخست وزیران کشورهای عضو شانگهای دیدار و گفتگو خواهد کرد. سازمان شانگهای یک نهاد تاثیرگذار منطقه ای است که در راستای همکاری های امنیتی، اقتصادی و فرهنگی در سال ۲۰۰۱ از سوی کشورهای چین، روسیه، قرغیزستان، تاجیکستان و ازبکستان پایه گذاری شد. افغانستان، ایران، هند، پاکستان و مغولستان اعضای ناظر هستند.

قرار است سیزدهمین نشست نخست وزیران کشورهای عضو سازمان شانگهای دوشنبه در آستانه؛ پایتخت قزاقستان آغاز به کار کند.
گسترش همکاری ها در راستای مسائل امنیتی، اقتصادی، تجاری و بررسی چالش های امنیتی در منطقه، محور گفتگوها این نشست است.
این نشست در حالی برگزار می شود که برخی تئوریسن ها و نظریه پردازان مسایل امنیتی، کلید گشایش معمای امنیت و صلح در افغانستان را فقط در توسعه همکاری های منطقه ای می دانند.

به باور این گروه از کارشناسان، ۱۳ سال زمانی کافی برای اثبات نادرستی این فرضیه بود که دولت افغانستان می تواند با تکیه یکجانبه بر بزرگترین قدرت های نظامی جهان، بر مشکلات و بحران های امنیتی ناشی از پیچیدگی روابط کشور ما با همسایگان و کشورهای منطقه، غلبه پیدا کند و افغانستان یکشبه، به کشورهایی مانند جاپان یا کوریای جنوبی تبدیل خواهد شد.

در این شکی نیست که افغانستان بدون توجه به ملاحظات و محدودیت هایی که ممکن است در حوزه سیاست خارجی با آن مواجه باشد، در چارچوب منافع و امنیت ملی خود، نیازمند رابطه ای گسترده و فراگیر با کشورها و قدرت های بزرگ جهان از جمله ایالات متحده امریکا و متحدان آن کشور است؛ اما این امر نمی تواند به مثابه تکیه گاهی دایمی و انحصاری برای تامین همه آنچه افغانستان در ابعاد امنیتی، توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی به دنبال آن است عمل کند.

افغانستان، پیش از هر چیزی نیازمند تدوین یک استراتژی جامع و فراگیر در حوزه سیاست خارجی است که از پاکستان و هند در منطقه تا روسیه و چین و ایران و امریکا و… در فرامنطقه را در بربگیرد و برای هرکدام، جایگاه های متناسب با منافع مشروع شان را در نظر بگیرد؛ تا به این ترتیب، هم کشور به صورت یکجانبه به کام یکی از قطب های قدرت در منطقه و فرامنطقه سقوط نکند و هم از سوی دیگر، جلو جنگ های نیابتی در نتیجه تضاد و تصادم شدید منافع قدرت های منطقه ای و بین المللی در کشور ما گرفته شود.

با این توضیح، افغانستان همزمان با آنکه با ناتو پیمان امنیتی امضا کرده است می تواند جایگاه در خور توجه و ارزشمندی را در چشم انداز استراتژیک سازمان قدرتمند شانگهای پیدا کند. این امر، برای کارگزاران دولت کابل، این امکان را فراهم می کند که بدون هراس از کشیده شدن دامنه جنگ قدرت شرق و غرب به افغانستان، منافع راهبردی و دیرسال خود در هردو قطب قدرت جهان را به خوبی مدیریت کرده و مورد صیانت و پاسداری قرار دهند.

در زمینه رابطه با هند و پاکستان نیز دقیقا همین رویکرد قابل اعمال است؛ با این تفاوت که پاکستان از طریق هم پیمانان بین المللی افغانستان، مانند امریکا و عربستان سعودی و همچنین چین، باید مجاب شود که حمایت از تروریزم، به سود هیچ کشوری نیست و افغانستانی امن، آرام و باثبات، منجر به تامین امنیت و صلح در پاکستان نیز خواهد شد؛ البته این ایده، نیازمند راه حل های بلندمدت تر است و برای زمینه سازی ابتدایی آن، حداقل لازم است معضل حقوقی دیورند حل شود و مرزهای بین المللی میان دو کشور، در چارچوب یک توافق دایمی، مشخص گردد.

سازمان شانگهای نیز با استفاده از قدرت و نفوذی که کشورهایی مانند چین و روسیه بر پاکستان دارند می تواند در تسهیل و زمینه سازی تحقق این ایده، نقش ایفا کند.

امنیت در افغانستان، متضمن آرامش و ثبات در سراسر آسیای میانه و حتی چین و روسیه است. شاید در نتیجه درک همین واقعیت است که طی سال های پسین، به ویژه در آستانه خروج نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان، اعضای شانگهای نیز تمایل و توجه جدی تری به مسایل افغانستان نشان می دهد.

به این ترتیب، هیات حکومت وحدت ملی به رهبری داکتر عبدالله در نشست شانگهای می تواند با استفاده از این فضا، توسعه همکاری های منطقه ای در زمینه مبارزه با تروریزم و مواد مخدر در افغانستان را به مثابه یکی از مهم ترین راه حل ها روی میز اعضای این سازمان قرار دهد و توجه کشورهای عضو این سازمان را به مسئولیت خطیر و سنگینی که در این خصوص بر عهده دارند و طی این سال ها مورد اغماض و سهل انگاری قرار گرفته، جلب کند.