تونس؛ بازگشت به نقطه صفر

  • انتشار: ۲ جدی ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: سید علی راحل
  • شناسه مطلب: 2173

باجی قائد السبسی؛ سیاستمدار قدیمی تونس که در دوران حکومت زین العابدین بن علی صاحب منصب بود در اولین انتخابات تونس، مدعی پیروزی شده است.
هواداران این سیاستمدار ۸۸ ساله در خیابان های پایتخت تونس جشن گرفته اند.

اما هواداران رقیب او محمد منصف مرزوقی که رئیس جمهور موقت تونس است می گویند که نتایج نزدیک تر از آن است که قطعی باشد.
منتقدان آقای سبسی می گویند موفقیت او به معنی بازگشت تشکیلات بی اعتبار سابق حکومتی به رهبری زین العابدین بن علی است که در انقلاب ۲۰۱۱ برکنار شد؛ اما آقای سبسی می گوید او یک تکنوکرات است که ثبات خواهد آورد.

آقای سبسی که نماینده حزب غیرمذهبی نداء تونس است با به دست آوردن ۳۹ درصد آرا دور اول را برد.
او که ۸۸ سال دارد در دوره دیکتاتوری بن علی و حبیب بورقیبه؛ اولین رهبر دوره بعد از استقلال این کشور سمت هایی داشت.
تونس اولین کشوری بود که در جنبش موسوم به بهار عربی یک رهبر دیکتاتور را سرنگون کرد و الهام بخش سایر قیام ها در منطقه شد.
در آن زمان، تحولات در خاورمیانه، آرزوی دیرسال تقریبا تمامی کسانی بود که به نحوی از انحا سرنوشت سیاسی اسلام و ملت های عربی، برای آنان به عنوان یک مساله، مطرح بود.

موج تونسی، تمامی نقشه های ابرقدرت ها را نقش بر آب کرد. در تونس، جوانی تحصیلکرده؛ اما بیکار و دستفروش در برابر پارلمان آن کشور، دست به خودسوزی زد. در نتیجه این شنای برخلاف جریان آب، موجی شکل گرفت که در آن زمان، اصطلاحا به آن “موج تونسی” نام داده بودند. به دنبال این اقدام، موج های مواج و مهارناپذیر از خشم های برهم انباشته و خروش های فروخفته اعراب، به جریان افتاد.
شورش های پایتخت، پس از مدت زمان اندکی، فراگیر شد. تونس سراسر به شور و اعتراض و خشم و نفرت از رژیم بن علی تبدیل گردید.
جوانان خشماگین و تغییرطلب، سیل آسا به خیابان ها ریختند. رژیم، دست به دامن تمامی امکانات و احتمالات موجود و ممکن به منظور خواباندن و سرکوب موج های معترض شد؛ اما دیگر دیر شده بود. اعراب، از خواب زمستانی بیدار شده بودند. زمان به نفع بن علی نبود. باید هرچه زودتر، تخت و تاج را فرومی نهاد. و چنین کرد.
او به عربستان سعودی، پناهنده شد.
پس از سقوط بن علی، موج های مرزشکن عربی، مرزهای سرزمین فراعنه را نیز درنوردید.
توفان، طبیعت اولیه خویش را همچنان با قوت و قدرت حفظ کرد. هر روز دامنه بیشتری یافت: بحرین، الجزایر، مراکش، لیبیا، یمن، سوریه و حتی جرقه هایی از آن به عربستان سعودی نیز رسید.
این موج که از تونس فوران کرده بود در مسیر خود، با موانع سنگین و بزرگی مواجه شد. بهار عربی به سرعت دچار خزان زودرس شد.
قدرت های بزرگ که به آینده استراتژیک خاور میانه چشم دوخته بودند، به سرعت اهرم های خود را در برابر شرایط اضطراری و پیش بینی ناپذیر تازه، سبک سنگین کردند.

مصر که به سرعت، تحت تاثیر تونس، انقلاب خونینی را پشت سر گذاشته بود، زودتر از تونس نیز مستحیل شد.
نظامیان اقتدارگرا با سرنیزه به مصاف دموکراسی نوپا رفتند. مرسی سرنگون شد، سیسی به قدرت رسید.

لیبی به کام پیکارجویان افراطی، حکومت های خودخوانده محلی و دلالان نفت، سقوط کرد. یمن با وجود تغییراتی شکلی و به رغم دخالت مستقیم عربستان، هنوز بر مدار آرامش قرار نگرفته، بحرین هنوز در پیله اقتدارگرایی آل خلیفه دست و پا می زند. سوریه از بنیاد ویران و متلاشی شد.

در این میان، تونس اگرچه از مسیر خشم و خون دیگر کشورهای عربی آشوب زده، فاصله گرفت؛ اما اسلامگراها به صورت خزنده از قدرت کنار گذاشته شدند.
اینک که یک مهره وفادار به بن علی خود را پیروز عرصه دموکراسی اعلام کرده، پیش بینی می شود این کشور نیز به نقطه صفر و خانه اول بازگردد.

با بازگشت تونس به عصر دیکتاتوری پیشاانقلاب، آخرین برگ پاییز زودهنگام بهار عربی نیز بر زمین می افتد و خاور میانه یکبار دیگر، تا سال ها به کام ابرقدرت های طماع و سرمست از بوی نفت و در میانه آشوب و بلوای افراط گرایان و تروریست ها سقوط خواهد کرد.