توطئه در خاک افغانستان، تبانی چین و پاکستان در کابل

  • انتشار: ۶ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 105260

در اواخر ماه دسامبر سال ۲۰۲۰ میلادی، یک گروه ده نفره از جاسوسان چینی در کابل توسط امنیت ملی افغانستان دستگیر شد. جاسوسان چینی دستگیر شده به همکاری با شبکه تروریستی حقانی متهم بودند. این حلقه جاسوسی که گفته می شد به سازمان استخبارات چین و وزارت امنیت این کشور مرتبط بودند سرانجام تحت فشار پکن به چین بازگردانده شد. اگرچه جزئیات فعالیت های جاسوسی این حلقه چینی در افغانستان هرگز فاش نشد، اما رسانه مختلف هندی اعلام کردند جاسوسان چینی با شبکه تروریستی حقانی و طالبان ارتباط داشته اند. دولت چین اخراج اتباع خود از افغانستان به اتهام جاسوسی را انکار می کند اما رئیس اداره عمومی امنیت ملی افغانستان طی صحبتی در پارلمان دستگیری اعضای یک شبکه جاسوسی چینی در کابل را تایید نمود.

براساس برخی گزارش ها، هدف این حلقه جاسوسی چینی ایجاد یک «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» جعلی برای ردیابی عملیات های جنبش اسلامی ترکستان شرقی در افغانستان بوده است. جنبش اسلامی ترکستان شرقی که قبلا از حمایت طالبان برخوردار بود، برای ولایت سین کیانگ چین یک تهدید به شمار می رود.

با توجه به شرایط گفته شده بهتر است نگاهی به نگرانی های چین در افغانستانِ بدون امریکا بیندازیم:

منافع استراتژیک چین در افغانستان

چین به سرعت منافع دیپلماتیک و اقتصادی خود در کابل را گسترش می دهد. ریشه دواندن چین در افغانستان غنی از منابع طبیعی، برای پکن یک پیشرفت طبیعی محسوب می شود. این مسأله اما به اندازه آرزوی این کشور برای ثبات در منطقه مهم نیست. مجاورت جغرافیایی ولایت سین کیانگ با افغانستان می طلبد که چین در بهترین حالت منفعت امنیتی، تلاش کند هم با طالبان رابطه خوبی داشته باشد و هم از پروسه صلح افغانستان حمایت نماید.

چین برای حفظ منافع امنیتی خود در منطقه، در پروسه صلح افغانستان وارد شده و برای کار با طالبان و رهبری معتدل افغان، علاقه نشان داده است. نمایندگان طالبان در سپتامبر سال ۲۰۱۹ میلادی به پکن دعوت شدند و پکن با این اقدام نشان داد به عنوان یک بازیگر مهم با تمام طرف ها برای مذاکره به صورت نزدیک همکاری می کند. چین علی رغم دو منفعت استراتژیک خود ترجیح می دهد در مذاکرات بین الافغانی اما در حاشیه باشد.

اولین منفعت

اولین منفعت، تعامل اقتصادی با افغانستان در چارچوب پروژه های «یک جاده یک کمربند» و سرمایه گذاری در منابع طبیعی افغانستان می باشد. پکن برخلاف منافع اقتصادی اش، در بخش همکاری های امنیتی و عقد قرارداد های صنعتی با دولت افغانستان دستاورد اندکی داشته است. گفته شده چین در بخش دلایل ریشه ای بحران در افغانستان، اقدامات کمی انجام داده و بیشتر از دوربین اهداف استراتژیک به افغانستان نگریسته است.

منفعت دوم

دومین منفعت کلیدی چین تعامل امنیتی با افغانستان می باشد، برای حزب کمونیست چین همکاری امنیتی با افغانستان بسیارحیاتی ست چون از این طریق است که می تواند با هرگونه جدایی طلبی و ناآرامی در ولایت سین کیانگ مبارزه کند. برهمین اساس، چین در چندین سال اخیر تعامل امنیتی اش را افزایش داده است.

براساس گزارش رسانه ها، چین میلیون ها دلار به دولت افغانستان کمک مالی و تجهیزات نظامی ارسال کرده است، یک پایگاه نظامی خود را در خاک افغانستان راه اندازی نموده و پیشنهاد داده نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را آموزش دهد. جدای از سطح واقعی تعامل، تمام تلاش های امنیتی چین برای رفع تهدیدهای موجود علیه خود این کشور در مرز افغانستان با ولایت سین کیانگ بوده و بر توسعه وضعیت امنیتی افغانستان تاثیر کمی داشته است.

چین برای توجیه اقدامات سرکوب گرایانه خود در ولایت سین کیانگ همواره به جنبش اسلامی ترکستان شرقی به عنوان یک گروه تروریستی جدایی طلب اشاره کرده است، گروهی که اصالتا اویغور هستند و مسئول بسیاری از عملیات های تروریستی در منطقه به شمار می روند. جنبش اسلامی ترکستان شرقی پس از نوزده سال از لیست گروه های تروریستی امریکا حذف شد و این نشان می دهد جنبش اسلامی ترکستان شرقی برخلاف ادعای چین وجود عینی ندارد و نمی تواند عملیات هایی را راه اندازی کند. امریکا مدعی ست بیش از ده سال است هیچ شواهدی دال بر انجام عملیات های تروریستی از سوی این گروه به دست نیامده است.
چین تاکید دارد که حفظ نام جنبش اسلامی ترکستان شرقی در لیست گروه های تروریستی برای فعالیت های ضد تروریزم چین، حیاتی ست و این کشور برای گرفتن امور در دست خود، گروهی از جاسوسان چینی را به افغانستان اعزام کرده تا اعضای جنبش ترکستان شرقی را نابود کند. حتی اگر جنبش اسلامی ترکستان شرقی نابود شود، باز هم پکن برای توجیه اقدامات سرکوب گرایانه خود امکان داشت از این گروه جاسوسی برای پیگیری مهاجران اویغور استفاده کند و داستان های ساختگی در مورد آنها بسازد.
به هر صورت آیا می توان گفت ادعاهای چین در مورد جنبش اسلامی ترکستان شرقی بزرگنمایی شده است؟ بدون شک اهداف این گروه جاسوسی فراتر از اتهام جاسوسی می باشد.

پیامدها و نگرانی های گسترده تر مرتبط با گروه جاسوسی چینی

حکومت افغانستان پس از دستگیری جاسوسان چینی در کابل از دولت چین خواست برای اصلاح موقعیت از افغانستان به صورت رسمی معذرت خواهی کند. اگرچه این حادثه برای حزب کمونیست چین یک شرمندگی بود اما برخی نگرانی های حزب کمونیست چین را نیز نشان می داد. چین و پاکستان در حال توطئه در خاک افغانستان می باشند. این مسأله تعجبی ندارد اما نگران کننده است. بارها گفته شده که چین با استفاده از اهرم فشاری که بر پاکستان دارد می تواند در تغییر دیدگاه اسلام آباد نسبت به افغانستان استفاده کند، اما پکن همواره در انجام این کار ملاحظات خود را داشته است. اگرچه توازن در روابط پاکستان و افغانستان برای چین نیز ایده آل است اما ارتباط جاسوسان چینی با شبکه تروریستی حقانی بلافاصله سازمان استخباراتی پاکستان(آی اس آی) را وارد معادله می کند. همکاری چین با دولت پنهان پاکستان در خاک افغانستان، دامنه تاثیرات ارتباط چین و پاکستان در افغانستان را نشان می دهد. چین و پاکستان بر اساس منافع کلیدی مربوط در افغانستان همکاری و درک متقابل دارند.

چین برای تحقق روابط تجاری دو طرفه خود با افغانستان و همچنین رابطه با طالبان، شدیدا به پاکستان وابسته است. چین برای مقابله با گروه های بی ثبات کننده در افغانستان به ویژه در نود کیلومتر مرز مشترک افغانستان با ولایت سین کیانگ عاجزانه به کمک پاکستان نیاز دارد.

هرگونه بی ثباتی در افغانستان ممکن است برنامه های چین برای پروژه «یک کمربند یک جاده» و ولایت سین کیانگ را با خطر مواجه سازد.

نگرانی های مربوط به این همگرایی منافع در افغانستان زمانی افزایش می یابد که نگاهی به تاریخ حمایت سیستماتیک پاکستان از شبکه حقانی و طالبان برای رویارویی با هند، بیندازیم. این سیاست استراتژیک پاکستان برای مقابله با هند می باشد. افزایش منافع پکن در توطئه مشترک با پاکستان در خاک افغانستان بر تنش های روز افزون شبه قاره افزوده و نگرانی در مورد تروریزم فرامرزی پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را تشدید نموده است. وضعیت کنونی حاکم بر روابط چین و هند که نفوذ هند در افغانستان را محدود می سازد، برای پاکستان مهم تلقی می گردد. با توجه به تاریخ جنگ زده منطقه، اما باید گفت که رشد اعتماد بین چین و پاکستان در ارتباط با افغانستان بدون اقدام مشابه پاکستان در مورد امریکا حاصل نمی شود. پاکستان در آتش خصومت بین چین و امریکا گیر کرده است و نمی تواند در سطح داخلی و بین المللی به راحتی تصمیم بگیرد.

آنچه اکنون واضح به نظر می رسد حرکت چین از بی تفاوتی حساب شده به تعامل استراتژیک روز افزون در مورد افغانستان می باشد. سیاست تازه چین مبنی بر تعامل فعال تر در افغانستان با دستگیری گروه جاسوسی چینی در افغانستان اما به نظر می رسد با مشکل مواجه شود.

منبع