تعلیقه ای بر یک نشست

  • انتشار: ۲۴ عقرب ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 98236

دو روز قبل، به وسیله چهار نهاد علمی و فرهنگی نسبتا معتبر، در بامیان نشستی، با عنوان “آسیب شناسی فرهنگی بامیان” برگزار شد.

این خود اندیشی و تامل در نفس، بدون شک مبارک و امید بخش است.
منتها باید دانست که در صورتی به ثمر بخشی این گونه تلاش ها امیدوار بود که

۱. واقعی و صادقانه باشند. ۲، مسایل مورد مطالعه و چیستی آن، برای خود کارگردانان برنامه، به صورت شفاف و منقح، فهم شده باشد.

بر این اساس چند نکته را در پیوند با نشست دو روز قبل به عرض دوستان می رسانم امید که مفید افتد.

۱. از ریز عنوان های گنجانده شده در بنیر تبلیغاتی، مشخص می گردد که مفهوم فرهنگ و نیز آسیب شناسی فرهنگی برای دوستان ابهام داشته است. فرهنگ در یک تعریف اجمالی، به معنای نظامی از معانی و نمادهای مشترک است که اعضای جامعه از طریق آن به تفهیم و تفاهم پرداخته و جهان زندگی خود را معنا دار می کنند. آسیب شناسی به این معنا است که در این نظام معنایی، معضلات و چالش های پدید آمده است و ما می خواهیم آن معضلات و چالش ها را شناسایی و ریشه یابی کرده و برایش راه حل ارائه کنیم. با توجه به توضیحات فوق، بنده حقیقتا، نفهمیدم که عنوان حقوق فرهنگی، و مناسبات و فرهنگ و سیاست چه نسبتی با آسیب شناسی فرهنگی بر قرار می کند؟ اصلا آیا حقوق فرهنگی معنای محصلی دارد تا در باره آن سخن گفته شود؟

۲. بین رفتار و دغدغه های ذهنی دوستان برگزار کننده نشست، نوع تناقض و پارادوکس روشن دیده می شود. این عزیزان به لحاظ ذهنی دغدغه آسیب دیدن ارزش ها و هنجارهای فرهنگی را دارند. مسلما منظورشان از فرهنگ، همان فرهنگ دینی و بومی است که تا کنون رفتار عاملان اجتماعی را جهت می داده است. زیرا فرهنگ مدرن که تاکنون در جامعه ما حاکم نشده است تا آسیب شناسی شود. به اصطلاح، بحث از آسیب دیدن فرهنگ مدرن، منتفی به انتفای موضوع است. اما از آن طرف این دوستان، در نهادهایی ایفای وظیفه می کنند، که خود عامل اصلی آسیب ها و نابسامانی های فرهنگی در جامعه ما محسوب می شود. دانشگاه بامیان، موسسه بامیکا و نهاد حقوق بشر که هر کدام، به صورت مستقیم و غیر مستقیم، فرهنگ سکولار غربی را ترویج می کنند که با فرهنگ دینی و بومی ما تعارض دارد. منظور من این نیست که دانشگاه و موسسات تحصیلات عالی باید تعطیل گردد. بلکه می خواهم عرض کنم که بین

بین این دغدغه ذهنی و این عملکرد تعارض وجود دارد و دوستانی که چنین دغدغه ای دارند، یا باید از فعالیت های دانشگاهی شان، دست بکشند و یا مثل جمهوری اسلامی در صدد اسلامی سازی علوم باشند. وگرنه این دوگانگی رفتار و فکر، خود نوعی آسیب فرهنگی به حساب می آید.

عمران حلیمی