تعارض منافع آمریکا و چین و کانون های بحران در عرصه روابط بین الملل

  • انتشار: ۱۶ حوت ۱۳۹۹
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 107972

۱. اسیای شرقی

بی شک بزرگترین تنش ها و چالش های روابط بین المللی در سال آینده در منطقه آسیای شرقی خواهد بود. جایی که قدرت های نوظهوری Rising power همچون چین و تا حدودی هند در حال فربه سازی قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی خویش هستند. مهمترین بازیگر سیاسی این منطقه بی شک چین است که در حال نبرد برای کسب منابع بیشتر قدرت در رقابت با دیگر بازیگران این منطقه همچون هند و جاپان است. اما این همه داستان نیست و آنچه تنش و بحران در این منطقه را به مهمترین بحران روابط بین الملل در سال ۲۰۲۱ تبدیل می کند حضور ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت مدافع وضع موجود بین المللیStatus Quo Power در تقابل با جمهوری خلق چین است که تغییر وضع موجود Revisionist power را خواهان است. استراتژیست های آمریکایی با درک درست از این حقیقت پاشنه آشیل چین را در تعدد همسایگان آن می دانند که با بسیاریشان روابط نه چندان خوبی دارد. حداقل از دولت اول اوباما به این سو جهد و تلاش های امریکایی ها بر ایجاد ائتلافCoalition از همسایگان پکن می باشد تا بتواند حلقه محاصره Containment را تنگ کند و با چین همانی را بکند که با شوروی در طول دوران جنگ سرد Cold War کرد. مهمترین متحدان امریکا در این رویارویی هند، کوریای جنوبی و جاپان هستند که هر سه با یکدیگر در تهدید انگاشتن چین هم سو و هم رای اند. هیچ بعید نیست در صورت شکست این استراتژی تنش و بحران وارد فاز خشن و نظامی شود؛ چرا که قدرت متفوق یعنی امریکا، مصمم در جلوگیری از روی کارآمدن یک ابر قدرت تازه در اندازه های خود است و همچنین قدرت چالشگر، یعنی چین، مصمم در برهم زدن قواعد نوین نظام بین المللی برآمده از جهان پسا جنگ جهانی دومPost World WarII Order است. در نتیجه باید منتظر افزایش تنش ها در این منطقه در سال پیش رو باشیم.

۲. آسیای غربی

قدرت های بین المللی برای سالیان بسیاری در این منطقه مستقیما وغیرمستقیما آتش افروزی کردند اما حالا با کمتر شدن اهمیت و جایگاه سوخت های فسیلی همچون نفت در آینده اقتصاد جهان از یک طرف و قدرت گرفتن دیگر بلوک های قدرت همچون چین در خاور دور تمرکز قدرت های بزرگ همچون آمریکا را از این منطقه کمتر کرده است. این دو مؤلفه، کاهش نقش استراتژیک نفت در اقتصاد جهانی و افزایش کانون ها و مناطق قدرت، دست در دست هم و در عرض یگدیگر چشم انداز صلح را در آسمان تیره و تار این منطقه بار دیگر نمایان کرده است. با این وجود تنش ها بین اسرائیل و فلسطینیان، ایران و محور عربی – عبری همچنان پابرجا باقی خواهند ماند. اگرچه برنامه صلح ابراهیمAbraham Accords که به ابتکار دونالد ترامپ در حال اجرایی شدن است و کشورهای عربی منطقه یکی پس از دیگری در حال عادی سازی روابط با اسرائیل هستند اما فلسطینیان که قاعدتا یکی از طرف های اصلی این تنش هستند تا اینجای کار روی خوش نسبت بدان نشان نداده اند و بعید است که در آینده نزدیک تن به شروط این صلح نامه دهند.

۳. مدیترانه شرقی

موقعیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک در کنار کشف منابع گازی و نفتی در سالیان اخیر این منطقه را تبدیل به یکی از کانون های بحران و تنش در عرصه روابط بین الملل کرده است. سال ۲۰۲۱ به احتمال بسیار زیاد همراه با افزایش تنش ها در این منطقه خواهد بود جایی که محور اسرائیل – قبرس – یونان با همکاری مصر در رقابت با ترکیه برای استخراج منابع گازی هستند. شکست استراتژی معروف به “تنش صفر” ترکیه در سالیان اخیر این کشور را وارد دوره ای از بحران با کشورهای همسایه اش کرده است.

۴. ترانس آتلانتیک (اتحادیه اروپا- آمریکا)

بی شک، انتخاب جو بایدن به عنوان ۴۶ امین ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا نوید دهنده ترمیم و بهبود در روابط دو سوی آتلانتیک است. اروپا و آمریکا که در چند سال گذشته به خصوص پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در مسائل متعدد با یکدیگر اختلاف و گاه حتی تعارض پیدا کرده بودند و سرمای شدید بر روابطشان حاکم شده بود می توانند سال ۲۰۲۱ را سال کاهش تنش ها ارزیابی کنند. جو بایدن بلافاصله پس از مسجل شدن پیروزیش در انتخابات بحث برانگیز امریکا به شرکای قدیمی امریکا در آن سوی آتلانتیک پیام های امید دهنده و سرشار از حس نیت فرستاد و بر عزم خود برای احیای چند جانبه گراییMultilateralism تاکید موکد کرد. یکه تازی Unilateralism امریکا ی ترامپ و خروج آن از کنوانسیون ها و نهادهای بین المللی همچون یونسکو و اعمال تعرفه بر برخی محصولات اروپایی باعث تیرگی روابط واشنگتن و بروکسل بود. با این حال، نکته ای که از یاد نباید برد این است که گرچه تنش ها در دو سوی آتلانتیک در کوتاه مدت کاهش خواهد یافت اما از بین نخواهد رفت چرا که صرف نظر از اینکه کدام حزب صاحب کاخ سفید شود، امریکا از اینکه اتحادیه اروپا تبدیل به ایالات متحده دیگری شود بیمناک است. حمایت از برگزیت Brexit و دیگر اگزیت های احتمالی و ایجاد شکاف از استراتژی های مسلم امریکا در قبال اتحادیه اروپا است و این رفت و آمد ها خللی در آن ایجاد نخواهد کرد. اما در کوتاه مدت با توجه به ریاست جمهوری بایدن دو سو در صدد کاهش تنش ها خواهند بود.

شمالگان Arctic

شاید هیچ یک از کانون های بحران به اندازه آرکتیک نشان دهنده میزان تاثیرگذاری تغییرات آب و هواییClimate change در روابط بین الملل نباشد. گرم تر شدن کره خاکی که یکی از نشانه های تغییرات آب و هوایی است منجر به ذوب شدن یخ های قطب شمال شده است. ذوب این یخ ها، که مانع از دست اندازی بشر به منابع عظیم خفته در این منطقه بود، رقابت های ژئوپولتیکی را شدت بخشیده است طوری که فدراسیون روسیه در سال ۲۰۰۷ برای پیشدستی و ربودن گوی سبقت از دیگران بازیگران مهم این منطقه همچون آمریکا، کانادا، سوئد و اتحادیه اروپا به طور نمادین پرچم خود را در این منطقه به اهتزاز درآورد تا حاکمیت مسکو را بر این منطقه اثبات کند. اما این امر با واکنش منفی امریکا و دیگر شرکایش در ناتو مواجه شد تا جایی که ناتو مسؤول برقراری توازن قدرت در این منطقه شد. به احتمال گسترده، با توجه به حساسیت بیشتر حزب دموکرات آمریکا و شخص جو بایدن، که از نسل سیاستمداران جنگ سردیست، نسبت به روسیه باید منتظر افزایش بیشتر تنش ها در این منطقه در سال جدید باشیم.

در نتیجه، سال ۲۰۲۱ را باید به عنوان سالی که تنش های استراتژیک در آسیای شرقی، مدیترانه شرقی و آرتیک روند افزایشی و در آسیای غربی و ترانس آتلانتیک تا حدودی روندی کاهشی به خود خواهد گرفت به شمار آورد. اما با توجه به اهمیت آسیای شرقی نسبت به دیگر کانون های تنش می توان سال ۲۰۲۱ را سال افزایش تنش در این منطقه در نظر گرفت. اندیشمندان روابط بین الملل همچون میرشایمر سال هاست بر این نظر هستند که افول و صعود قدرت های بزرگ و جا به جایی در رهبری جهان هیچگاه مسالمت آمیز نبوده است و همگان باید منتظر برخورد قدرت مسلط (امریکا) با قدرت نوظهور (چین) باشیم. تضاد منافع پکن – واشنگتن تا حدی است که تغییر رهبری در امریکا نمی تواند منجر به تغییر استراتژی آن در قبال چین شود. بحران اخیر کرونا که از چین آغاز شد و صدمات جدی اقتصادی به امریکا هم زد باعث شعله ور شدن آتش اختلافات بین این دو قدرت در سال جدید خواهد شد.

دکتر عبدالطیف نظری