تداوم پیامدهای هفت و هشت ثور!

  • انتشار: ۸ ثور ۱۳۹۷
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 40272

هفت و هشت ثور؛ در تاریخ کشور از تأثیر گذارترین رویدادهای بوده اند که پیامدهای آن تاکنون و شاید سال‌های طولانی از سرنوشت آینده جامعه ما را در گرو خود داشته باشد.

درباره تداوم پیامدهای این دو حادثه، نکاتی چند در ذهنم خطور نمود که به اشتراک گذاشته می‌شود:

ابتدا، شاید حادثه آفرینان هفت و هشت ثور دارای انگیزه‌های نیک و سازنده ای بوده اند و خواسته اند که از طریق ایجاد تحول و دگرگونی، روند عقب مانده جامعه را بسوی ترقی سوق دهند؛ اما متاسفانه سازوکارهای غیرواقع بینانه و عملگرایی‌های بدون اندیشه سبب گردید که این دو رویداد فاجعه‌های جبران ناپذیری را برای کشور بوجودآورد و نسل کنونی و نسل‌های آینده را نیز از آن متأثر سازد.

دوم، به کاربردن کلمه “شاید” در مورد وجود یک انگیزه سالم در حادثه آفرینان رویدادهای یاد شده، بدان جهت است که با گذشت چند دهه از زمان وقوع چنان رویدادهای و عیان شدن پیامدهای شوم آن حوادث، هنوز بقایای حادثه آفرینان هفت و هشت ثور نه تنها به اشتباه بودن و فاجعه بار بودن رویدادهای یاد شده اعتراف و اذعان نمی‌نمایند، بلکه سعی دارند یا آن را توجیه کنند و یا عوامل و زمینه‌های آن را به رقیبان خود نسبت دهند.

این روحیه سماجت و دگم اندیشی و عدم اذعان به خطای سیاسی و تاریخی تا بدانجا عمق دارد که به طور مثال اعضای حزب دموکراتیک خلق برای تبرئه شخص خود، هم قطاران خود را متهم می‌سازند؛ یا اعضای احزاب مجاهدین، هم حزبی‌ها و یا احزاب جهادی رقیب خود را عامل فاجعه قلمداد می‌کنند. بنابراین فرض بر این است که اگر انگیزه سالم وجود می‌داشت باید این شجاعت و شهامت انقلابی و جهادی هم وجود می‌داشت که برای ساختن آینده جامعه و پیش‌گیری از اشتباهات بیشتر و فجایع تکان دهنده تر، در پیشگاه مردم و وجدان انسانی خود اعتراف و اذعان می‌داشتند.

بنابراین پافشاری بر درست بودن عملکردهای گذشته و باراندازی اشتباهات فاجعه بار بر بام دیگری، از سوی هریک از جریان‌های منسوب به دو حادثه یاد شده، نشان از این دارد که وجود یک انگیزه سالم حداقل در کادر رهبری آنان مورد تردید واقع گردد.

سوم، درباره تداوم فاجعه هفت و هشت ثور، از آنجایی که جامعه ما فاقد حافظه تاریخی و اندیشه ملی است، در شرایط کنونی وقوع رویداد هفت و هشت ثور بهانه و گریزی شده است از واقعیت‌های تلخ و تأسفباری که سیاستگران کنونی از آن بهر می جویند. در تحلیل و رویدادهای هفت و هشت ثور چنین سخن فرمایی و قلم فرسایی می‌گردد که گویا فقط ترکی و حفیظ الله امین و یا فلان قوماندان و رهبر جهادی که اکنون زیر خروارها خاک دفن شده اند، عامل آن می‌باشند. بدون شک تمام کسانی که در آن رویدادها دست داشته و نقش ایفا کرده اند به اندازه حضور و موجودیت و تاثیر گذاری شان مسئول و پاسخ‌گو هستند، اما نباید فراموش کرد که هم اکنون دنباله‌ها و ذنابه‌های همان فاجعه آفرینان، سرنوشت مردم را به گروگان گرفته اند. شکنجه گران خاد و جاسوسان کا. گ. ب که دیروز برای اربابان شرقی خود خوش خدمتی می‌کردند؛ اکنون در کسوت دموکراسی‌خواه و با تغییر قبله خویش بسوی بلوک غرب و شعار “دموکراسی” و “حق” و “عدالت” روزگاری را بر مردم ما تحمیل ساخته اند که جنایات ترکی و امین و وووو به فراموشی سپرده شده است. امروز سرنوشت کشور، بخاطر نقش شوم و تفرقه افگنانه آنان نه تنها در هاله ای از ابهام قرار دارد، بلکه بنیان و اساس کشور و جامعه در معرض تهدید قرار گرفته است.

از سوی دیگر در صف آنانی که فداکاری و جهاد مردم را کاسه گدایی خود و مایه آبروی خود قرار داده اند، قوماندانچه های دیروز و رهبرانی که دیروز فقط با یک دانه پتو بسوی پاکستان فرار کردند و یا با چپلق توبی از تایر موتر بسوی ایران گریختند، ولی امروز سرمایه و آرگاه و خرگاه شان فرعونی گردیده است، اینان نیز با مصادره آرمان و خواست مردم در شکل گیری و تداوم فاجعه نقش اصلی و عمده را دارند. در این میان آنچه به فراموشی سپرده و یا در نهایت در بازی‌های انتخاباتی ابزار و وسیله قرار گرفته است “خلق” و ” مردم” و سرنوتش و آرمان شان می‌باشد.

چهار، برای نجات از شرایط بحران زده کنونی و پیامدهای فاجعه هفت و هشت ثور؛ صادقانه و واقع بینانه باید گفت نه تنها در برگزاری انتخابات پیش روی، بلکه تا سالیان بعدی نیز متصور نمی‌باشد. تازمانی که آگاهی انسانی و باورملی در ضمیر فرد فرد این سرزمین و ساختارهای اجتماعی و سیاسی جای نگرفته و نهادینه نشود، تا هنگامی که یک نیروی آگاه و وطنی در میان قشرهای مختلف جامعه عرض اندام ننماید و رهبری غصب شده جامعه را از چنگال خودکامگان و میراث خواران نقابدار رهایی نبخشد، تا زمانی که سرنوشت این کشور فقط در گرو بازی‌های منطقه ای و چیدمان برنامه‌های قدرت های بین المللی باشد، تا وقتی که جان کری ها برای “وحدت ملی” “عطا” نمایند، همینطور تا آن زمانی که “دستور” “ناتو” فصل الخطاب ” و “معیار” تصمیم گیری ما باشد،

این سرنوشت شوم تغییر ناپذیر خواهد بود.

پنج، درنهایت بعنوان یک واقعیت باید پذیرفت که تحقق چنان تحولی شگرف بر اساس تجارب تاریخی ملت‌ها و دولت‌های متمدن، محصول تلاش و کوشش نسل‌های آگاه، گذر از مراحل تاریخی، شکل گیری و انسجام عناصر و نیروهای دلسوز و وطن دوست می باشد، به میزان که در این مسیر و هدف تلاش و کوشش نماییم و جایگاه و نقش خود را در عرصه ملی و بین المللی بدست آوریم به  همان پیمانه تحقق آن تحول شگرف و سازنده دست یافتنی تر خواهد بود.

شکور اخلاقی/ استاد دانشگاه