تحول پارادایم عقیدتی طالبان با ورود به مذاکره با امریکا

  • انتشار: ۲۸ سنبله ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 69171

طبق اظهارات مامور سابق سیا توقف مذاکرات امریکا با طالبان سناریوی کاخ سفید را دستخوش تغییر کرد. امریکا همچنان به دنبال تغییر رویکردهای طالبان و همسو نمودن آنها با سیاست های خودش می باشد.

بنابر مقاله ای که موسسه تحقیقیات استراتژیک FPRI منتشر کرده است Duane Evans مامور پیشین سیا به بررسی آخرین تحولات در افغانستان و مذاکرات امریکا و طالبان در افغانستان پرداخته است و جنگ داخلی افغانستان را قریب الوقوع خوانده است.

آقای Evans پس از بررسی نیروهای دارای قدرت در افغانستان به معرفی طالبان به عنوان تنها نیرویی که دارای تضاد عقیدتی، قدرت عملیاتی و نظامی پرداخته است.

وی در ادامه توضیحات خود افزود: “اگر سلاح طالبان از هدف گرفتن سربازان امریکایی به سمت سایر بازیگران در داخل افغانستان می چرخید، صد در صد نتایج مورد انتظار مقامات پنتاگن و سیا حاصل می شد. ترامپ با اسودگی کامل می توانست نمایش های تبلیغاتی مبنی برای خروج سربازان امریکایی از افغانستان را برای جلب اراء افکار عمومی امریکا برگزار کرده و جشن ملی راه بیاندازد.”

مانور اپراتیفی سیا می افزاید: “در صورتی که سازش طالبان با امریکا و موافقت طالبان با حضور و استقرار سربازان امریکایی در بخش های معین از خاک افغانستان محقق میشد ,عملا طالبان را از یک دشمن بالقوه به یک سرباز نگهبانی که ناخواسته در خدمت ارتش امریکا قرار می گرفت تبدیل نموده بودیم .

اگر جنگ طالبان با آمریکا به رضایت طالبان تبدیل شود، حضور ارتش امریکا در شمال افغانستان رسمیت یابد، این به مفهوم تغییر پارادایم در رویکردهای طالبان است و این بزرگترین تحول عقیدتی در تفکرات متحجر یک گروه افراطی و تروریست محسوب میگردد. اگر در گذشته به عقیده طالبان جنگ با امریکا واجب دینی بود، امروزه طالبان باید اعضاء خشن خود را متقاعد کند که برای سازش با امریکا دلیل عقیدتی برای خود پیدا کنند. این تعارض فکری موجب فروپاشی تحجر و افراطگرایی در طالبان خواهد شد. ورود طالبان به دولت و برخوداری فرماندهان از لذات ثروت و قدرت یقینا انها را از جنگ منصرف میکرد.

امریکا با برگزاری انتخابات و حمایت از ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان و برخی از فرماندهان جهادی مانند حکمتیار و داعش همچنان باید نیروی فشار محلی را برای کنترل طالبان در اختیار داشته باشد. ولی نباید فراموش کرد که ائتلاف داعش با برخی از مراکز امنیتی افغانستان بهترین عامل برای کنترل داعش و جذب نیروهای جدا شده از طالبان بوده و باید در این خصوص با هوشیاری کاملی رفتار نمود.”

در پایان او خاطر نشان کرد: “امروزخ منافع امریکا درتوافق با طالبان متمرکز شده و پای بندی به دموکراسی و حقوق شهروندی و مبانی لیبرالیسم چندان ضرورتی ندارد. البته بعد از استقرار طالبان با گرز دموکراسی باید کنترل کافی بر این گروه داشت. شاید جنگ داخلی و تخلیه توان نظامی طالبان در درگیری با داعش ودولت افغانستان بهترین سناریو برای پنتاگن و سیا محسوب گردد.

برای اینکه نیروی طالبان از مواجهه با سربازان امریکایی منحرف شود، به هر قیمتی باید مذاکرات به نتیجه برسد حتی پذیرش مقطعی خواسته های غیردمکراتیک طالبان؛ باید طالبان متعهد به تامین امنیت سربازان امریکایی شود. توافق طالبان با دولت افغانستان اولویت مذاکرات و امریکا نیست. ما نیاز به امضائ توافق داریم و برای اجرای ان وقت کافی خواهیم داشت تا تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم.

با این پیش فرض ها شاید تصمیم ترامپ برای توقف مذاکرات با طالبان را بتوان یک تصمیم عجولانه دفعی و احساسی معرفی نمود.

اگر جنگ با طالبان نتیجه ای داشت باید طی این سالها به نتیجه میرسیدیم. خروج سربازان امریکایی از افغانستان بدون توافق با طالبان به مفهوم واگذاری این کشور به طالبان بوده و این میتواند شکست بزرگی برای امریکا محسوب گردد. ادامه وضع فرسایشی و ازار دهنده کنونی هم جز خسارت و هزینه هیچ نتیجه ای به همراه ندارد. سلاح جنگجویان معتقد طالبان فقط با مذاکره و چالاکی سیاسی متوقف خواهد شد. جنگ داخلی تنها راه کاهش حملات طالبان به سربازان امریکایی است”.