تبعیض سهوی؛ نگاهِ “سوم شخص مفرد”

  • انتشار: ۲۵ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104446
سرور دانش

با آن که آقای سرور دانش، از دوستان سابقه ام می باشد اما تاکنون تقریبن هیچ مصاحبه ی مفصلی از حضرت ایشان نشنیده و ندیده بودم. امشب برای نخستین بار، مصاحبه ی مطول ایشان را با طلوع نیوز شنیدم و دیدم.

نیمه ی نخست مصاحبه، کلیات تکراری و از هر دشت و بیابانِ قانون و سیاست و صلح، سخنی بود. آنچه فهم کردم این بود که نه مصاحبه گر سوال جدی و جدیدی مطرح کرد و نه جناب دانش، پاسخ مصمم و مفصل و مقنعی ارائه نمود. گفتگویی بود سطحی و بدون درونمایه ی محتوایی و فکری که از دانش انتظار داشتم.

بخش پایانی اما پرسش های معطوف به کارنامه ی سیاسی و حکومتی آقای دانش بود. دراین بخش هم، به همان میزان که پرسش های خبرنگار، طبق معمول، سطحی و با ویژگی ژورنالیسم کم مایه ی افغانی با چاشنی انتقادگری عوامانه بود، پاسخ های آقای دانش نیز کم رمق، نامجاب کننده، طفره رفتن های ناشیانه و همراه با ضعف در استدلال و بی اعتمادی در قدرت پاسخگویی بود.

  1. سوال بزرگی که جامعه ی هزاره و بویژه نسل جوان از دانش بعنوان یک چهره علمی و مهمتر از آن بعنوان یک نماینده سیاسی و اکنون آن گونه که خود تلاش دارد به مثابه یک رهبر سیاسی دیده شود، دارند این است که ایشان درطول نزدیک به دو دهه حضور مستقیم در مدیریت کلان اجرایی و قدرت سیاسی و دو دور حضور در جایگاه معاونت ریاست جمهوری، براستی چه دستاورد قابل سنجش و شمارشی برای ارتقای موقعیت سیاسی و تأمین انتظارات سیاسی جامعه ی هزاره انجام داده اند؟ این پرسش را خبرنگار هم مطرح کرد امادانش به لکنت زبان سیاسی افتاد و نتوانست آن گونه که من از او انتظار داشتم، پاسخ درخور و متناسب با شأن علمی، جایگاه سیاسی و تجربه ی مدیریتی اش بدهد.
  2. اصطلاح جدیدی که برای نخستین بار در ادبیات سیاسی می شنوم” تبعیض سهوی” است که جناب دانش تولید و در قاموس ادبیات سیاسی اضافه کرده است. ایشان از وجود تبعیض سهوی در دستگاه اجرایی کشور یاد کرد اما من تا هنوز در هیچ دفتر و کتابی نخوانده ام که عنصر تبعیض ابعاد و جنبه های “سهوی” هم داشته است. قابل درک است که جناب دانش از حکومتی که خود از مدیران کلان آن می باشد، دفاع کند و به توجیه ناکارکردی های اجرایی ـ قانونی اش بپردازد اما هرگز تصور نمی کردم، ایشان بعنوان یک حقوقدان مسلم و در جایگاه یک استاد فاضل دانشگاه، تبعیض ساختاری در نظام تحت مدیریتش را با ادبیات حقوقی”تبعیض سهوی” توجیه کند.
  3. بدون توجه به پرسش خبرنگار، این پرسش برای من و بسیاری از شهروندان افغانستان مطرح است که دانش در جایگاه فرد شاخصی که مهمترین نقش را در تدوین قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه در دو دهه گذشته داشته و اکنون در مقام معاونت ریاست جمهوری، به جز تدوین و اصلاح قوانین، مصوبات، آیین نامه ها و لوایح دراین نظام و در جایگاه شخص سوم اجرایی کشور، چه دستاورد و تلاش قابل توضیح و درخور محاسبه و تألیف برای تدوین استراتژی سیاسی ـ فرهنگی کلان نظام( سوای بنیاد اندیشه) و چه تدبیر بنیادینی برای اصلاح و تعدیل نظام اداری و چه مبارزه و همتی برای برقراری عدالتی که خود از آن سخن می زند و چه تدبیری برای تطبیق و اجرای قوانینی که خود بانی و واضع آن ها بوده است، انجام داده است؟ دوست داشتم از دانش بشنوم که فاکت ها را برشمرد و با بیان جزئیات و مصداق ها، مسولیت و مشارکت خودرا با جسارت و اعتماد به نفس تبیین کند. اما آنچه شنیدم تکرارِ ناقصِ کلام، تزلزل در بیان و ضعفِ فصاحت در بنیان اعتماد به نفس سیاسی یک واضع برجسته ی قانون، یک مقام عالی اجرایی کشور و یک رهبر سیاسی بود.
  4. درنهایت آنچه دراین مصاحبه شنیدم و دریافتم، نه بیان یک رهبر سیاسی اهل دانش و خرد و استدلال که من می شناختم و انتظار داشتم، بلکه یک گفتگوی آشفته و ضعیفِ داستانی در قالب بیان “سوم شخص مفرد” بود….

حمزه واعظی