تاوان غلط انگاری‌های سیاسی

  • انتشار: ۱۱ اسد ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 67727

در روزهای اخیر گفتگوها پیرامون بقای نظام سیاسی و مدیریت گفتگوهای صلح توسط نمایندگان و سفیران خارجی، و برگزار نشدن انتخابات ریاست جمهوری همراه با نگرانی‌ها در سطوح مختلف، از ارگ ریاست جمهوری تا کف جامعه جریان دارد؛ اگر اندکی از شعارهای سیاسی و کمپاینی فاصله بگیریم، باید اعتراف نماییم که شکل گیری چنین وضعیتی خیلی دور از انتظار نبود، زیرا ما در هیچ مقطع تاریخی تعیین کننده سرنوشت خود نبوده ایم. شواهد تاریخی گواهی می‌دهند که ساکنین این سرزمین، حتا از همان آغاز در تعیین جغرافیای سیاسی کشور و نام آن نیز، دخالت نداشته اند، بلکه این دست‌های پنهان و آشکار بیرونی بوده است که مقدرات ما را رقم زده اند. به قول یکی از آگاهان سیاسی و تاریخی، اسنادی وجود دارد (حداقل درحد یک گمانه قابل بحث) که در تعیین و لشکرکشی احمدشاه درانی که “احمدشاه بابا” و موسس کشور خوانده می‌شود، یک نفر گمنام انگلیسی در دربار او حضور اثر گذار داشته است.

در یک تحقیق و تحلیل جامع دیگر، که جناب اکرام اندیشمند بیرون داده است، نمایی روشن از چگونگی ساختار قدرت و منازعه سیاسی در کشور را، از آغاز تاکنون به صورت کوتاه بیان داشته است:
“دوونیم قرن منازعۀ خونین قدرت در افغانستان با دو ویژگی مشخص می‌شود:

۱-عبور از تمام خط های سرخ:

بسیاری از مدعیان و زمام داران قدرت در تمام سال های جنگ قدرت، هیچگونه خط سرخی را حرمت و رعایت نکردند. نه پیوند های بسیار نزدیک خونی مانع جنگ شد، نه دوستی‌ها و رفاقت‌های آیدئولوژیک و حزبی و نه معیارهای اخلاقی و منافع وطنی و ملی. در سال‌های جنگ بر سر کسب قدرت، حفظ قدرت و گسترش حوزۀ قدرت، برادر با برادر، پسر علیه پدر و پدر علیه پسر، خانم علیه شوهر، عموزاده با عموزاده، این حزب سیاسی با آن حزب سیاسی، سران و رهبران یک حزب میان هم، به سختی و با بی رحمی تمام جنگیدند و با توسل به بی رحمانه ترین و غیر اخلاقی ترین شیوه خون هم را ریختاندند.

۲- وابستگی به خارج و مداخله پذیری خارجی:

جنگ دوونیم قرنۀ قدرت در افغانستان با مداخله پذیری زمام داران و وابستگی طرف های این جنگ هر چند بگونۀ متفاوت با دولت ها و حلقه های خارجی مشاهده و مطالعه می شود. در بسیاری از جنگ های قدرت میان مدعیان قدرت، از شاه و شاهزادگان سدوزایی تا سرداران محمدزایی و تا سران و رهبران گروه های سیاسی، دست دخالت خارجی بگونۀ مستقیم و غیر مستقیم دراز است. اگر بخشی از عوامل این دخالت خارجی ناشی از سیاست مداخله گرانۀ آن‌ها در جهت منافع شان باشد، بخش دیگر، ریشه در دخالت پذیری و وابستگی طرف‌های داخلی جنگ قدرت دارد. نکتۀ قابل توجه و مهم این است که طرف‌های داخلی جنگ قدرت در این دخالت پذیری و وابستگی خارجی نیز به هیچ خط سرخی تعهد و حرمت نگذاشتند: از امضای معاهداتی که به یورش نظامی خارجیان مشروعیت می داد تا واگذاری خاک و سرزمین به آن‌ها و وابستگی در سیاست خارجی و حتی ادارۀ داخلی افغانستان به خارجیان. “

*یادآوری: بنابراین حالا هم اگر ما شاهد مرگ دموکراسی در کشور، و عقب گرد ارتجاعی در عرصه سیاسی و مدیریت کشور هستیم؛ و مقدرات ما در بیرون از کشور و در غیاب مردم و بدون بها دادن به نقش حکومت، رقم می‌خورد، و ما نیز چاره ای جز تمکین نداریم، با توجه به پیشینه یادشده خیلی دور از انتظار نیست. تا زمانی که گرفتار چنین “غلط انگاری‌های سیاسی” هستیم همواره مقدرات ما را دیگران، برخلاف خواست ما رقم خواهند زد!

شکور اخلاقی