تاریخ تکرار می‌شود؟!

  • انتشار: ۱ حوت ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 78770

در سال ۱۹۹۴ وقتی گروه طالبان ظهور کرد؛ مجاهدین، در قالب گروه‌های مختلف، برسر قدرت مشغول زورآزمایی و نبرد گرم بودند و پایتخت به چندین پایتخت تبدیل شده بود. پیدایش و تازش برق‌آسای طالبان، با شعار «حکومت خدا در سرزمین خدا» بسیاری از مردم را دل‌گرم کرد؛ ولی برخی از گروه‌های درگیر منازعه را ذوق زده کرد. دل‌گرمی مردم به خاطر آن بود که آن‌ها از جنگ، نابسامانی و حکومت‌های ملوک‌الطوایفی، به‌ستوه آمده بودند؛ اما ذوق‌زدگی برخی از گروه‌های مجاهدین به این دلیل بود که آن‌ها هر کدام در یک محاسبه خام، می‌پنداشتند که با ایجاد ائتلاف با طالبان و استفاده ابزاری از طالبان، بر گروه‌های دشمن فعلی غلبه خواهند کرد.

پیش‌روی طالبان اما برق‌آسا، توفنده و خارج از محاسبه‌های اولیه بود. گروه‌های متخاصم، تنها هیچ یک نتوانست به صورت دوستانه و در قالب ایجاد ائتلاف، طالبان را به خود جذب کند که به صورت قهرآمیز غرور و سازوبرگ‌نظامی‌ایشان در مقابل طالبان، رنگ باخت، بساط‌شان جمع شد و طالبان آن‌ها را یکی پس از دیگری‌ بلعیدند.

اینک نیز وضعیت، تا حدودی، مشابه همان زمان است. طالبان به امریکا قبولانده‌اند که پیروزی نظامی بر آن‌ها غیر ممکن است، به همین دلیل بعد از نوزده‌سال جنگ و بعد زا یک‌سال مذاکره فشرده، در مورد ختم جنگ با امریکا، به توافق دست یافته‌اند. این که محتوای توافق چیست، نمی‌دانیم؛ ولی از قرائن برمی‌آید که آن‌ها امتیازات قابل ملاحظه‌ای را از ایالات متحده گرفته‌اند. امریکا هم از جیب خود به طالبان امتیاز می‌دهد که وعده خروج است و هم از کیسه حکومت افغانستان که نمونه‌اش آزادی پنج‌هزار زندانی طالبان باشد.

اما در دیگرسوی ماجرا، حکومت افغانستان قرار دارد که تا کنون از گفت‌وگوهای صلح، دور نگه‌داشته شده‌است و طالبان نیز این حکومت را به رسمیت نمی‌شناسند و می‌گویند به عنوان حکومت با آن حاضر به مذاکره نیستند.

در حالیکه حکومت در چنین وضعیت دشوار قراردارد؛ اعلام نتیجه انتخابات، حکومت را دوپاره کرده است. کمیسیون انتخابات تیم دولت‌ساز را برنده اعلام کرده است و تیم ثبات و همگرایی با استنادات فراوان، نتیجه را نپذیرفته است و آرای تیم دولت ساز را تقلبی می‌داند و خود را برنده واقعی انتخابات می‌داند.

دو تیم رقیب، بدون این‌که خطر بازگشت طالبان را جدی تلقی کنند، باهم وارد جنگ‌ سرد شده‌اند، هریک در پی آن است که از نمد صلح برای خود کلاهی بدوزد و طرف مقابل را زمین گیر نماید؛ اما این روند قهرا به سود مردم سالاری و نهادینه کردن دموکراسی نیست. برای هیچ‌یک از دو تیم نیز نفعی در پی نخواهد داشت. سود این نابسامانی و واگرایی، یک‌جا به نفع طالبان تمام خواهد شد. طالبان از همین الان انتخابات را به سخریه گرفته‌اند و خود را پیروز میدان قلم داد می‌کنند و خواهان برپای حکومت «خالص اسلامی» هستند. حکومت خالص اسلامی طالبان، حکومت شلاق و خودکامی است و نیاز به توصیف نیست.

جای اندک خوشبینی این است که شرایط امروز با دهه هفتاد شمسی کاملا انطباق ندارد و تفاوت‌های نیز به چشم می‌آید. در زمان کنونی، جامعه جهانی در افغانستان حضور پر رنگ دارند و کشورهای غربی هزینه‌های زیادی را در این‌جا انجام داده‌اند، بعید است آن‌ها اجازه بدهند، هرج‌ومرج به اندازه دهه هفتاد اوج بگیرد و این هزینه‌ها همه بر باد شوند. از طرف دیگر نسل تحصیل کرده‌‌‌ای در افغانستان رشد کرده‌است که به خطرات نابسامانی‌ها، تا حدودی آگاه‌است. طالبان نیز یک بار امتحان داده‌اند و مردم دوران سیاه و ستم آن‌ها را به خوبی بیاد می‌آورند.روی هم رفته، به صورت کلی می‌توان گفت کشتی روند مردم سالاری در افغانستان، درگیر توفان است و در عین حال با یک صخره عظیم روبرو است. عبور از این دشورای و پرهیز از غرق شدن، نیاز به اتحاد، تدبیر، مسئولیت‌پذیری، دوراندیشی و عبرت آموزی از تاریخ دارد در غیر این صورت بعید نیست که تاریخ نگون‌بختی‌ها ما، به شکل متفاوت تکرار شود.

داکتر سید جواد سجادی