بازگشت امین احمدی به کابل و چند نکته

  • انتشار: ۲۲ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 106483

اگر بازگشت آقای احمدی از دوحه، مطابق آنچه که در شبکه های اجتماعی گفته می‌شود بر اساس تصمیم ارگ و به معنی برکناری او باشد، توجه به نکات زیر را بایسته و ضروری می دانم:

اول:
عده ای، هنوز نمی‌توانند میان نظام و حکومت، تفکیک قایل شوند.
نظام، عبارتست از یک ساختار و حکومت عبارت است از فردی که در راس دولت قرار دارد به علاوه مدیرانی که در وزارتخانه ها و ریاست ها مقرر کرده است.
در تمام دنیا، حکومت ها می آیند و می روند و دموکراسی، بر همین رفتن ها و آمدن ها استوار است، اما ساختار، سالها و قرن‌ها پا برجا می ماند.
تجربه پنجاه سال و بلکه صد سال گذشته ما در افغانستان، متاسفانه این بوده که با هر تغییر حکومتی، تغییر. ساختاری را هم شاهد بوده ایم. اما آنچه که تا کنون در افغانستان روی داده، به نظر من یک استثنای عجیب در جهان است و این تجربه، یک روند طبیعی نیست.

دوم:
آنچه که آقای احمدی در فایل صوتی اش گفته، در حقیقت و بطن خود، مطلب درستی است. اما تجربه زیست انسان افغانستانی باعث شده تا افکار عمومی از حرف درست آقای احمدی، برداشت اشتباه کنند و ارگ هم با راه اندازی قیل ‌و‌قال در مورد این برداشت اشتباه، در حال گرفتن ماهی مقصود است.

آنچه که بسیاری از مردم فهمیده اند این است که آقای احمدی طرفدار ایجاد حکومت موقت است. حال آنکه تا جاییکه من از فایل صوتی آقای احمدی متوجه شدم، او از تغییر ساختار سخن نمی گوید و مقصودش رفتن به سمت حکومت موقت نیست، بلکه از تغییر حکومت سخن می گوید. یعنی می‌گوید نظام جمهوری حفظ شود و شخص غنی برداشته شده جایش کس دیگری بنشیند.

لب مطلب آقای احمدی اینست که طالبان پذیرفته اند با حکومت دیگری غیر از حکومت اشرف غنی که در قالب نظام جمهوریت شکل بگیرد، وارد مذاکره شدند.
به تعبیر دیگر، طالبان حاضر هستند یا حکومت جمهوری اسلامی افغانستان در شرایطی مذاکره کنند که اشرف غنی رییس آن نباشد و جامعه جهانی نیز با توجه به عدم مشروعیت و‌ محبوبیت آقای غنی و به منظور ایجاد پیشرفت در مذاکرات صلح با چنین چیزی موافق است و لذا نباید برای بقای شخص اشرف غنی در حکومت هزینه زیاد بر جامعه تحمیل کنیم.

سوم:
متاسفانه باید بگویم که آقای امین احمدی، با اینکه در واقعیت امر، حرف درستی زده، اما در تحلیل خود برای دوره پسا اشرف غنی دچار اشتباه شده است.

هیچ کسی عاشق اشرف غنی نیست و اگر قرار باشد حفظ نظام تنها در پرتو رفتن اشرف غنی میسر گردد، این اتفاق حتما باید بیفتد. اما به نظر می‌رسد شرایط کشور به گونه ای نیست که این خواسته، محقق شوند. دلایل من مطالب زیر است:

طالبان در ادعای خود صادق نیستند. آنها به دنبال مضمحل کردن همین حکومت نیم‌بند هستند تا پس از فروپاشی حکومت، از تمام ابزارها برای در اختیار گرفتن انحصاری قدرت و تغییر ساختار استفاده کنند.

در واقع، اینکه طالبان می‌گویند با حکومت جمهوری اسلامی در صورتی که اشرف غنی رییس آن نباشد مذاکره می‌کنند، یک دروغ زیباست و طالبان به حرف خود پایبند نخواهند بود.
از طرف دیگر، کابل نشینان مخالف اشرف غنی هم زمانی که از رفتن اشرف غنی سخن میگویند، مقصود شان حفظ ساختار نیست. آنها از حکومت موقتی سخن میگویند که همچون اجلاس بن، تمام ساختار را دگرگون کند و ساختار جدیدی بسازد و این، دقیقا همان چیزی ست که طالبان را به مقصود شان می‌رساند.
بنابراین، در این میان، هم توضیح دادن شرایط بسیار سخت است و هم انتخاب موضع.

چهارم:
دفاع از حکومت فشل اشرف غنی حماقت است. اما کمک به آمدن طالبان در قدرت جنایت.
خوبست در عین حال که به نبودن اشرف غنی در حکومت فکر میکنیم، به مکانیزم کنترل اوضاع پسا اشرف غنی و راههای حفظ جمهوریت پس از او نیز فکر کنیم.

اگر قرار باشد که با رفتن اشرف غنی، ساختار دچار فروپاشی شود، در آن صورت چه باید کرد؟
این سوال مهمی است که باید پاسخی برای آن بیابیم و پس از آن، برای رفتن اشرف غنی برنامه ریزی کنیم.

پنجم:
اینکه انتظار داشته باشیم رهبران سیاسی، ساختار نظام جمهوری را برای ما حفظ کنند، یک اشتباه فاحش است. آنها به دنبال معامله گری خود هستند. همین که منافع آنها تامین شود، حاضرند تن به هر چیزی بدهند و حتی به تغییر ساختار نیز راضی شوند. نمونه اش همین خیانتی است که در فایل صوتی آقای احمدی (که گفته میشود به طور امانت و محرمانه در اختیار یکی از مشاوران ارگ بوده و او با انگیزه های تامین منافع شخصی اش این فایل را منتشر کرده) صورت گرفته است.

باید به دنبال تغییر نسلی مدیریت و لیدری جامعه بود. تغییر سکانداری جامعه‌ از افراد معامله گر به انسانهای فهیم و درد شناس، اولین ضرورت امروز جامعه ماست.

سید احمد موسوی مبلغ