بازنگری توافق نامه صلح امریکا با طالبان ضروری است/ در این شرایط کابل به پاکستان تحویل داده شده است

  • انتشار: ۱۱ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 105701

رئیس جمهور جو بایدن برنامه دارد توافق نامه صلح امریکا با طالبان که توسط همتای قبلی اش دونالد ترامپ امضا شده است را بازنگری کند. شمیل شمس، کارشناس مسائل سیاسی، می گوید این تصمیم خردمندانه ای ست چون توافق نامه امتیازات ناعادلانه ای به این گروه داده است.

عدم توافق بهتر از یک توافق بد است و توافق نامه صلح امریکا با طالبان که توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین ایالات متحده امریکا امضا شد به طور صددرصد یک توافق بد است.

چون امریکا می خواست ناامیدانه جنگ نوزده ساله در افغانستان را به پایان برساند، با عجله این توافق صلح با طالبان را امضا کرد. در حالیکه توافق نامه به شکل کنونی اش به جای مفید بودن می تواند آسیب بیشتری به امریکا و افغانستان بزند.

اعلام دولت تازه جو بایدن مبنی بر بازنگری توافق نامه صلح امریکا با طالبان مورد استقبال خیلی ها واقع شده است. اما سئوال اساسی نوع بازنگری ست: یک بازنگری سطحی و توأم با شک و تردید و فقط به این خاطر که کاری انجام شده باشد، نتایج مورد نظر را برآورده نمی سازد.

دلایلی وجود دارد که نشان می دهد دولت تازه بایدن به مسأله افغانستان یک نگاه سطحی دارد و در این مورد فقط چیزی گفته است. آنتونتی بلینکن، نامزد جو بایدن برای وزارت امور خارجه امریکا، هنگام دادرسی تاییدیه خود در سنا گفت امریکا می خواهد این جنگ همیشگی را به پایان برساند. در پاسخ باید گفت:«خوب آقای بلینکن! جنگ افغانستان قرار نیست به این زودی ها به پایان برسد.»

بن بست

توافق نامه صلح امریکا با طالبان که ماه فبروری سال گذشته میلادی در دوحه امضا شد اگر تنها شامل خروج نیروهای امریکایی از افغانستان می شود، هدف را برآورده می کند، ما اگر قرار است بحران را در افغانستان خاتمه دهد و صلح و ثبات را در این کشور به ارمغان بیاورد، ناقص است و جفت پاهایش می لنگد. از زمان امضای توافق نامه صلح امریکا با طالبان، خشونت ها در افغانستان افزایش یافته و ترورهای هدفمند روند صعودی داشته است. اگرچه طالبان دست داشتن در این حملات را رد می کند اما نمی توان به این گروه اعتماد کرد به ویژه اینکه برخلاف خواسته های مکرر واشنگتن و دولت افغانستان، طالبان هیچ علاقه ای به آتش بس ندارند. مذاکرات بین الافغانی دوحه عملا به بن بست خورده است. این مذاکرات از زمان آغاز در سپتامبر سال گذشته میلادی تاکنون که دور دوم آن نیز شروع شده با دستاورد و پیشرفت قابل ملاحظه ای روبرو نبوده است. در طرف در این مذاکرات تنها یکدیگر را به مواردی متهم کرده اند و جز توافق روی کار شیوه نتیجه ملموس دیگری به دست نیامده است. مسائل کلیدی همچون «حقوق بشر، کاهش خشونت و دستاوردهای نوزده ساله» کماکان حل نشده باقی ست. جدای از این موارد مسأله اصلی اما راه حل سیاسی یا همان نوع نظام سیاسی آینده افغانستان می باشد که قرار است پس از رسیدن به توافق صلح اعلام شود. این نظام سیاسی پسا صلح چگونه خواهد بود؟ ایالات متحده امریکا اعلام کرده است که تعیین نوع نظام سیاسی آینده افغانستان به طرفین مذاکره یعنی طالبان و حکومت افغانستان بستگی دارد. این در حالی ست که تعیین نوع نظام آینده افغانستان نباید تنها به طالبان و حکومت کابل واگذار شود و این وظیفه امریکا نیست هست. در مورد نوع نظام آینده، دولت افغانستان و طالبان دو دیدگاه کاملا متفاوت دارند: طالبان یک سیستم شریعت-محور می خواهند در حالیکه رئیس جمهور غنی قصد دارد دموکراسی پارلمانی را حفظ نماید. به عبارت ساده تر طالبان امارت می خواهند و حکومت افغانستان جمهوری. طالبان حتی اگر با شکل دولت پارلمانی موافقت کنند، خواهان دست برتر در بخش های اجرایی می باشند. نگاهی به مناطق تحت کنترل طالبان یا مناطق تحت مناقشه دولت و طالبان نشان می دهد که این گروه مناطق وسیعی از خاک افغانستان را تحت کنترل خود دارند و بسیاری از جبهات جنگ برتر عمل کرده اند. طالبان بر این باورند که می توانند خواسته های خود را بر دولت افغانستان که از لحاظ نظامی و مالی هنوز به امریکا و کشورهای غربی وابسته است، تحمیل کنند. در این شرایط توافق نامه صلح طالبان با امریکا اگر و تنها اگر در مورد خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باشد، طالبان را حتی قدرتمندتر می سازد.

امید به لطف و مدد بازیگران منطقه ای

جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی تازه گماشته شده جو بایدن، به تازگی اعلام کرده است ایالات متحده امریکا قصد دارد به کمک تلاش های دیپلماتیک منطقه ای از پروسه صلح افغانستان حمایت کند. این اظهار نظر نیز نواقص خاص خود را دارد چون قدرت های منطقه ای تنها به منافع خود فکر می کنند.

شاه محمود قریشی، وزیر امور خارجه پاکستان ابراز امیدواری کرده است دولت جو بایدن قدر فرصت پیش آمده برای صلح در افغانستان را بداند. از اظهارات قریشی می توان برداشت کرد که پاکستان خواهان بازنگری در توافق نامه صلح امریکا با طالبان نیست.

این یک واقعیت است که اجرای توافق نامه صلح دوحه بدون همکاری پاکستان ممکن نیست. پاکستان نفوذ بالایی روی طالبان دارد و در کشاندن این گروه به میز مذاکره پاکستان نقش کلیدی بازی کرد. پاکستان اما در پشت پرده حمایت خود از طالبان به دنبال یک نقش قوی در نظام آینده افغانستان می باشد. اهداف پاکستان زمانی از کانال طالبان برآوره می شود که این گروه در نظام سیاسی آینده افغانستان نقش کلیدی داشته باشد. این دیدگاه اما صلح در افغانستان را ضمانت نمی کند.

بازگشت به دهه ۱۹۹۶؟

پاکستان احتمالا بزرگترین سود را از توافق نامه صلح سال گذشته میلادی امریکا با طالبان می برد. اسلام آباد به دنبال کاهش نفوذ و نقش هند در افغانستان می باشد، نفوذی که با حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی هر روز افزایش یافته است. برخی از کارشناسان می گویند با امضای توافق صلح دوحه، ترامپ عملا کابل را به پاکستان تحویل داده است. آیا جو بایدن هم به پاکستان و طالبان این میزان از کنترل بر افغانستان را خواهد داد؟ این کار، افغانستان را به دهه ۱۹۹۶ باز خواهد گرداند، زمانیکه طالبان کابل را گرفتند و حکومت پنج ساله سخت و حشتناک خود را آغاز کردند. دورانی که افغانستان و مناطق شمالی پاکستان به بهشت تروریستان تبدیل شد. طالبان یک واقعیت سیاسی اند که نمی تواند نادیده گرفته شود. به هر مقیاسی که حساب کنی این گروه یک نقش عمده را بازی خواهد کرد. ایالات متحده امریکا اما بعد از دو دهه فریاد دموکراسی و استقرار صلح در افغانستان نباید افغانستان و شهروندان این کشور را به سهمداران در حال رقابت با یکدیگر رها کند. با اتمام دوره ترامپ و روی کار آمدن دولت تازه بایدن، فرصت خوبی برای بازنگری توافق نامه امریکا با طالبان پیش آمده است. آیا این بازنگری به این معناست که طالبان علاقه ای به مذاکره در مورد توافق نامه خواهند داشت؟ این امکان خیلی بعید است. دولت باید می بایست حداقل تمام تلاش خود را بکند و فشار بیشتر بر طالبان وارد سازد و در مذاکرات بین الافغانی نقش بزرگ تری ایفا نماید. ایالات متحده امریکا نمی تواند از افغانستان بگریزد.

منبع