ایدئولوژی؛ لیبرالیسم و دین

  • انتشار: ۲ اسد ۱۳۹۹
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 89952

ما اگر حرف از این میزنیم که دین نباید ایدئولوژیک گردد – چنانکه مدعیان روشنفکری این حرف را تکرار می کنند – آن طرف سکه را نیز باید در نظر داشته باشیم؛ اگر دین از جوامع اسلامی حذف گردد، آلترناتیف آن فقط ایدئولوژی غربی است نه اراده ای ملت های مسلمان؛ اگر ما نگاهی گذرا به دور و اطراف مان بیندازیم، این حقیقت را به عیان می بینیم که امروز قدرت های بزرگ، در صدد وارد کردن مولفه هایی هستند که خودشان ساخته اند و به عنوان ابزار از آن استفاده می کنند.

امروز حقوق بشر، نهاد مطلقا ایدئولوژیکی است که هیچ کاری مثبتی به نفع امت مسلمان نکرده اند و نمی کنند؛ لیبرالیسم دموکراسی، ایدئولوژیک است که در اختیار قدرت های بزرگ قرار دارد و اگر روزی بنا باشد، از مردم سالاری، به نفع خود جوامع مسلمانان استفاده گردد، دموکراسی محض و آرمانی هم تحقق یافته باشد، از نظر ابرقدرتها، مردود است چون به نفع مسلمانها و به ضرر آنها تمام می گردد.

نظام های متعدد شاهی و قرن حجری در خلیج و کشورهای عربی، ایدئولوژیک نیست چون آنها در اختیار قدرت هایی مثل آمریکا قرار دارند و غلام حلقه در گوش آنها هستند مهم نیست که در این کشورها، استبداد و خفقان و دیکتاتوری هست اما در کشورهای که از آزادی نسبی برخوردارند، تا حرف از دین و مردم سالاری دینی به میان می آید، می گویند ریشه تمام مشکلات به همین ایدئولوژیک شدن دین است.

بلی از دین نباید سوء استفاده صورت گیرد و سیاست در خدمت دین باشد نه بالعکس اما اگر دین را به حاشیه بردید، در حقیقت، زمینه را برای ایدئولوژی غربی فراهم کرده اید. آمریکایی ها، برای پیش برد ایدئولوژی لیبرالیسم افغانستان عراق و خاورمیانه چقدر انسان کشته اند؟ چرا یکبار از حلقوم مدعیان روشنگری نشنیدیم که از ایدئولوژیک شدن لیبرالیسم غربی انتقاد کرده باشند. دلیل آن هم واضح است که کسی به کعبه ای آمالش که نقد وارد نمی کند و همه انتقادها از دین و سیاست دینی، برای این است که به آن سوی دنیا برسند.

علی ظفر یوسفی