امپریالیسم امریکا!

  • انتشار: ۲۹ عقرب ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 71178
آمریکا

مگر شک و شبهه باقی مانده که امریکا دو باره به سیاست های امپریالیستی علیه خلقهای جهان برگشته؟ تا آنجائیکه به من مربوط است علیرغم اینکه صفت “امپریالیسم” در دهه های اخیر با ورشکستگی سیاسی و آیدئولوژیکی کمونیسم و پیروزی سیستم اقتصادی لیبرالیستی گلوبالیزاسیون از مود افتاده بود، هیچگاه در ماهیت امپریالیستی امریکا شکی نداشتم.

این ویژگی ارتباطی با نظام سیاسی یا اوضاع داخلی امریکا ندارد. امپریالیسم، که شکل مدرن کلونیالیزم است، بخش جداناپذیر قدرت های بزرگ، امپریال یا امپراتوری میباشد. امپراتوری های عصر کنونی یا تنها امپراتوری که امریکاست ( ده یا بیست سال مانده که چین دوباره جهان ” دو ابر قدرت “، شوروی و امریکا تا فروپاشی اولی را احیا کند) روی اشغال مستقیم سایر مناطق استوار نیست. گرچه طی ۲۰ سال اخیر دو بار سعی کرد که در عراق و افغانستان به این کار دست بزند. تلاش در اشغال عراق که برای چند ماهی این کشور را بوسیله یک قونسول امریکایی ( پل برایمر) مستقیمآ اداره میکرد، این کشور را به بحرانهای سختی دچار ساخت که نتیجه تجاوز امریکا به عراق ظهورداعش بود.

در افغانستان به علتی که اشغال زیر چطر سازمان ملل صورت گرفت اشغال بطور غیر مستقیم توسط خود افغانها عملی شد که هنوز ادامه دارد. نتیجه این اشغال جنگ و بحرانهای مهیب انسانی و اجتماعی و فقر روز افزون (ده میلیون فقیر که به کمک غذایی نیاز دارد) و تقویت طالبان بود.
اما بطور عمده از نیمه دوم قرن ۲۰ امپریالیسم که نخست جایگزین کلونیالیسم شده بود از طریق اقتصاد و قدرت دالر در معادلات بین المللی کشور ها را به خود وابسته ساخته بود. در اواخر قرن ۲۰ تغیر کاپیتالیسم اقتصادی و صنعتی به کاپیتالیسم مالی و سرمایه باعث پیدایش و حاکمیت گلوبالیزاسیون گردید (جهانی شدن اقتصاد). این جهانی شدن اقتصاد از یکطرف حاکمیت اقتصادی و مالی و پولی امریکا را جهانی ساخت و از طرف دیگردخول دیگر کشورها در این سیستم جهانی موجب رشد اقتصادی کشورهای زیادی مانند چین، هند، آسیای جنوب شرقی، برازیل، برخی کشورهای افریقایی … گردید. نتیجه آن ترسیم دورنمایی که در آن قدرت های دیگر چون چین، هند، روسیه و اتحادیه اروپا آقایی و باداری امریکا را مورد سوال قرار میدهند، میباشد.

سیاستی که با اوباما آغاز گردید و ترامپ آنرا بطور آشکار عملی میکند در حقیقت نارضایتی امریکا از گلوبالیزاسیون اقتصادی و مالی جهان است. ترامپ با صراحت بیان میکند که هدف وی زندگی بهتر مردم امریکاست که قدرت یابی دیگر کشور ها آنرا تهدید میکند. وی جنگ تعرفه ها را با چین و حتا با هند آغاز نمود، فشار اقتصادی و نظامی را روی اتحادیه اروپا عملی میکند. تعرفه های زیاد روی موترهای آلمانی و شراب فرانسوی و فولاد ترکیه و … وی از هزینه سربازان امریکا در خارج ” در جنگهایی که برای منافع امریکا نباش بگفته ترامپ” حرف میزند ولی در بیرون کردن آنها از افغانستان تردید دارد، نه بخاطر گل روی افغانها بلکه بخاطری که مطمئن نیست که پاکستان و طالبان منافع وی را در این منطقه تآمین کنند.

با سؤ استفاده از قدرت اقتصادی و مالی خود تحریم های غیر انسانی را علیه ایران اعمال میکند، نه بخاطری که از بمب اتومی ایران ترس دارد بلکه بخاطری که ایران داشت به یک قدرت بزرگ منطقه مبدل میشد و ایران دوست امریکا نیست.

یکی از جنبه های دیگر سیاست امریکای ترامپ پشت کردن به حقوق بین الدول است. وی برجام ( توافقنامه اتومی با ایران) را که خود واشنگتن امضا کرده بود و یک توافقنامه بین المللی بود پاره نمود؛ ازقراردادهای بین المللی که امریکا متعهد آنها بود مانند کنفرانس بین المللی روی اقلیم خارج شد؛ وی جنایتکاران جنگی امریکا در افغانستان را که محاکم نظامی خود امریکا به زندان محکوم کرده بود بخشید و آزاد نمود و ده ها نقض قواعد بین المللی.

آخرین تصمیم امریکا که امروز اعلام شد تجاوز صریح به حقوق بین الدول است. امریکا اعلام کرد که شهرک های اسرائیلی در سرزمین های اشغالی فلسطین مخالف حقوق بین الملی نیست. این عمده ترین مشخصه امپریالیسم است که بگوید ” حقوق بین المللی من هستم” مانند شاهان مطلقه که میگفتند ” دولت منم”. همه کشورها، بشمول خود امریکا از ۳۱ سال به اینطرف، سازمان های بین المللی، اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد در قطعنامه های فراوانی متفق القول این شهرک ها را مخالف حقوق بین المللی و مانع صلح مینامند ولی امریکا امروز به تنهایی حکم کرد که نه این شهرک ها و در نتیجه اشغال سرزمین های دیگر مخالفتی با حقوق بین المللی ندارد.
به این میگویند امپریالیسم. مگر نه ؟

نوینسنده: کریم پاکزاد