امریکا و جنگ افغانستان/ با ۱۵۰ هزار نیرو نتوانستید افغانستان را امن کنید، با ۲۵۰۰ نیرو که نمی توانید معجزه کنید!

  • انتشار: ۱۴ قوس ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 100570

اینکه جنگ افغانستان در مناظرات انتخاباتی ترامپ و بایدن هرگز مطرح نشد بیانگر این است امریکا از جنگ خسته شده است.

طولانی ترین جنگ تاریخ ایالات متحده امریکا در افغانستان در حالی وارد بیستمین سال خود می شود که از دید بسیاری پایانی برای آن نیست. دولت جو بایدن وعده یک رویکرد نهادی نسبت به چند دهه دخالت نظامی امریکا را داده است. همان طور که قبلا گفته شد، رئیس جمهور منتخب امریکا هم از دخالت های نظامی خارجی امریکا حمایت کرده و هم مخالفت خود را با آن نشان داده است: در عین حالیکه از حضور نیروهای نظامی امریکا در کشورهای خارجی حمایت می کند، طرفدار حضور سبک تر با اهداف محدود چیزی که در تضاد با ملت سازی قرار دارد، نیز می باشد. بایدن مخالف یک جانبه گرایی ست و کار از کانال های دموکراتیک و همکاری با متحدین و سازمان های بین المللی را ترجیح می دهد. او یکی از طرفداران استراتژی « مبارزه با تروریزم با حداقل نیروی نظامی زمینی» می باشد که بر مبارزه با تروریزم در کشورهای خارجی از طریق تیم های کوچک نیروهای ویژه و حملات هوایی تاکید دارد.
اینکه چارچوب عملیاتی فوق چگونه می تواند معمای افغانستان به ویژه در پشت پرده سیاست های داخلی امریکا، توافق نامه صلح امریکا با طالبان، شیطنت های غنی و تیمش و بازیگران منطقه ای را حل کند جالب توجه خواهد بود:

اول، سیاست های داخلی امریکا

در ۲۱ آگوست ۲۰۱۷ رئیس جمهور ترامپ سیاست افغانستان خود را اعلام کرد. وی وعده سپرد برای جلوگیری از ایجاد خلأ دوباره برای فعالیت گروه های تروریستی یک تعهد نظامی «پایان باز» که بر خروج شرایط محور به جای دیدگاه زمان محور تاکید می کرد، باید تطبیق شود. ترامپ قوانین درگیر شدن نیروهای امریکا در جنگ افغانستان را آسان تر کرد که در نتیجه آن تلفات ملکی افزایش یافت. ترامپ از هند دعوت کرد نقش بیشتری در بازسازی افغانستان اتخاذ کند و پاکستان را به دلیل پناه دادن و حمایت از شبه نظامیان مأخذه نمود. ترامپ که در ابتدا هرگونه راه حل سیاسی با طالبان را رد می کرد سرانجام در ماه فبروری توافق صلح با این گروه را امضا نمود. شهروندان افغان نگرانند که امریکا از جنگ خسته شده چون در مناظره های انتخاباتی به موضوع جنگ در افغانستان اصلا اشاره نشد. بایدن اوایل سال میلادی جاری در نوشته ای پیرامون «امور خارجه» مدعی شد که جنگ های بی پایان را خاتمه می دهد. بایدن در سال ۲۰۰۹ در زمانی که معاون اوباما بود با تصمیم اعزام نیرو به افغانستان مخالفت کرد و به بی ثباتی سیاسی در جنگ افغانستان اشاره نمود. بنابراین، بایدن احتمالا حدود ۲ هزار نیرو را برای مبارزه با تروریزم در افغانستان نگه دارد و به خروج شرایط محور توجهی نکند (ناتو هم ۷ هزار نیرو در حال حاضر در افغانستان دارد). ترامپ پیشاپیش دستور داده ۴۵۰۰ نیروی امریکایی مستقر در افغانستان تا جنوری ۲۰۲۱ به نصف کاهش یابد تا به وعده انتخاباتی خود عمل کرده به مشورت های هم تیمی های خود که تعداد قابل توجهی از کهنه سربازان است گوش داده باشد.

دوم، توافق صلح امریکا با طالبان

توافق صلح امریکا با طالبان تحت فشار قرار دارد، فشارهایی نه از ناحیه طالبان که از سوی تعداد زیادی از شخصیت های امریکایی و افغانی که منتظر ناکامی آن هستند. تیم های مذاکره کننده حکومت افغانستان و طالبان در دوحه قطر هنوز روی مکانیزم گفت و گوهای بین الافغانی به توافق نرسیده اند، گفت و گوهایی که هدفش تقسیم قدرت و استقرار یک صلح دائمی بعد از کاهش خشونت می باشد. برخلاف اظهارات غرب و حکومت افغانستان، طالبان بدون یک توافق تقسیم قدرت شفاف، غیرقابل بازگشت و عملی حاضر به آتش بس نیستند، توافقی که واقعیات میدان جنگ را منعکس کند. موضوعاتی مانند قانون اساسی افغانستان، حقوق زنان و اقلیت ها و غیره و غیره از دیدگاه طالبان در شرایط فعلی قابل چشم پوشی هستند و می تواند در یک فرصت مناسب مطرح شود.

سوم، فشار غنی بر بایدن برای تحت فشار گذاشتن طالبان

مقامات دولت غنی از بایدن می خواهند تا طالبان را تحت فشار بگذارد تا این گروه تضمین های حفاظتی به دولت بدهد، تضمین هایی که توسط سرور دانش، معاون دوم رئیس جمهور غنی، بیان شده است. مقامات حکومت افغانستان در مشورت با برخی مقامات و پیمان کاران جامعه دفاعی «کمربند واشنگتن» اعلام کرده اند که خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان تسریع در خروج نیروهای ناتو از افغانستان را به دنبال خواهد داشت و کاهش حضور مدنی امریکا و جامعه جهانی سبب قطع کمک های اقتصادی و امنیتی به افغانستان می شود.
مقامات حکومت کابل مدعی ست با خروج نیروهای امریکایی و ناتو و کاهش کمک های مالی و نظامی خارجی باعث می شود حکومت کابل نفوذ و مشروعیت خود را از دست بدهد و قدرت از مرکز به پیرامون منتقل شود و این خود

ظهور دوباره ملیشه های منطقه ای و جنگ سالاران محلی را به دنبال خواهد داشت. به باور حکومت افغانستان این مساله سبب خواهد شد بازیگران منطقه مدعیان قدرت که اغلب رقیب هم هستند را تقویت کند که در این صورت طالبان علاقه خود به مذاکره را از دست می دهند. اگر طالبان مناطق مورد منازعه بیشتری را کنترل کند، افغانستان به یک جنگ داخلی بزرگ تر سقوط می کند و در این صورت تلفات غیرنظامیان و موج فرار از کشور به طور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.

این روش فکری به این معناست که گروه هایی مثل القاعده و داعش ذی نفعان نهایی خواهند بود. تمام این نگرانی های دولت افغانستان از جمله قطع کمک های خارجی منطقی به نظر نمی رسد چراکه طالبان هم اکنون بیشتر مناطق روستایی و دورافتاده افغانستان را کنترل می کنند، والیان در سایه دارند، مالیات جمع آوری می کنند، به تجهیزات دید در شب مجهزند و یک دیوار دفاعی در مقابل داعش به حساب می آیند: عملیات های موفق طالبان در مارچ ۲۰۲۰ برای بیرون راندن داعش از کنر و مناطق اطراف به خوبی توانایی طالبان را تایید می کند.
امریکا و متحدانش باید توجه داشته باشند که وقتی با ۱۵۰ هزار نیروی نظامی از بیش از پنجاه کشور طی دو دهه نتوانستید امنیت را در افغانستان تامین کنید، چگونه می خواهید با فقط ۲۵۰۰ نیروی معجزه کنید. رژیم کابل در یک اسکله مصنوعی و موقت ایستاده است و رئیس جمهور منتخب در وضعیت سختی برای تمدید قدرت خود است.
بایدن زمانیکه سناتور بود بارها با هدف تقویت دوستی و رفع موانع به افغانستان سفر کرد. بایدن دوستی طولانی با اشرف غنی دارد اگرچه تاریخچه دوستی اش با دیگر رهبران سرشناس افغان از جمله حامد کرزی تیره است.

نکته آخر، همسایگان افغانستان

افغانستان کشوری فقیر و ضعیف است اما همسایگانی ثروتمندتر قدرتمندتر دارد که از جنگ و ناآرامی در این کشور متاثر می شوند. امریکا اما با بیشتر همسایگان قدرتمند افغانستان و دیگر قدرت های منطقه ای در نزاع است: بیشتر همسایگان و قدرت های منطقه هنگام ورود امریکا به افغانستان و تقسیم قدرت سیاسی در کابل ناراضی بودند. تقریبا تمام کمک های امریکا به پاکستان قطع شده است، تحریم ها علیه ایران افزایش یافته و این کشور پس از ترور دانشمند هسته ای اش در وضعیت جنگی قرار گرفته است. روسه در معرض تحریم از سوی امریکا قرار گرفته و جنگ تجاری امریکا با چین نیز ادامه دارد.

در یک سناریوی قابل پیش بینی، پاکستان احتمالا حمایتش از طالبان را افزایش خواهد داد، گروهی که می تواند صاحبان بعدی قدرت به شمار رود. سفر عمران خان، نخست وزیر پاکستان، به کابل براساس یک مشورت نادرست و در زمان نامناسب انجام شد: غنی روی پای خارجی ها ایستاده است و با امواج پر فراز و نشیب طالبان در گذر زمان حذف می شود. از سویی هم اگر این سفر عمران می بایست انجام می شد، بهتر بود تا تشکیل دولت جدید در امریکا به تاخیر می افتاد و موضع دولت تازه مشخص می گردید. روسیه و ایران از سال ۲۰۰۲ به بعد از دولت های کابل حمایت کرده اند اما در عین حال براساس برخی شواهد به طالبان نیز به عنوان یک نیرو کمک کرده اند. این دو کشور در کنار کشورهایی مثل هند، ازبکستان پیشینه حمایت از تاجیک ها، ازبک ها و هزاره ها در افغانستان را داشته اند. چین نیز با طالبان رابطه دارد. حتی برخی سیاسیون افغانستان نیز به دنبال جلب حمایت طالبان می باشند.

با این همه، جو بایدن به عنوان رئیس جمهور منتخب امریکا با یک افغانستان پرچالش روبروست: از یک سو شیوع ویروس کرونا و اقتصاد متضرر امریکا و از سوی دیگر توافق صلح امریکا با طالبان، غنی عصبانی و اهرم های فشار محدود با همسایه ها برای بایدن چالش هایی را خلق خواهد کرد. با این همه اما این خلیلزاد است که شغلش را از دست نخواهد داد!

منبع