افغانستان، بدون روتوش

  • انتشار: ۱۵ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 106070

روزنامه جام‌جم یادداشتی از محمد حسین جعفریان، کارشناس ارشد مسائل افغانستان منتشر کرده است که متن آن در ادامه می‌آید:

شیرمحمدعباس استانکزی، یکی از مقامات سرشناس طالبان، جمعه گذشته در مسکو برای نخستین بار ادعای عجیبی کرد. او گفت اشرف غنی (رئیس جمهوری فعلی افغانستان) مانع صلح است و شرط گذاشت اگر او از قدرت کنار برود، گروه طالبان با حکومت جدید تعامل کرده و در آن دخیل خواهد شد. ماه ها از شروع مذاکرات صلح گذشته است اما طرفین حتی بر سر شیوه انجام گفت وگوها به توافق نرسیده اند. به عبارت دقیق تر یعنی نتیجه این همه هیاهو، هیچ بوده است. مشکل اصلی در اینجاست که گروه طالبان، حکومت فعلی در افغانستان را به عنوان دولت این کشور قبول ندارد. طبیعی هم هست. اگر جز این بود که ۲۰ سال علیه آن نمی جنگید. آنها دولت آقای غنی را تنها یکی از طرف های مذاکرات می دانند. آمریکا عملا در توافق نامه ای که با این گروه امضا کرده این موضوع را بدون مشورت و جلب رضایت آقای غنی، پذیرفته است. به پشتوانه همین توافق هم استانکزی در مسکو آشکارا گفت: طالبان با آمریکا روی ایجاد حکومت جدید اسلامی افغانستان به توافق رسیده است. دوشنبه گذشته نیز عین این ادعای حیرت آور را سهیل شاهین، سخنگوی سابق و عضو فعال مذاکره کننده این گروه در تهران مطرح کرد. او گفت: ما با آمریکا بر سر از بین رفتن دولت فعلی در کابل و ایجاد یک حکومت همه شمول توافق کرده ایم.

تا اینجا را داشته باشید. به یاد دارید که من در همین ستون بر ترجیح حکومت آقای غنی بر امارت طالبانی که با جنگ حاصل شود، نوشتم؟ واینکه هرکاری باید کرد تا مذاکرات صلح به نتیجه برسد. واما وای از روزیکه طالبان باجنگ کابل را فتح کند. امروز در داخل افغانستان اوضاع آشفته است. مذاکرات صلح در جریان است و اما هیچ زمستانی طی دو دهه گذشته چنین خونین نبوده است. همواره جنگ ها در بهار و تابستان بالا می گرفت و در زمستان فروکش می کرد. حالا بهار در راه است. آقای غنی خوب می داند زمان اندکی دارد. مشکل بزرگ آن است که دایره حکومت او کوچک است و همه شمول نیست. ابتدا یک اپوزیسیون بسیار قوی در داخل دولت خود او هست، یعنی دکتر عبدا… و طرفدارانش، جزآن انبوه احزاب و چهره های سرشناس و قدرتمند دیگر هم نظیر مارشال دوستم، عبداللطیف پدرام، گلبدین حکمتیار، صلاح الدین ربانی، ژنرال عطا محمدنور، برادران احمدشاه مسعود و فرزند او، ژنرال اسماعیل خان، استاد خلیلی و… انبوه نام های بزرگ دیگر با طرفداران بی شمار خارج از حکومت و منتقد شدید آن هستند. این چهره ها را دست کم نگیرید. جز اینها فرماندهان قدرتمند محلی هم هستند که علیه غنی نیستند، علیه طالبانند اما لزوما گوش به فرمان غنی نیستند؛ نظیر آقای علیپور معروف به قوماندان(فرمانده) شمشیر یا نظام الدین قیصاری و… که در مناطق خود بسیار هم محبوبند، آنچنان که آقای غنی گاه به جای طالبان، ترجیح می دهد با آنها بجنگد!

حالا پی بردید چرا طالبان آقای غنی را نه به عنوان دولت افغانستان بلکه به عنوان یکی از طرف ها برای صلح می شناسد؟ آنها می دانند حتی در صورت جلب رضایت دولت غنی این چهره های قدرتمند و طرفداران شان، بیرون دایره مانده و با آنها درگیر خواهند شد. طالبان خاطرات نبردهایش با احمدشاه مسعود را از یاد نبرده است. آنها هوشمندانه می خواهند با هیات مذاکره کننده ای برای صلح گفت وگو کنند که از جانب تمام این قدرت های ملی و محلی نمایندگی کند و فقط به دنبال تامین نظرات و منافع آقای غنی نباشد. آمریکا هم این واقعیت را درک کرده، تن به چنین توافقی با طالبان داده و بر متحدش یعنی اشرف غنی -با خدمات فراوانش- معامله کرده است. اینها حقایق میدانی امروز افغانستان هستند. اما آقای غنی همچنان اصرار دارد فقط توافق با او کافی است. این لجبازی به قیمت عدم آغاز جدی مذاکرات صلح تمام شده و این یعنی کشته شدن بیشتر مردم بیگناه و نیز انبوه سربازان جوان ارتش افغانستان. اینجارادقت کنید، در شرایطی که آن سوی میز، یعنی طرف دولت باید همه تلاش را بکند تا حتما با یک صدای واحد از افغانستان با طالبان طرف شود و همزمان تلاش کند به پشتوانه این صدای واحد امتیازات بیشتری برای مردم بگیرد، اما آقای غنی در اندیشه قبضه قدرت و باقی ماندن در ارگ به هر قیمت است. طالبان هم در سایه این تشتت هر روز جنگ را گسترش می دهد. چنان که قبرستان ها دیگر جای خالی ندارند. آقای غنی سراغ رقبا رفته و به جای حل ریشه ای مشکل، باز هم به فکر معامله است. او باید هر شب که در ارگ می خوابد محاسبه کند امروز به خاطر اصرار او به در قدرت ماندن، چند کودک بی پدر و چند پدر و مادر بی فرزند شده اند.