اشرف غنی و دشواری مهندسی راهبرد صلح

  • انتشار: ۱۸ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: عبدالعلی رضایی
  • شناسه مطلب: 1741

اشرف غنی می گوید که برای آوردن صلح در افغانستان تلاش های زیادی صورت گرفته؛ اما به گفته او تناقض هایی نیز در این تلاش ها دیده می شود.
آقای غنی در یک نشست خبری با چاگ هیگل؛ وزیر دفاع امریکا گفت که نیاز است نقشه صلح افغانستان تغییر کند.

او گفت:«در نقشه صلح باید شرایط ملی، منطقه ای و بین المللی در نظر گرفته شود و این کار فکر منسجم و همه جانبه می خواهد. ما می خواهیم این را با تدبیر و دقت انجام دهیم.»

پیشتر، محمدعمر داوودزی؛ وزیر پیشین داخله گفته بود که تکیه کردن به پاکستان برای صلح، وقت تلفی است.
آقای داوودزی، از رییس جمهور خواسته بود که نقشه صلح را تغییر دهد و به گفته او توقع کمک از پاکستان برای آوردن صلح در افغانستان دور باطل و دیوانگی است.
با این حال، اشرف غنی می گوید که صلح در اولویت برنامه های حکومتش قرار دارد و از تمامی گزینه ها استفاده خواهد کرد.
این تازه ترین اظهار نظر آقای غنی در زمینه صلح است و از سوی دیگر، اهمیت این اظهارات در این است که رییس جمهور برای نخستین بار، رویکرد گذشته در زمینه صلح را صریحا نقد می کند و مدعی می شود که این رویکرد، دستخوش تناقض هایی بوده که باید برطرف شود.

با این حال، دشواری های فراوانی فراروی او و دولت تازه نیز در این زمینه قرار دارد. بسیاری از این دشواری ها میراث استراتژی از بنیاد غلط حکومت پیشین است؛ اما شماری دیگر از آنها معلول وضعیت و موقعیت افغانستان در نمودار پیچیده و چندلایه صلح و جنگ در سطح منطقه و جهان است.
متاسفانه میدان مانور کابل در زمینه صلح بسیار محدود است؛ زیرا مساله تروریزم و جنگ و صلح در افغانستان، با معادلات چندمجهوله ای در منطقه و فرامنطقه پیوند دارد که کابل شاید تاکنون قادر به شناخت همه ابعاد این معما نشده است؛ تا نوبت به پیدا کردن راه حل و تدوین راهبردی برای برون رفت از آن برسد.
رییس جمهور کرزی در دوره های پیشین، تلاش های مشابه فراوانی را صورت داد؛ تا بر همه عوامل داخلی و خارجی دخیل در مناسبات صلح و جنگ افغانستان غلبه کند؛ اما این مهم هرگز محقق نشد.

او تا توانست در داخل برای مسیر ورود طالبان و دیگر گروه های مسلح در حال جنگ با دولت خود به ساز و کار قدرت سیاسی، مانع زدایی و زمینه سازی کرد؛ اما هیچیک از این تلاش ها آنگونه که انتظار می رفت نتیجه بخش واقع نشد.

به عنوان یکی از نمونه ها، اشرف غنی نیز که در بخشی از این تلاش ها، مسئول روند انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای افغان بود، در زمینه آزادی حدود ۷۰۰ زندانی طالبان از زندان بزرگ بگرام و سایر زندان های کشور، مستقیما یا بالواسطه نقش ایفا کرد. اقدامی که انتقادات و واکنش های گسترده ای را نیز در قبال داشت؛ اما هرگز نتیجه نداد.

او در جریان کمپاین های انتخاباتی اش نیز در مواردی به این کارکردش اشاره و تاکید کرد که در صورت رییس جمهور شدن، زندانیان بیشتری از طالبان را آزاد خواهد کرد.
بر این اساس، در بخشی از تناقض ها و نارسایی های استراتژی صلح آقای کرزی، به احتمال قوی، خود آقای غنی نیز دخالت داشته است.
با این وصف، صاحب نظران می گویند رویکرد کنونی حکومت جدید حتی با تغییراتی احتمالی در آینده، بعید است بتواند تغییری در معادله چندمجهولی صلح و جنگ ایجاد کند.

یکی از مهم ترین توصیه هایی که کارشناسان به حکومت جدید دارند، مذاکره مستقیم با پاکستان است. البته این امر به باور آنها به معنای معطل کردن کامل بازوی ضد تروریستی نیروهای امنیتی کشور نیست.

افغانستان همزمان نیاز به تقویت و تجهیز بیشتر نیروهای امنیتی خود در برابر تروریست ها دارد؛ تا به قول آقای داوودزی، بتواند از موضع قدرت وارد مذاکره شود.
نکته مهم دیگر این است که هردو این رویکردها، نیاز به مشارکت فعال و صادقانه کشورهایی مانند امریکا دارد. امریکا باید بر پاکستان فشار وارد کند؛ تا دست از حمایت از تروریزم بردارد. نفوذ کشورهای چین و عربستان سعودی هرگز کافی نیست؛ زیرا آنها حاضر به کنار گذاشتن منافع استراتژیک خود در رابطه با پاکستان به دلیل تامین صلح در افغانستان نیستند.

از سوی دیگر، امریکا باید به تعهد خود در تقویت و تجهیز واقعی نیروهای امنیتی افغانستان عمل کند؛ تا آنها در مبارزه با تروریزم، دست برتر را پیدا کنند.