از واکنش های کور، ضد اخلاقی و خطرناک تبری بجوییم!

  • انتشار: ۲۰ قوس ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 72134
تنویر

1- سخنانی که تنویر بیان کرد مصداق بارز اندیشه ی راسیستی بود. پاسخ دادن به چنین سخنانی، باید مستدل و با منطق انسانیِ کوبنده باشد. بسیاری از واکنش ها و پاسخ ها، با منطق و استدلال گفته شد اما جماعت زیادی، راهِ بیراهه ی توهین و ناسزا و تحقیر را نسبت به خانواده ی تنویر پیش گرفتند.

در دسترس ترین توهین ها، توهین به ناموس و دختر وزن و خواهر، یعنی زنان خانواده ی تنویر بود. این رویکرد مواج که به افراط کشیده شد، خود عملی بشدت زشت، مجرمانه، زن ستیزانه و ضد اخلاقی است. زن ستیزی، مصداق عمل و اندیشه ی ضد حقوق بشری است. چطور می توانیم باور کنیم که تنویر و افکار نژاد باورانه اش را با چنین سخنان و واکنش های وهن آلود و نفرت آوری، با شکست و تسلیم مواجه سازیم؟ این چنین رویکردهای ضد اخلاقی و زن ستیزانه و حتا مجرمانه ای، اولا قباحت اندیشه ی راسیستی تنویرو تنویرهارا در غبار فحش ها و توهین های سخیف نسبت به زنان و خانواده ی بی گناه او، گُم می کند. دوما از نظر شآن انسانی و قضاوت عمومی، مارا که قربانی توهین های راسیستی او وهمفکرانش هستیم، در یک ترازوی اخلاقی مساوی با تنویر و تنویرها قرار می دهد.

2- درست است که تنویر تبار پشتونی دارد و امروزه اندیشه ی طالبانی و یونی ـ تنویری در میان گروهی از پشتون ها تبلور عینی پیدا کرده است اما تحلیل ذا گرایانه و نسبت دادن این اندیشه به ملیون ها فرد پشتون و مساوی دانستن تمام روشنفکران پشتون با اندیشه ی تنویری ـ طالبانی، یک تعمیم بشدت فرافگنانه، غیر واقعی و توهین آمیز است. توده ها و روشنفکران پشتون، بیشتر از دیگر اقوام، قربانی این چنین اندیشه هایی هستند. توده ها و روشنفکران پشتون مرعوب تر و آسیب پذیرتر از سایر اقوام در برابراین طاعون سیاسی ـ فرهنگی شده اند.
حال، ما باید مسیر و هدف مبارزه خودرا روشن کنیم. آیا مسیر ما دشمنی با کل پشتون هاست؟ آیا هدف ما مبارزه با تمامیت فرهنگی و سیاسی و هویتی پشتون هاست؟ یا این که هدف ما مبارزه با راسیسمی است که بخشی از آن جامعه، دچار آن است؟

مسابقه گذاشتن برای توهین روا داشتن به کل پشتون ها به بهانه ی واکنش به سخنان امثال تنویر، چند پیامد خطرناک را به بار خواهد آورد:

اولا؛ دایره ی نفرت و دشمنی را در تمام سطوح گسترش خواهد داد و جوانان احساساتی و هیجانی مارا در موج های خطرناکی از عصبیت ودشمن پنداری و عاقبت نیندیشی سیاسی فرو خواهد برد.

دوما؛ با همگانی شدن نفرت، ما عملا کمک می کنیم که اندیشه ی راسیستی یون ها و تنویرها درلایه های مختلف جامعه پشتون همنوایی و مقبولیت پیدا کند و بدینسان دشمنی و نفرت بیشتر و شدید تر جامعه ی پشتون را متوجه جامعه ی خود می سازیم.

بدین ترتیب و با چنین رویکردی، توقع نداشته باشیم که بستر نفرت ها و دشمنی ها همگانی تر نگردد و عواقب سیاسی، فرهنگی و رفتاری آن، مارا و نسل های بعدی مارا آسیب پذیرتر و در یک دایره ی باطل نفرت و دشمن پنداری های مسمتر، غرق نسازد.

نویسنده: حمزه واعظی